مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ١٩٤ - کیفیّت اتّحاد و معیّت ادراکی موجودات با خدا
فلا تکونَنّ من الجاهلین؛ فإنّ الشّیءَ یکون مَع الشّیء؛ «از جاهلین مباش، چون شیء با شیء است!»
اگر به من معرفت پیدا کردی و برنگشتی، با من معیّت پیدا میکنی، یعنی با من یکی میشوی. و اگر بعد از معرفت، جاهل شدی، آنوقت تو با جهّال معیّت پیدا میکنی و با جهّال یکی میشوی؛ و جاهل، شیطان است و با شیطان یکی میشوی و معیّت پیدا میکنی. امّا اگر معرفت به خدا پیدا کردی، با خدا معیّت پیدا میکنی.
(وَ هُوَ مَعَكُم أَينَ مَا كُنتُم) [١] «هرجا شما باشید، خدا با شما است.»
کیفیّت اتّحاد و معیّت ادراکی موجودات با خدا
این معیّت خدا با موجودات است. امّا آیا این موجودات هم با خدا معیّت دارند؟ البتّه که دارند، امّا معیّت تکوینی، نه معیّت ادراکی که آنها بفهمند با خدا یکی هستند؛ این معیّت در اثر معرفت پیدا میشود و این معیّت اصلاً یکی از خواصّ موجودات است. هر موجودی یک خاصّهاش این است که وقتی آن جنبههای ما به الإمتیاز و خصائص شخصیّۀ خود را کنار بگذارد، معیّت پیدا میکند.
زید و عَمرو دو موجودند؛ زید این شکل را دارد و عمرو آن شکل را دارد، زید قدّش بلند است و عمرو کوتاه است، زید بدنش سفید است و عمرو سیاه است، زید زبانش عربی است و عمرو عجمی است؛ اگر این خصوصیّات از بین برود، آیا شما میتوانید بگویید که زید و عمرو دو نفرند؟! دو نفر بودن زید و عمرو به اختلاف مشخّصات آنها است، وقتی مشخّصات از بین رفت دیگر دوئیّت نیست. دو موجود اگر آثار و خواصّ تشخّص خود را کنار گذاشتند، دیگر اینها دوتا نیستند.
مثل سلمان و پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم، که پیغمبر دارای یک اراده و یک ادراک و یک معرفت و یک آرزو و یک راه و یک روش و یک مبدأ و یک معاد است و در یک عالم دیگری است، سلمان هم اگر برای خودش دارای همچنین خصوصیّتهایی باشد، غیر از پیغمبر است و با پیغمبر معیّت ندارد؛ امّا سلمان که
[١]. سوره حدید (٥٧) آیه ٤.