مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ١٥٤ - معنای اخلاص
اگر انسان بهخاطر بعضی از مصالح شخصی حاقّ مطلب را برای او نگوید، ولو اینکه مقداری هم برای او منفعت دارد، امّا چون او انسان را امین قرار داده است که صد در صد منفعت را برای او بگوید ـ نه فیالجمله ـ آنوقت اینجا خیلی از مطالب برای انسان مکشوف میشود که در هنگام مشورت، شخص مستشار باید خودش را فی ما بینه و بین الله جای او فرض کند و ببیند که مصلحت حقیقی و واقعی او چیست، ولو بر ضرر خودش باشد. این مطلب مثل شهادت دادن میماند.
(وَ مَن يَكتُمهَا فَإنَّهُۥٓ ءَاثمٞ قَلبُهُۥ) [١] «کسی نمیتواند کتمان شهادت کند، و اگر کتمان کند قلب او گناهکار است.»
معنای اخلاص
میفرماید:
اخلاصُ العمل للّه؛ «عمل انسان فقط برای خدا باشد.»
یعنی وقتی انسان میخواهد عملی انجام بدهد، بگردد؛ مثلاً همانطوری که وقتی انسان میخواهد غذایی بخورد، میگردد که این غذا آلوده نباشد یا مثلاً با این غذا خار و خاشاک و چیزی مخلوط نباشد یا در این میوهها میوۀ فاسد و گندیده نباشد یا این آب، آب پاکی باشد، (فَليَنظُر ٱلإنسَٰنُ إلَىٰ طَعَامهۦٓ) [٢] عملی هم که انسان انجام میدهد، غذای برای روح است و باید پاک باشد، و پاکیاش به این است که باید در آن اخلاص باشد، یعنی انسان باید سعی کند که شائبهای در آن نباشد که بالأخره راجع به خود او است. وقتی عمل اینطور بشود، این عمل دیگر روی قلب اثر بد نمیگذارد؛ چون اثر بد و بدی عمل، اصلاً هیچ ملاکی ندارد الاّ منیّت و اینکه انسان آن عمل را به خودش نسبت بدهد، و در دنیا هم از خدا غافل باشد و برای غرضی از اغراض غیر خدایی انجام بدهد. این عمل بد فیحدّ نفسه چه یک عمل چشمگیر و مستحسنی در
[١]. سوره بقره (٢) آیه ٢٨٣.
[٢]. سوره عبس (٨٠) آیه ٢٤. اسرار ملکوت، ج ٣، ص ١٩٤:
«انسان باید به مأکولات خویش نظر اندازد و با دقّت به آنان بنگرد.»