مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ١٧٥ - وصول به بالاترین درجات ایمان بهواسطۀ شدّت محبّت به خدا
خیّاط میگوید: «آقا، من قیطان ندارم و باید قیطانش را پیدا کنید!» یک روز وقت تلف میکنیم و قیطانش را پیدا میکنیم. بعد میپرسیم: قیمتش چقدر میشود؟ میگوید: «فلان مقدار.» درحالتیکه برای انسان هم خیلی مشکل است که مزدش را بدهد. و بعد میپرسیم: این عبا را کی به ما میدهی؟ میگوید: «فلان روز.» انسان هر روز انتظار میکشد که آن روز بیاید و عبا را بگیرد. این عبا خیلی قیمت دارد و انسان بهزودی از دستش نمیدهد؛ چون روی آن کار کرده، عمر تلف کرده و عشق باخته است. امّا اگر کسی که عبا میخواهد، یک اسکناس دویست تومانی از جیبش در بیاورد و به نوکرش بدهد و بگوید: «آقاجان، برو و یک پارچه برای من بخر و بده تا بدوزند.» و هفتۀ بعد هم آن را بیاورد، این عبا برای او قیمت ندارد و زود هم از دست میدهد.
هریک از امور دنیا اینطور است؛ هر چیزی که انسان روی آن کار کرده است، علاقهاش زیاد است و هر چیزی که روی آن کار نکرده است، علاقهاش کم است. اگر انسان روی خدا کار کند، محبّت خدا زیاد میشود. مگر نمیشود روی خدا کار کرد؟! نمازهایی که ما میخوانیم برای چیست؟! کسی که میگوید: «لا إله إلّا الله؛ خدا یکی است!» اعتراف کرده است و دیگر تمام شد؛ پس چرا میگوید: صبح نماز بخوان، ظهر نماز بخوان، عصر نماز بخوان، مغرب نماز بخوان، عشاء بخوان، وقتی خواستی بخوابی نماز وُتیره را فراموش نکن، شب که از خواب بیدار شدی وضو بگیر و دو رکعت نماز بخوان، دو مرتبه بلند شو و دو رکعت نماز بخوان، نماز شفع و وتر را فراموش نکن، اوّل صبح که شد صدا بلند کن: «الله أکبر!» ونماز نافلهات را بخوان، بعد نماز صبح را بخوان؟! اینها برای این است که مدام یاد خدا کند و یاد خدا مدام در قلب بنشیند و محبّت همینطور زیاد شود تا محبّت شدید شود.
امیرالمؤمنین علیه السّلام میفرمایند:
واجعَلْ قلبی بحُبّک مُتَیّمًا؛[١] «قلب مرا در محبّت خودت متیّم کن!»
[١]. مصباح المتهجّد، ج ٢، ص ٨٥٠، فرازی از دعای کمیل.