مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ١٠٧ - اساس عالم خارج بر ارتباط بین افراد و موجودات
را زیر حجاب مخفی کرده است و اگر یکوقت به حال و به هوش بیاید، باز تأسّف میخورد؛ چون نمیشود آن را رها کرد! اگر انسان بخواهد پیوند چیزی را که ذاتاً دارای پیوند است ببُرد، در عالم اعتبار و تخیّل میبُرد، نه در عالم خارج؛ پس اینها خودشان را گول میزنند!
اساس عالم خارج بر ارتباط بین افراد و موجودات
براساس این منطق اسلام که منطق صحیحی است، تمام عالم خارج با همدیگر مرتبط هستند و تمام نژادها با اینکه با همدیگر اختلاف دارند، با همدیگر مرتبط هستند.
میگویند: «گروههای خونی چهارتا است.» و آن کسی که این گروههای خون را اختراع کرد، گفت:
اینکه گروههای خون چهارتا است، یک عمل تقریبی است که ما به دست شما میدهیم، و الاّ خون هر شخصی با دیگری مختلف است؛ و در تمام عالم نمیتواند خون دو نفر با هم یکسان باشد! امّا به حسب اینکه میخواهیم دستهبندی کنیم، ما چهار گروه درست کردیم و این از جهت تقریب است.
و امّا از جهت واقعیّت و اساس، هر شخصی بافت و نسوج و ترکیبهای فیزیکی و شیمیایی آنزیمهای بدنش [و آنتیژنهای خونش] غیر بدن دیگری است و بههیچوجه منالوجوه با او یکی نیست.
مثلاً میبینیم به کسی که دلش درد میکند، میگوییم که گل گاو زبان بخورد، و این را به همه میگوییم؛ ولی گل گاو زبان این مریض غیر از آن است و آن غیر از این است؛ اگر بخواهیم به دقّت بگوییم، منبابمثال مقدار گل گاو زبانی که این مریض باید بخورد، پنج مثقال و نیم است و آن دیگری بایستی چهار مثقال و نیم بخورد و آن یکی باید سه مثقال بخورد! ولی ما دیگر نمیتوانیم اینقدر دقّت کنیم، لذا برای همه مینویسیم: پنج مثقال! از باب اینکه: سفره هست و دیگر هر کسی میتواند هر غذایی که میخواهد بخورد. ولیکن آن کسی که میخواهد بالدقّة براساس واقعیّت مشخّص