مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ٣٣ - علّت خلود در جهنّم یا بهشت
ظاهر انسان. آنجا خدا با فکر آدم صحبت میکند؛ نه با زبان ظاهری، که انسان بخواهد دروغ بگوید! باطن انسان جواب میدهد که نیّت انسان چیست! نیّت انسان، جهنّمی است؛ نیّت انسان، شقیّ است؛ نیّت انسان، جانی است! نه اینکه بدن انسان جانی است و نیّت در مقام طهارت خود مانده است! اگر اینطور باشد که خیلی خوب است، برقی میزند و آتشی میآید و انسان را از ظاهر تطهیر و طاهر میکند و انسان در بهشت میرود؛ چون باطنش آلوده نیست، ظاهرش آلوده است و بهواسطۀ تب، سرماخوردگی، زلزله، سکرات موت و یا عذاب قبر طاهر میشود! امّا آن کسی که باطنش خراب است، باید به اندازهای که نیّت باطلش کشش دارد، در جهنّم برود و بسوزد! انسانی هم که در بهشت میرود، به همان مقداری که دید باطن او کشش دارد، میتواند از نعمتهای بهشت استفاده کند؛ (وَ فيهَا مَا تَشتَهيه ٱلأَنفُسُ وَ تَلَذُّ ٱلأَعيُنُ وَ أَنتُم فيهَا خَٰلدُونَ)![١] اشتهای نفس مختلف است و هر کس یک اشتهایی دارد و در یک درجه از بهشت زندگی میکند و به نعمت خاصّی از نعمتهای بهشت متنعّم است![٢]
انسان را که در قبر میگذارند، قبر انسان را تا مَدَّ بَصَره؛[٣] «به اندازهای که چشم آن مُرده میتواند ببیند» باز میکنند! مَدّ و کشش آن تا چه اندازه است؟ بعضیها را که در قبر میگذارند، اینقدر چشمشان تاریک است که یک وجب جلوی خودشان را هم نمیتوانند ببینند! اندازۀ قبر معلوم است، امّا قبر آنها کمتر از آن مقدار است، لذا دیوارهای قبر استخوانهای آنها را در همدیگر میفشارد! امّا بعضیها دید چشمشان زیاد است، یک میلیون، دو میلیون، سه میلیون، چهار میلیون! مثلاً دید چشمشان به عالم عقل رسیده
[١]. سوره زخرف (٤٣) آیه ٧١. معاد شناسی، ج ١٠، ص ١٣٣:
«و در آن بهشتها از هر چیزی که نفوس بخواهند و اشتها کنند و دیدگانشان از آن لذّت برد، موجود است؛ و شما در این بهشتها جاودانه میمانید!»
[٢]. المحاسن، ج ٢، ص ٣٣١.
[٣]. الکافی، ج ٣، ص ٢٣٩.