مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ١٣٠ - وجوب هجرت از دارالکفر به دارالإسلام
و اگر با آنها تماس دارید از خیلی دور باشد؛ چون راه و مقصدشان راه شما نیست، و ظاهراً با شما مماشات و آمیزش میکنند، ولی از ایجاد هرگونه خرابی و فساد در شما خودداری نمیکنند؛ چون هدف آنها سعادت شما نیست، بلکه هدف آنها مادّی و زندگی دنیا و مادّه است، پس:
«(برای رسیدن به مقصود خودشان) از هر خرابی و فسادی دربارۀ شما کوتاهی نخواهند کرد!»
این منطق قرآن است.
در قرآن مجید داریم:
(وَلَن يَجعَلَ ٱللَهُ للكَٰفرينَ عَلَى ٱلمُؤمنينَ سَبيلًا) [١] «خداوند سبیلی برای کفّار نسبت به مؤمنین قرار نداده است.»
یعنی اصلاً خدا راهی قرار نداده است که کفّار ولو فیالجمله، نفوذ و تسلّطی نسبت به مسلمانها داشته باشند! مؤمن نمیتواند ببیند که روزی کافری بر او مسلّط باشد. در تحت حکومت کفر درآمدن، با منطق اسلام سازگار نیست.
میدانید امیرالمؤمنین علیه السّلام برای اینکه مردم را از تحت ولایت و حکومت کفر خارج کند، چقدر شمشیر زد؟! چون آنها میگفتند: «مسلمانها باید در تحت حکومت ما باشند و ما اجازه نمیدهیم که آنها آزادانه دینی بیاورند و پیغمبری در مدینه باشد؛ هر کاری میخواهند بکنند باید در تحت ولایت ما باشند!» و اینکه یک نفر مسلمان در تحت ولایت کفر باشد، اصلاً با روح اسلام سازش ندارد؛ یعنی این امر، مساوی است با منهای اسلام!
وجوب هجرت از دارالکفر به دارالإسلام
وقتی که روی این حساب باشد، پس ما در حکومت کفر، هر درجه و مرتبهای از اسلام را داشته باشیم، مجازی است و حقیقی نیست؛ مثل اینکه شما به پاریس بروید و در تحت ولایت و حکومت آنها زندگی کنید و نمازی هم برای خودتان بخوانید، ولی آن روح و جان شما در تحت حکومت کفر است.
[١]. سوره نساء (٤) آیه ١٤١.