مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ١٣٧ - استشهاد سعد وقّاص به فضائل خاصّۀ امیرالمؤمنین
یعنی آن کسی که از بیعت امیرالمؤمنین خودداری کند، الآن مجبور میشود که در پیشگاه معاویه که جبّار روزگار است بیاید؛ بالأخره الآن حاکم است و در هر گوشه و کناری، حقوق در دست معاویه است، پس باید بیاید و زمین ادب ببوسد تا اینکه زندگیاش بگذرد! سعد هم باشد باید بیاید! و این جبّار، الآن دارد محاکمهاش میکند: «چرا تو علی را سب نمیکنی؟!»
گفت:
ای معاویه! من سه فضلیت دربارۀ علی سراغ دارم که اگر هرکدام از آنها برای من بود، خیرٌ لی ممّا طَلَعتْ علیه الشّمسُ! «قسم به خدا از تمام نقاطی که آفتاب طلوع میکرد، برای من بهتر بود!»
استشهاد سعد وقّاص به فضائل خاصّۀ امیرالمؤمنین
گفت: «آن سه فضیلت چیست؟»
گفت:
یکی: تزویج فاطمه؛ پیغمبر نور دیدۀ خود، فاطمه، بهترین دختران و سرّ خود را به علی بن أبیطالب تزویج کرد و از او همچنین اولادهایی آمدند، حسن و حسین که اینها اولاد پیغمبرند. این فضیلت برای علی است و علی به واسطۀ این ازدواج، جزء اهلبیت رسولالله شد و آیات قرآن که دربارۀ اهلبیت وارد شده است شامل علی هم شد.
دوّم: پیغمبر در جنگ خیبر عَلَم را به دست ابوبکر داد که با مسلمانها برود و فتح کند، ولی رفت و شکست خورد و برگشت؛ روز دیگر رسول خدا علم را به دست عمر داد و او با مسلمانها رفت و شکست خورد و برگشت؛ شب به رسولالله گفتند: عمر شکستخورده است و برگشته است.
رسول خدا فرمود: «لَأُعطینَّ الرّایةَ غَدًا رَجُلًا یُحبُّ اللهَ و رَسولَه و یُحبُّهُ اللهُ و رَسولُهُ، کَرّارٌ غیرُ فَرّارٍ، یَفتَحُ اللهُ بیَده؛ من فردا علم را به دست کسی میدهم که خدا و رسول را دوست دارد و خدا و رسول هم او را دوست دارند؛ او کرّار است و حمله میکند، و فرّار نیست و خدا به دست او خیبر را فتح میکند!»
و همۀ ما منتظر بودیم که فردا عَلَم به دست چه کسی داده میشود، و اصلاً احتمال علی را نمیدادیم؛ چون علی چشمش درد گرفته بود و در بستر افتاده