مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ١٣٨ - استشهاد سعد وقّاص به فضائل خاصّۀ امیرالمؤمنین
بود و نمیتوانست چشمش را باز کند. همۀ اصحاب میگفتند: آن کسی که فردا رسول خدا او را برای جنگ انتخاب میکند، کیست؟
صبح که شد، رسول خدا گفت: «علی بیاید!» گفتند: «یا رسولالله! در بستر افتاده است و چشمش از شدّت درد باز نمیشود.» گفت: «او را بیاورید!»
علی را پیش پیغمبر آوردند، از آب دهان بر چشمهای علی مالید و گفت: «حرکت کن و برو!» علی رفت و خیبر را فتح کرد. این فضیلتی که با این خصوصیّات برای علی است، برای هیچکس نیست!
(علاّمه [حلّی] در منهاج الیقین فضیلتهایی برای علی بن أبیطالب ذکر میکند که یکی از آن فضیلتها همین است؛ فضیلتهایی که اختصاص به علی بن أبیطالب دارد و هیچیک از صحابه در این فضیلتها، یک قدم اشتراک ندارند!)
فضیلت سوّم: رسول خدا دربارۀ او فرمود: «أنتَ منّی بمَنزلَة هارونَ من موسَی، إلّا أنّهُ لا نَبیَّ بَعدی!»
علی در همۀ غزوات با پیغمبر بود؛ فقط در یک جنگ، جنگ تبوک، رسول خدا علی را با خود نبرد و گفت: «در مدینه بمان و هنگامی که من نیستم، تو ولی و سرپرست امور مدینه باش تا ما از جنگ برگردیم!» رسول خدا بیرون آمد و به جُرف در یک فرسخی مدینه رفت. منافقین اینطرف و آنطرف شروع به سعایت کردند که: علی مورد بغض رسول خدا واقع شده است و رسول خدا حرکت او را ناپسند داشته است، لذا او را در مدینه گذاشته است! منافقین گفتند: «شجاعها را با خود برده است و تو را گذاشته است که سرپرست زن و بچّۀ مردم باشی، و خانهداری و سرایداری مدینه را به تو داده است!» امیرالمؤمنین از مدینه حرکت کرد و خدمت رسول خدا در جُرف آمد و گفت: «یا رسولالله، از من بدی دیدی که مرا در این جنگ با خود نبردی؟!» رسول خدا گفت: «نه، وَالله! أنتَ منّی بمَنزلَة هارونَ من موسَی إلّا أنّه لا نَبیَّ بَعدی؛ منزلت و نسبت تو با من مثل هارون است نسبت به حضرت موسی (یعنی تو مقام وصایت داری)، فقط فرقی که هست این است که هارون بعد از حضرت موسی