مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ١٢٠ - علّت جعل عید فطر بهعنوان عید
نامی، بلکه انسان بما هو انسان، و انسان بما هو ناطق ـ به بهرهای برسد که برای او ایجاد فرح و سرور کند، او را پاک کند، تطهیر کند، تهذیب کند، طاهر کند و به خدا نزدیک کند؛ این برای او عید است.
علّت جعل عید فطر بهعنوان عید
روز عید فطر، عید است و روز سرور مؤمنین است؛ برای اینکه مردم یک ماه روزه گرفتهاند و روزها همه گرسنه و تشنه بودهاند، شبها به عبادت برخاستهاند، قرآن خواندهاند، نماز خواندهاند، و حالا که روز عید فطر میشود خدا به مردم جایزه میدهد. این جایزه، سبک کردن آنها است، حرکت دادن آنها است، نتیجۀ یکیک از دقایق و لحظاتی است که در ماه رمضان، گذشته است و برای ایشان این پدیدۀ روحی را ایجاد کرده است و آنها را به طرف این معنای طهارت سوق و حرکت داده است؛ لذا در روز عید فطر اینها خودشان را سبک میبینند و ملائکه هم برایشان جوایز میآورند که آفرین، کاری کردی و امروز روز بهرۀ تو است! آنوقت انسان به شکرانهاش نماز میخواند و دیگر شیرینی نمیخورد؛ چون روز شیرینی خوردن یا شربت خوردن یا دایره زدن نیست؛ روز نماز است، و براساس این موهبتی که خداوند به انسان داده است، انسان باید در بیابان برود و همه در یک جا جمع بشوند و نماز بخوانند و خطبه بخوانند و تکبیر بگویند:
لا إلهَ إلّا الله، الحَمدُ لله، الحَمدُ لله علیٰ ما هَدانا و لَهُ الشّکر علیٰ ما أولانا [١] «خدایا، ما تو را شکر میکنیم که چنین توفیقی به ما دادی و امسال ما را زنده نگه داشتی تا ماه رمضان را پشت سر گذاشتیم و کسب یک پدیدۀ روحی کردیم و این حال برای ما پیدا شد!»
و باید به بیابان برویم و رو به خاک بگذاریم و باید پا برهنه برویم و عبا را تا کمر بگذاریم و [شلوار را هم تا نصف ساق پا] بالا بزنیم، همانطور که حضرت امام رضا علیه السّلام برای نماز رفتند، که سنّت رسول خدا بود.[٢] انسان باید اینطور به حال
[١]. مصباح المتهجّد، ج ٢، ص ٦٤٩.
[٢]. الکافی، ج ١، ص ٤٨٩.