مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ١٣٤ - آثار سوء بیتفاوتی و عدم دفاع از حق
إنشاءالله دائماً روحالقدس تو را تأیید کند، ما نَصَّرتَنا بلسانک [١] «تا آن هنگامی که ما را به زبان خود یاری میکنی!»
ولی خُب بعداً برگشت. شاهد در این است که او نود و چهار سال عمر کرد، ولی عیبش این بود که آدم ترسویی بود.[٢] در جنگ خندق که رسول خدا و مسلمانها همه بیرون آمدند و در میان بیابان مشغول کندن خندق شدند، او اصلاً برای کندن خندق نیامد، چون میترسید؛ هنوز جنگ نشده بود و داشتند خندق میکندند، امّا او اصلاً برای کندن خندق نیامد! رسول خدا و تمام مسلمانها و حتّی پیرمردها همه مشغول کار بودند، امّا او در مدینه هم نماند، بلکه از ترس اینکه ممکن است بعضی از دشمنها به مدینه برسند و بیایند و غارت کنند، با جماعتی از زنان و بچّههای مسلمانها که بیرون آورده بودند و در قلعهای جا داده بودند، حسّان هم با آنها آمده بود و در بین زن و بچّههای مردم رفته بود؛ از بس که میترسید! حالا شاهد در اینجاست:
[١]. الإرشاد، ج ١، ص ١٧٧؛ الجمل و النصرة، ص ٢١٧ ـ ٢٢٢؛ کنز الفوائد، ج ١، ص ٢٦٩.
[٢]. الاستیعاب، ج ١، ص ٣٤٨؛ أسد الغابة، ج ١، ص ٤٨٤.