مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ١٦٦ - علّت فضیلت نماز بر سایر عبادات
پیغمبر میفرمود: «أرحنی یا بلال [١]ای بلال، مرا راحت کن!» یعنی زود برو اذان بگو تا ما بلند بشویم و نماز بخوانیم. نماز، راحتی است و بهترین عمل است و تمام اعمال صالحه به تبَع نماز است. نماز ربط با خداست، نماز اتّصال باطن انسان با خداست، نماز باز شدن درهای آسمان و رحمت و اجازۀ تکلّم بنده با خدا و ربط با خالق است. هیچ عملی نمیتواند مقابل نماز بایستد و یا در مقابل نماز مقاومت داشته باشد! پیغمبر بقیّۀ احکام، حتّی روزه و جهاد و... را در سایۀ نماز تشریع کردند. جهاد و جنگ برای این است که مردم مسلمان بشوند و نماز بخوانند.
پس عمَر خیلی اشتباه کرد که گفت:
حیَّ علیٰ خیر العمل» درست نیست و این را از اذان برداریم. برای اینکه «حیَّ علیٰ خیر العمل» یعنی: «بهسوی بهترین کارها بشتابید!» و مردم اگر بدانند که نماز بهترین کارها است، جهاد نمیکنند؛ پس این را از اذان برداریم تا مردم نماز را خیرالعمل ندانند و برای جهاد بیایند.[٢]
اصلاً شما از همین یک جمله، طرز تفکّر این مرد را میفهمید که او اسلام را مَسّ نکرده است و بویی از حقیقت و واقعیّت به مشامش نرسیده است! او خیال کرده است که اسلام یک حکومت ظاهری و یک غلبه و جنگ و جهاد و قتل و غارت و تشکیلات ظاهری است و غیر از این نفهمیده است؛ و لذا میگوید: «اگر مردم به نماز دعوت بشوند از آن کار میافتند.» امّا دیگر نمیداند که تمام نماز و جهاد و انفاق و ساختن مساجد و عبادت مردم و حجّ و صدقه به فقرا و تشکیلات حکومت اسلامی و...، بر اثر یک واقعیّت و حقیقتی است که آن حقیقت در بطن نماز است؛ اگر این پیدا شد، تمام آنها براساس صحیح خواهند بود، و الاّ همهاش غلط است. کما اینکه خودش به آن راهی که رفت،
[١]. إحیاء علوم الدّین، ج ١، جزء ٢، ص ٢٩٦؛ مفتاح الفلاح، ص ١٨٢.
[٢]. دعائم الإسلام، ج ١، ص ١٤٢؛ الموطّأ، مالک، ج ١، ص ٧٢؛ الأحکام، یحیَی بن الحسین، ج ١، ص ٨٤.