مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ٩٢ - نقد افکار مبنی بر تجدّد دینی
خودشان را از خدا میگفتند و به خدا نسبت میدادند؛ ولی مطالب از خودشان بوده است و با اینکه این مطالب از خودشان بوده است، برای اینکه مردم قبول کنند، به خدا نسبت میدادند! با این حال، پیشرفت عظیمی که کردند این بود که بشر را چه مسلمان و چه مسیحی از درندگی باز داشتند و بالأخره بشر را مهار کردند و این خدمت، خدمت بزرگی است.
من نمیتوانم این را انکار کنم که دعوت کردن پیغمبران به تعبّد، بزرگترین اهانتی است که بر بشریّت شده است و بزرگترین حقارتی است که بر بشریّت آمده است؛ ولی هیچ چارهای غیر از این نیست و بشر بالأخره بایستی به عقل برسد، و این مسئلهای است![١]
وقتی احمد قادیانی در مراکش بهعنوان امام زمان طلوع کرد و خبر به آقا سیّد جمال رسید که بهعنوان امام زمان آنجا شده است، پرسید: «حالا مطلب او چیست؟» گفتند: «ادّعای امام زمان بودن میکند!» گفت:
این هم که مثل بهاییها میماند! اینکه انسان «کعبه» را بردارد و قبله را «عکا»[٢] کند، و یا قرآن را بردارد و بهجایش «بیان» بگذارد، این که کاری نشد؛ باید اصلاح اساسی کرد!
نقد افکار مبنی بر تجدّد دینی
غالب مطالب آقا سیّد جمال افغانی دربارۀ وضع مسلمانها و... درست است، ولی در عباراتش این است که باید در احکام اسلام تصرّف کرد![٣] و این حرف همان فکر تجدّد دینی است که امروزه در افکار افتاده است. همینطور که پروتستانها علیه کلیساها بلند شدند و قیام کردند و یک دین دیگری در مقابل آنها تشکیل دادند و دو فرقه شدند، اینها هم میگویند که بهطور کلّی این دینی که ما الآن داریم، مثلاً این خانم
[١]. رجوع شود به نور ملکوت قرآن، ج ٤، ص ١٣٠ ـ ١٣٢، به نقل از سیری در اندیشۀ سیاسی عرب؛ مطلع انوار، ج ٣، ص ٢٦٠ و ٢٧٠ ـ ٢٧٣.
[٢]. مقدّسترین شهر فرقۀ بهائیّت است و در فلسطین اشغالی قرار دارد. (محقّق)
[٣]. جهت اطّلاع بیشتر پیرامون احوالات و افکار سیّد جمالالدّین اسدآبادی رجوع شود به مطلع انوار، ج ٣، ص ٢٤٩ ـ ٢٨٠؛ نور ملکوت قرآن، ج ٣، ص ١٤٥ ـ ١٦٥.