مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ٩٣ - نقد افکار مبنی بر تجدّد دینی
چادر سرش کرده است و یا آن خانم آنجا نشسته است و همۀ اینها عقب نشستهاند و چادر سرشان کردهاند؛ این حرفها چیست؟! و نهتنها دربارۀ زن و مرد میگویند: «باید مرد بودن و زن بودن را برداشت!» بلکه میگویند: «این حرفها اصلاً درست نیست!»
این حرف و این فکر تجدّد دینی همینی است که دکتر عبدالکریم سروش ـ علیه ما علیه ـ در مقالاتش در روزنامه نوشت و ما هم یکی از مجلّدات نور ملکوت قرآن را فقط به ردّ او اختصاص دادیم. لُبّ مطلب ایشان این بود که قرآن کافی نیست و رسول خدا هم کافی نیست، و تمام حرفهای اینها از پیش خودشان است و قرآن از پیش خدا نیست! رسول خدا مرد عجیبی بوده است و متنی آورده است و این مطابق با زمان خود حضرت بوده است! ولی ما باید با عقل خودمان دنبال مطلب برویم و برسیم، و این دین پایگیر ما است! البتّه اینها را صریحاً نمیگویند، ولیکن حقیقت مطلبشان همین است؛ عبدالکریم سروش اینها را با طفره میگوید، ولی نه یک بار و دو بار، بلکه بیش از پنجاه بار در این دو مقاله این مطلب و این فکر را بهعنوانهای متفاوت و به عبارات مختلف بیان میکند.[١]
اللَهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد
[١]. رجوع شود به نور ملکوت قرآن، ج ٢، ص ٢٠٣ ـ ٦٢٠؛ نگرشی بر مقالۀ بسط و قبض تئوریک شریعت دکتر عبدالکریم سروش؛ همچنین جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به افق وحی، ردّ نظریۀ دکتر عبدالکریم سروش دربارۀ وحی.