مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ٢٠٢ - هدایت رسول باطنی در راه فناء فی الله بهواسطۀ معیّت با انوار طیّبه و طاهرۀ معصومین علیهم السّلام
«نفس انسانی، هیولانی است.»[١] یعنی نفس انسانی دارای استعداد و قوّهای است که قابل تغیّر و تشکّل به هر شکلی است. ممکن است انسان این نفس را طوری تربیت کند که این نفس شیطان بشود، ممکن است او را به صفت حیوان تربیت کند که این نفس ذئب بشود و واقعاً نفس انسان گرگ بشود، ممکن است نفس انسان واقعاً خوک بشود، واقعاً شیر بشود، واقعاً پلنگ بشود، واقعاً ملائکه بشود و... .
امّا صلاح چیست و انسان با چه معیّت پیدا کند؟ بالأخره قضیّه از این قرار است که دیگی را بار گذاشتهاند و میخواهند چیزهایی در آن بپزند، و این مطلب برو برگرد ندارد. نفس ما خلق شده است و قابلیت معیّت و اتّحاد روحی هم پیدا کرده است، حالا انسان خودش را در این دیگ با چه مخلوط کند؟ با نفس شیطان مخلوط کند ضرر کرده است، با نفس توابع و پیروان ابلیس و شیطان مخلوط کند ضرر کرده است؛ چون آنجا کدورت است، کثافت است، نجاست است، خرابی است، تاریکی است، ظلمت است، خستگی است و ناراحتی است، و انسان این را وجدان میکند.
همۀ ما وقتی قدری توجّه میکنیم، زیارتی میکنیم، گریهای میکنیم یا نمازی را با خلوص میخوانیم؛ آیا یک حال خفّت و سبکی و نشاط پیدا نمیشود؟! این را که دیگر نمیتوانیم انکار کنیم! امّا اگر یک روز دروغی بگوییم، گناهی بکنیم، دزدی بکنیم یا خیانتی بکنیم؛ آیا در خودمان سنگینی نمیبینیم؟ اگر بگویید نمیبینیم، دروغ است؛ چون وجداناً میبینیم! پس خداوند علیّ أعلیٰ که ما را به این راهها، حتّی به این رسول ظاهر و به این قرآن ظاهر دلالت کرده است، در باطن ما یک رسول باطن و یک قرآن باطن قرار داده است و یک قوّۀ میْزی قرار داده است که با آن میتوانیم همۀ حقایق را از اباطیل جدا کنیم و نور را از ظلمت بشناسیم. بنابراین صلاح این است که انسان با آن انوار طیّبه و طاهره معیّت پیدا کند و در این راههای نور حرکت کند و با خدا معیّت پیدا کند.
فلا تَکفُر بی بَعد المعرفة، فلا تکونَنَّ من الجاهلینَ؛ «بعد از معرفت به من کافر
[١]. الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیّة الأربعة، ج ٣، ص ٤٢٨؛ ج ٥، ص ٣٠٤؛ ج ٨، ص ٨ ـ ٢٣.