مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ٢٠٠ - تأثیر محبّت در ایجاد معیّت و اتّحاد روحی
نصرانیّت غیر از اینها هیچ نیست! کسی که آنها را دوست داشته باشد، از آنها است؛ امّا کسی که پیغمبر را دوست داشته باشد، اوست؛ کسی که امیرالمؤمنین را دوست داشته باشد، اوست؛ کسی که سیّدالشّهدا را دوست داشته باشد، اوست!
یا لَیتَنا کنّا مَعَک [١] ای کاش ما با تو بودیم!» معیّت با سیّدالشّهدا معیّت روح است، و اگر انسان واقعاً درست بگوید، معیّت پیدا میکند؛ امّا نهاینکه در روز عاشورا باشد. ممکن است بعضیها در روز عاشورا بودند ولی با سیّدالشّهدا نبودند. مگر آن لشکری که در مقابل سیّدالشّهدا بود، مسلمان نبودند؟! همه مسلمان بودند، ولی معیّت نداشتند. امّا بعضیها نبودند و معیّت داشتند. در هر زمان هم همینطور است، ممکن است که معیّت روحی باشد ولی معیّت جسمی نباشد؛ «المرءُ مع مَن أحبَّ.»
|
ای برادر تو همان اندیشهای |
ما بقی تو استخوان و ریشهای |
|
|
گر بوَد اندیشهات گُل، گلشنی |
گر تو خاری و هیمۀ گلخنی[٢] |
انسان بدنش که حساب نیست، سلولهای بدنش که حساب نیست، جریان خونش که حساب نیست؛ شخصیّت انسان فقط به افکارش است. اگر افکارش طاهر بود، او طاهر است و اگر نجس بود، او نجس است؛ اگر افکارش با پیغمبر بود، او پیغمبر است، یعنی با پیغمبر معیّت دارد، اگر با شیطان بود، شیطان است!
فلا تکونَنَّ من الجاهلینَ، فإنّ الشّیءَ یکونُ مع الشّیء؛ «بعد از معرفت، از من سر مپیچ، و الاّ با جاهلین و با شیطان خواهی بود و با شیطان معیّت پیدا میکنی؛ چون شیء با شیء است.»
قال رسولالله صلّی الله علیه و آله و سلّم:
مَن أحبَّ حجَرًا حشَرهُ اللَه معه؛[٣] «کسی که سنگی را دوست داشته باشد، خدا روز قیامت او را با آن سنگ محشور میکند.»
[١]. کامل الزیارات، ص ٢٣٧.
[٢]. مثنوی معنوی، دفتر دوّم، ص ١٩٢.
[٣]. الأمالی، شیخ صدوق، ص ١٢٩ و ٢٠٩، با قدری اختلاف.