مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ١٣٢ - لزوم دفاع و حمایت از حق
بگیرد که پاره بشود ـ مثل عبدالله عمر که بعد از رسول خدا از مقدّسین مدینه بود[١] ـ هیچ فایدهای به حال او نخواهد داشت؛[٢] مسئله از این قرار است! یک مسلمان چطور میتواند بیتفاوت باشد؟! حیات و زندگی اسلام برای حکومت اسلام است، آنوقت چطور انسان میتواند بیتفاوت باشد؟! اصلاً چطور مسئلۀ بیتفاوتی معنا دارد؟!
ما در روز عید فطر در خطبههایی که خواندیم راجع به این موضوع مفصّل بحث کردیم[٣] و امروز دیگر وارد در این موضوع نمیشویم، ولیکن صحبت در همین بیتفاوت بودن است که میخواستم عرض کنم: بیتفاوت بودن کار غلطی است؛ چون بالأخره بیتفاوت بودن یعنی چه؟! یکی حق است و یکی باطل؛ اگر حق با این است انسان باید دنبال این برود، و اگر با آن است باید دنبال او برود؛ بیتفاوت بودن یعنی چه؟! اینکه انسان بنشیند و بگوید: نه با این و نه با آن، بگذار بر سر همدیگر بزنند تا خسته بشوند؛ و اللَهُمَّ اشْغَل الظّالمینَ بالظّالمین و اجعَلنا بینَهُم سالمینَ غانمین [٤] این حرفها غلط است؛ ظالمین با ظالمین چیست؟ اینها ناشی از نابینایی و کوری و عماء است! این حرفها یعنی چه؟! اینها ناشی از عدم تربیت شدن به تربیت اسلامی است! تربیت اسلامی میگوید که اگر انسان اینطرف دنیا باشد و در آنطرف دنیا مسلمانی بهراستی اغاثه کند و در تحت ظلم باشد و فریاد بزند و بگوید: «مسلمانها مرا نجات بدهید!» و انسان متمکّن باشد باید از اینطرف دنیا به آنطرف دنیا برود و از او
[١]. صحیح البخاری، ج ٤، ص ٢١٤؛ تهذیب الکمال، مزی، ج ١٥، ص ٣٣٩؛ کنز العمّال، ج ١١، ص ٧١٩.
[٢]. جهت اطّلاع پیرامون عدم بیعت عبدالله بن عمر با امیرالمؤمنین علیه السّلام رجوع شود به مروج الذّهب، ج ٣، ص ١٥؛ تاریخ الطّبری، ج ٤، ص ٤٢٨.
[٣]. متأسّفانه این مجلس یافت نشد. جهت اطّلاع پیرامون این مطلب رجوع شود به اسرار ملکوت، ج ١، ص ١١٩ ـ ١٣٢، مجلس ٤.
[٤]. ترجمه: «خدایا، ظالمان را با ظالمان مشغول فرما و ما را در میان آنان به سلامت و پر بهره قرار بده!» (محقّق)