مناظره حیوانات با حکما - احمدی(بهمئی)، یعقوب - الصفحة ٩١ - فصل چهاردهم در مناظره همای با حکیم خراسان
حکیم عراق گفت: اگر حیوانات به سدّ جوع قانعند، پس چرا ما را به کثرت اکل حیوانات تشبیه میکنند؟ )وَ یأْكُلُونَ كَمَا تَأْكُلُ الْأَنْعَامُ([١]
کشف گفت: اینجا ذکر حیوانات نیست و بدین صفت انعام مخصوصاند و آن نیز از جور و جفای شماست که چندان شدت و مشقت، از تحمل ایذای شما به ایشان میرسد که امید از حیات منقطع میکنند و به هیچ نوع خود را خلاص نمیبینند، مگر به صبر و تسلیم.
چون معاینه و محسوس میبینند که از ضرب و طعن شما، روی امان نیست و مجال بر بیکاری نیست، ضرورت بر آن زیادتی قوت در اکل و شرب جهد میکنند تا از مدد آن، دیگر در امر و نهی شما مقاومت توانند نمود.
حکیم عراق گفت: اگر در همه انواع شبهه ایراد کردی، در رسوم و عادات و ترتیبی که با ایشان تعلق دارد و مجالس پرمائده و محافل پرفایده که به ایشان مخصوص است، باری چه شبهه داری و در تنعم و تمتعی که در ریاض با نزاهت و بساتین با راحت و ایوان رفیع و قصر مشیَّد که ایشان را مهیا و مهناست، چه میگویی؟
کشف ساعتی سر در گریبان کشید. پس گفت: تو را حکیم عراق میگویند، به جهت آن آمده تا به علم و حکمت دلیل و حجت گویی. این شطح[٢] و طامات[٣] و لایعنی و خرافاتست که به عبارت مزخرف و استعارت متکلف بر هم بافته، حقاً که همه بر عکس قول حکما و خلاف مذهب عقلاست. آخر ندانسته که حکیم را هیچ عیبی شنیعتر و هیچ نقصانی از این قبیحتر نیست که بعد از آن که در حکمت رسوخ یافته، به رسم و عادت رجوع کند و نظر بر آیین و ترتیب صورت دارد. اگر رسم عادت را در میزان تحقیق مقدار خردله ای وزن بودی، خواجه کائنات و دیباچه موجودات نمیفرمود: «بعثت لرفع الرسوم و
[١] . (و همان گونه كه چارپايان مىخورند مىخورند)محمد/ ١٢.
[٢] . جزع وفزع
[٣] . اقوال پراکنده، هذیان و سخنان هرزه و اراجیف و بی اصل را گویند