مناظره حیوانات با حکما - احمدی(بهمئی)، یعقوب - الصفحة ١٠٠
حکیم خراسان چون این سخن بشنید، عرق رجولیّت او در حرکت آمد و دریای باطن او از غایت غیرت موج برآورد وطوفان صلابت و معرفت از شور نهادش بر جوشید و شعله آتش محبت از کانون سینه او زبانه می زد از سر وجد و حال در قیل و قال آمد گفت:
شعر
|
|
|
بدان ای مرغ زیرک طبع معنی طلب که قادر بر کمال از ید پر قدرت در بدو فطرت آدم، ذریّه او را استعدادی ارزانی داشته و خاصیتی داده که قابل انوار ذات و صفات او گشتهاند و بقوت آن تقابل از اخلاق او (جل وعلا) فیضی کامل نصیب ایشان آمده و یکی از آن اوصاف علم است که در خلقت ایشان)فِیهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ [١](در وجود می آید تا به واسطه آن از حضیض[٢] کدورت و نفرت بشریّت که (ظُلماتٌ بعضها فوق بعضٍ)[٣] صفت آن است به ذروه صفا و روحانیت که(نُورٌ علی نُورٍ) عبارت از آن است ترقی کردهاند و از سایر موجودات، گوی سبقت ربوده و به آن اکرام و
[١] . (مثل نور خداوند همانند چراغدانى است كه در آن چراغى [پر فروغ] باشد،) نور/ ٣٥.
[٢] . پستی
[٣] . (ظلمتهايى است يكى بر فراز ديگرى) نور آیه/ ٤٠