مناظره حیوانات با حکما - احمدی(بهمئی)، یعقوب - الصفحة ٣٠ - سرگذشت مار
رسید و کوس[١] «رب هب لی ملکاً» بر درگاه عزت خود فرو گرفت. پس بر تسبیح بهایم و منطق طیور وقوف یافت و جنّ و انس و سباع و وحوش را مطیع و منقاد خود ساخت و بر سریر[٢] ملک و مسند رسالت با تمکن تمام بنشست و آثار عدل و آیین رأفت او، باقصای ربع مسکون واصل شد و انوار عدل و معدلت و ازهار[٣] معرفت و عاطفت، در باغ انصاف او شکفتن گرفت و نسیم انس و رایحه رأفت، مشام رَمیده و آرمیده، را معطر گردانید و راتبه اکرام و وظیفه اِنعام[٤] او بر خاص و عام متواتر گشت.
جماعت حیوانات را چون کار به جان و کارد به استخوان رسیده بود، به یکدیگر گفتند: بیش از این ما طاقت ظلم بنیآدم مینمودیم، از غایت اضطرار بود؛ زیراکه انبیای ماتقدّم اگرچه به وحی و الهام در میان امت آمر و ناهی بودند، و فرط شفقت و غایت مرحمت ایشان بر جمله خلایق مشاهده میشد؛ اما قدرت بر سیاست ارباب ظلم نداشتند و ملوک آن عهد را نیز اگرچه قوت سیاست و مرتبه نبوت نبود، و رحمت و شفقت چندان در ایشان صورت نمیبست با چنین مخالفت مزاج استکشاف حال خود کردن محال می دانستیم. به ضرورت این آیه )فَصَبرٌ جَمِیلُ( [٥] خوانده میشد و خود را بر امید وعده )لَعَلَّ اللَّهَ یحْدِثُ بَعْدَ ذَلِكَ أَمْرًا([٦] خرسند میداشتیم.
امروز که خورشید دولت سلیمانی(علیه السلام) بر خاص و عام طالع شد و منصب نبوّت و مسند[٧] حکومت او را مسلّم گشت و در شش جهت و هفت اقلیم خطبه و سکّه به نام او شد. اگر ما قصه عجز و حیرت خود را بحضرت او رفع کنیم شاید که از لطف کامل و عدل او بی نصیب نمانیم و راه خلاصی یابیم.
[١] . دُهل، طبل بزرگ
[٢] . تخت
[٣] . نورهای.
[٤] . بذل و بخشش.
[٥] . بخشی از: یوسف/ ١٨.
[٦] . طلاق/ ١: شاید خدا پس از این کاری پدید آورد.
[٧] . مقام