مناظره حیوانات با حکما - احمدی(بهمئی)، یعقوب - الصفحة ٦١ - فصل نهم در مناظره کردن مور با حکیم شام
دو زبانست و به افسون مردم مغرور گردد. کژدم شکوهی دارد و با هیبت و حشمت است. چون چشم بینایش نیست، نباید که در این کار نادیده وار از پیش آید و نیشی زند. و سوسمار ابدال صفتی است با بَدویان عرب خو کرده. آداب حضرت و عزت مجالس ملوک و محافظت امور و آیین و رسم اکابر و اشراف همه عمر در وهم او راه نیافته. «عنکبوت» را بنگر که کجاست؟ او را طلب کن که باریکبینی و خرده کاریها شیوه اوست و در هر شاخه بتواند، بافت. اگرچه نساج را به نقصان عقل و قلت فهم نسبت کنند؛ اما او بسیاردان و اندک فضول باشد.
رسول ششم به خانه زنبورشهد آمد و او را دید با جمعی انبوه نشسته و عمارتی آغاز نهاده. حاضران جمع هر یک به مصلحتی نامزد شدند و بی توقف وتکلّف آمد و شدی مینمودند.
رسول از معنی رسالت هر چه داشت، ادا کرد و شرط خدمت به جای آورد. «یعسوب» مَگس را که نَدیم او بود، گفت: از متعلّقان ما صاحب تجربه ای کاردیده را طلب کن!
مگس گفت: بیشتر خلق ما به عمارت مشغولند و پای در گِل دارند، به غیر از زنبور سیاه زنگی و ملخ و پشه و کیک و مور که ایشان بر سر عمارت میگردند.
یعسوب ساعتی تفکر کرد و گفت: زنبور سیاه زنگی طبیعت بسیارگوی و آواز ناخوش در سر انداخته و مشغول لایعنی شده و بیفایده سرگردان گشته، او را بگذار. ملخ را در لباس رعونتی و در صورت ظرافتی هست؛ اما همه عمر چشم باز نهاده از دنائت همّت، مزدور خلق گشته، نمیبینی که همیشه جو و گندم ایشان درو میکند و پشه خود مطربی است با رود و سرود آموخته. شب و روز نغمهای بی اصول زند. کیک مجردنمای بیسر و پای، برهنهای است بیکار، گدایی است خونخوار، جانوری است ضعیف ترکیب و رقاصی است بیترتیب.
مور
اگرچه صورتی مختصر دارد، حرص و شره بر او غالب است؛ اما شنیدهام
وقتی، با حضرت سلیمان(علیه السلام) مناظره کرد و الفاظی
سنجیده و کلماتی پسندیده در