مناظره حیوانات با حکما - احمدی(بهمئی)، یعقوب - الصفحة ٦٣ - فصل نهم در مناظره کردن مور با حکیم شام
فصل هفتم
در جمع آمدن مردم با حیوانات به درگاه مَلک جنّیان
چون خبر آمدن حیوانات به درگاه ملک دادبخش رسید، از ندمای خاص یکی را که در محل قرب اختصاص یافته بود، به نزد حاکم شرع فرستاد و آن حاکم مردی بود از آل ذوالقرنین، با قوّت و شوکت تمام و صلابت و مهابت عظیم در عهد خلفای راشدین ایمان آورده، و از ائمه تابعین علم آموخته، در تنفیذ امور شرعی به غایت ماهر بود و در تمشیت احکام قادر و قاهر.
چون خبر رسول را بشنید، به تعظیم و تعجیل تمام استقبال کرد و رسول بر سنّت اصحاب چنانچه شرط عزّت بود:
شعر
|
|
|
جماعتی، حیوانات مکر محضری کردهاند و از جور بنیآدم مظلمه به حضرت ملک جنّیان آورده و مقصود از شکایت و مضمون حکایت آن است که میگویند: ما را به وجه شرع و معاملت، نه از جهت دعوی و مخاصمت، با طایفه مردم ماجرایی است که جز بحجّت قطعی و برهان ضروری به آخر نخواهد رسید، از جمیع حیوانات برّی و بحری و اهلی و وحشی. هر گروهی که بودند، حَکمی را به اتفاق عدول و ثقات و علما و قضات خود به این مناظره فرستادهاند و ملک جنّیان، دادبخش بن فیروز را در این معنی حاکم ساختهاند. صورت حال اینکه عرضه افتاد.
چون
حکایت او به فهم همگان برسید، اکابر و صدور شهر بر در ایوان شاه
جمع آمدند و ایشان نیز به اتفاق یکدیگر هفت حکیم را
از هفت اقلیم که در آنجا ساکن بودند،