مناظره حیوانات با حکما - احمدی(بهمئی)، یعقوب - الصفحة ٧٤ - فصل یازدهم در مناظره کردن عنکبوت با حکیم روم
مور گفت: جماعتی جانوران بیدست و پای که در کوه و دشت آشیانه دارند، بنده را به خدمت حضرت شاه عادل فرستادهاند تا حال عجز و اضطرار ایشان به بارگاه عالمپناه عرضه دارم و از جور بنیآدم که خود را طول و عرض نهاده اند، قصه رفع کنم و از طریق تحقیق، نه از وجه تقلید، بدانیم که شرف بنی آدم بر حیوانات از چه معنی است.
ملک روی به جماعت مردم کرد و گفت: کیست که با این خُرد اندام بزرگ همّت مناظره کند و از عهده جواب او بیرون آید؟
حکیم شام بر وادی نمل گذر کرده بود و اصطلاح ایشان معلوم کرده، در مقابل او آمد و گفت:
شعر
|
|
|
این جماعت با ما مناظره میکنند، و جوابی که در معنای کلام و نطق گفتند، از هر نوع که بود، حضرت شاه را قبول افتاد و ما نیز مسموع داشتیم؛ اما بسیار حجّت دیگر هست که تفضیل و ترجیح ما از آن طریق بر ایشان موجّه میشود.
اول: حسن صورت و اعتدال قامت است.
مور گفت: از من جواب شافی، بشنو چه آب صافی.