مناظره حیوانات با حکما - احمدی(بهمئی)، یعقوب - الصفحة ٥٠ - فصل ششم در رسول فرستادن ملک جنیان نزد حیوانات و حاضر شدن ایشان
فصل پنجم
در مشورت کردن ملک جنّیان با ارکان دولت خود در کار حیوانات
بعد از آن ملک دادبخش ارکان دولت و اعیان مملکت خود را طلب فرمود و حجّاب[١] و وزراء و نوّاب حاضر آمدند و روی به ایشان کرد، گفت: )هَلْ عِنْدَكُمْ مِنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا([٢] در این سخن که رسول بهائم تقریر کرد، هر خُرده که کوچک و بزرگ شما را در ضمیر میآید، مخفی نباید داشت.
از حجّاب او جوانی شیرین مقالی، پسندیده خصالی، خجسته منظری، شایسته محضری در گوشه صف ایستاده بود.
مثنوی
|
|
|
رأی جهانآرای شاه را معلوم و مقرر و مفهوم و مصوّر است که بین« الجنّ و الانس» از عهد خلقت آدم(علیه السلام) الی یومنا هذا عداوت است که قاعده آن محکم شده و بغضیست جبلّی از طرفین اساس آن متمکن گشته. اگر ما را در تفحص و تدارک معاملتی که بنی آدم با حیوانات دارند، شروعی رود، نباید که بر نوعی دیگر حمل کنند و آن عداوت قدیم زیادت شود و نیز مجادله و مکالمه با حیوانات مهمله، در قضایای عقول ارباب بصیرت نوعیست از جنون و گفتگویی است لایعنی، مهتر عالم(صلی الله علیه و آله) فرموده
[١] . پرده داران
[٢] . (آيا نزد شما دانشى هست كه آن را براى ما آشكار كنيد؟) انعام/ ١٤٨.
[٣] . زبان بگشاد گفتا جاودان باش................ برفعت شهریار کامران باش