مناظره حیوانات با حکما - احمدی(بهمئی)، یعقوب - الصفحة ٦٠ - فصل هشتم در مناظره شتر با حکیم حجاز
«همای» را طلب کن که جانوری مقبل است و فرخنده فال و شخصیتی است میمون لقاء و مرغی است خجسته طالع.
رسول چهارم به نزد نهنگ آمد. او نیز کوسه را که وزیر و مشیر او بود، از این حال اعلام داد و اعوان و جنود او جمله حاضر شدند.
گفت: ما را پیری روشن ضمیر باید که در حضور ملک جنّیان با آدمی مناظره کند. اغلب مردم ما ضعیف مزاج و بطیّ السیرند[١] و اکثر ایشان بیمارطبع و کریه منظر. با این همه، از ارباب معارف چند کس را طلب کن باشد که یکی را اهلیت این معنی باشد.
کوسه گفت: بیشتر قوم به طلب معاش متفرق شدهاند. سرطان و ضفدغ[٢] و مارماهی و کشف اینجا حاضرند.
گفت: آن دو کجروی ناخوش منظر را بگذار که لایق این کار نیستند. مارماهی نیک است و صورت او با معنی ابنای روزگار نسبتی دارد؛ اما او را مجال آن که قدم بر خشکی نهد، نیست. «کشف» را باید فرستاد که او مسافر برّ و بحر است و با تر و خشک تواند ساخت.
رسول پنجم نزد اژدها آمد و قصه ماجرا فرو خواند.
اژدها در حال، « ثعبان»[٣] را که مدار ملک و ولیعهد او بود، طلب داشت و از این معنا او را آگاهی داد و گفت: از نقبای قومها و حکمای دور ما طایفهای که قول و فعل ایشان بر صدق و صواب مبتنی باشد، طلب کن تا یکی از ایشان را از قِبل خود روان سازم.
ثعبان
گفت: روز پنهان شده و هر کس به مسکن خود مراجعت کرد، مگر مار و افعی و کژدم
و جراده و سوسمار که اینها حاضرند. گفت: افعی سرحلقه جمعیت است؛
اما
[١] . کندرو
[٢] . قورباقه
[٣] . مار بزرگ