مناظره حیوانات با حکما - احمدی(بهمئی)، یعقوب - الصفحة ٩٠ - فصل چهاردهم در مناظره همای با حکیم خراسان
به خلاف امرا و ملوک ما که همه را اقرار به خدای و رسول درست آمده و روز و شب بر جاده عدل و طریق رحمت و شفقت میروند و در رعایت رعیت خود چندان که امکان دارد، جهد می نمایند، چنانکه سنت الهی و سیرت پادشاهی است.
از زنبور نحل قیاس باید گرفت و در تفقد احوال جنود و اعوان خود، آن ضعیف ترکیب چه قدر کفایت میانگیزد و جمله حیوانات را با جنس خود همین معامله است و با زیردستان به انواع مرحمت حسن معیشتی دارند که در وهم و فهم آدمی نیاید یکی را.
جمله حکایت آن مور است که حق سبحانه و تعالی از فرط شفقت و غایت مرحمت او، بر قوم خود خبر میدهد: )قَالَتْ نَمْلَةٌ یا أَیهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاكِنَكُمْ لَا یحْطِمَنَّكُمْ سُلَیمَانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لَا یشْعُرُونَ ([١]
حقاً که همه ما را سیرت و عادت همین است و رعایت و عنایت زیاده از این، و همچنین در معارف و مقدمان خود بنگر که از دور آدم إلی یومنا هذا[٢] هر فتنه و خللی که در قانون شرایع انبیاء ظاهر شده و هر بدعتی و رسمی که در میان عامه خلق انتشار یافته، همه را سبب، ایشان بودند و هستند.
و آنچه سخن از طبیب و منجم گفتی، چون شما را همه، میل به کثرت اکل و شرب و جمع مال و طلب مناصب مبتلا کرده اند بدیشان احتیاج است و عاقبت همه هلاک شما به قول و فعل ایشان صادر میشود، وبه تخمین و تقلید ترجمانی چند بر هم می بافند و سبب اضلال و اغوای شما می گردند، با آنکه میدانند که صحت و مرض و نُحوست و سعادت جز به تقدیر الهی نیست و ما را به حکم آنکه نظر بر آن همه نیست و به سدّ جوع قناعت کردهایم، از منّت و زحمت طبیب و منجّم، استغنا حاصل است.
[١] . (مورچهاى گفت: به لانههاى خود برويد تا سليمان و لشكرش شما را پايمال نكنند در حالى كه نمىفهمند!) نمل/ ١٨.
[٢] . تا به امروز