ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٧ - ٣ دو قرن زندگى سياسى امامان يا گنيجنه فضيلت
زور براى بيعت با ابوبكر بردند. او ناگزير بيعت كرد.
همين زور در مورد امام حسين عليه السلام بود، ولى حضرت بيعت نكرد و گفت: شهيد مى شوم، ولى بيعت نمى كنم! اين دو برخورد، از دو امام معصوم، به ظاهر، هماهنگ و هم سو نيست.
ب) بعضى از امامان زندگى متوسطى داشتند، ولى بعضى بسيار ساده مى زيستند. در يك سو نان و سركه امام على را مى نگريم، در سوى ديگر غذاهاى گوناگون سفره امام رضا عليه السلام را. اين دوگانگى را چگونه بپذيريم؟
بايد گفت: اصل در زندگى، ساده زيستى است؛ ولى بر امامى در وضعى خاص لازم بود داراى چنان لباس و چنين خوراكى باشد.
ج) از يك سو، امام على در تمام عمر، در راه خدا شمشير زد، از سوى ديگر امام صادق عليه السلام در تمام عمر، شمشير را از غلاف بيرون نياورد.
حقيقت اين است كه چون از اسرار اين اعمال، مطلع نيستيم، تصور مى كنيم تضاد در شيوه زندگى آنان وجود دارد.
براى شناخت صحيح شيوه زندگى امامان، بايد به زواياى زندگى شان توجه كرد و آن را از نظر سبك زندگى، ساده زيستى، غذا، مسكن، معاشرت، اخلاق، همسران، فرزندان و ... تجزيه و تحليل نمود.
نيز شناخت موضع گيرى هاى امامان در برابر قيام هاى مسلحانه، برخوردهاى مختلف آنان با طاغوت هاى عصر، همچنين گفتار و فرهنگ مكتب آنان در همه زمينه ها، ارزش اين فرهنگ، شناخت احاديث ساختگى، اسرائيليات و تحريف ها، منابع مالى و درآمد امامان، مخارج و بذل و بخشش هاى آنان را ديگر موضوعات شايسته بررسى است.
شناخت زندگى دوستان و اطرافيان و معاشرين ائمه عليه السلام و چگونگى تربيت آنان توسط امامان نيز شايسته پژوهش است.
شناخت حالت هاى اخلاقى، عرفانى و عبادى امامان و شيوه زندگى اجتماعى، سياسى و برخوردهاى آنان آموزنده است.
بعضى از امامان، بذل و بخشش هاى كلان مى كردند، مثلًا به يك شاعر، جايزه كلانى مى دادند، ولى بعضى ديگر از دادن يك من جو اضافه بر سهميه، از بيت المال حتى به نزديك ترين كسان مثل برادر، دريغ مى كردند.
بايد منابع درآمد اقتصادى امامان روشن شود، تا به دست آيد تضادى در ميان نيست.
مسائل مبهم ديگرى هست كه هركدام، بحث انگيز بوده، در بحث هاى آينده، تجزيه و تحليل خواهد شد.
در بررسى زندگى امامان، در جمع بندى و نتيجه گيرى، به دست مى آيد دو گونه اصول در زندگى آنان نيز وجود داشت؛
نخست: اصول مشترك؛
دوم؛ اصول جداگانه، كه هركدام در اوضاع خاص، آن را انجام مى داد، ولى ديگر در وضع ديگر، آن را ترك مى كرد.
اين مقدمه، پايه بحث هاى آينده است و ما را آماده مى كند دنبال مسائلى را بگيريم و به تجزيه و تحليل بپردازيم و روش هاى صحيح و سازنده زندگى امامان را بشناسيم و از آن بهره مند گرديم.
چكيده سخن: ما در جست وجو و بررسى هاى خود، بر دو اساس پيش مى رويم:
اول: اصول مشترك شيوه زندگى امامان؛
دوم: اصول جداگانه امامان.
اين بررسى براى دست يابى به درس ها و گنجينه هاى مهم فرهنگى و سياسى از مكتب درخشان و ژرف انديش امامان بزرگوار شيعه بوده، دست آوردهاى سازنده اى در اختيار ما مى گذارد.
از آنجا كه از اين پس به طرح موضوعى اين آموزه ها خواهيم پرداخت باشد كه به وسيله سنخيت يافتن با امام خويش در طريق تحقق واقعى مقدمات ظهور خليفه خدا، گام برداريم.
ان شاءالله
پى نوشت ها:
[١]. نهج الفصاحه، ح ٨٩٠؛ اصول كافى، ج ١، ص ٤٤.
[٢]. المواعظ العدديه، ص ١٣٣.
[٣]. بحارالأنوار، ج ٧٢، ص ١٣٥.
[٤]. اصول كافى، ج ٢، ص ٧٨.
[٥]. همان، ج ١، ص ١٨٧.
[٦]. همان، ص ١٨٣.
[٧]. همان، ص ٢٥٦.
[٨]. همان، ج ٢، ص ٧٤.
[٩]. تحف العقول، سخنان امام سجاد عليه السلام.