ماهنامه موعود
(١)
شماره پنجاه و سوم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
قديسان اشغالگر!
٢ ص
(٤)
از ميان خبرها
٦ ص
(٥)
جاسوسان آمريكايى و حوزه هاى علميه
٦ ص
(٦)
گسترش فعّاليت ميسيونرهاى پروتستان در تركيه
٦ ص
(٧)
عكس العمل هاى ارتش تركيه در برابر جريان ميسيونرهاى پروتستان
٦ ص
(٨)
ارتش يمن به پشتيبانى بمب افكن ها و بالگردهاى خود مناطق شيعه نشين را بمباران كرد
٧ ص
(٩)
المنار فاش كرد آمريكا جنگ افزارهاى خود را در اختيار يمن قرار داده است
٨ ص
(١٠)
غربى ها از ولايت مى ترسند
٨ ص
(١١)
سناريوى روز رستاخيز
٩ ص
(١٢)
خبرهاى كوتاه
٩ ص
(١٣)
امام خمينى و انقلاب اسلامى از منظر انديشمندان
١٠ ص
(١٤)
رهبر معظّم انقلاب اسلامى
١٠ ص
(١٥)
فيدل كاسترو، رهبر انقلاب كوبا
١٠ ص
(١٦)
محمّد حسنين هيكل (نويسنده معروف عرب)
١٠ ص
(١٧)
نشريه پروفيل، چاپ اتريش
١٠ ص
(١٨)
موسوينى، رئيس جمهور وقت اوگاندا
١٠ ص
(١٩)
عبدالله ويدات رهبر جوانان مسلمان شاخه آفريقاى جنوبى
١٠ ص
(٢٠)
روژگاردى، متفكّر بزرگ فرانسوى
١٠ ص
(٢١)
مفتى دانشگاه الازهر مصر
١٠ ص
(٢٢)
اسقف كاپوچى، اسقف بيت المقدس
١٠ ص
(٢٣)
دكتر محمّدعلى، استاد دانشگاه شهر جبوالا و سردبير مجله «مسلمان» در مكزيك
١٠ ص
(٢٤)
والنتين پروماكوف، انديشمند برجسته كشور روسيه
١١ ص
(٢٥)
كليم صديقى، رئيس وقت پارلمان مسلمانان انگليس
١١ ص
(٢٦)
رابين وود زورت
١١ ص
(٢٧)
اوريانا فالاچى، خبرنگار معروف ايتاليا
١١ ص
(٢٨)
پروفسور ويليام بيمان، از دانشگاه براون آمريكا
١١ ص
(٢٩)
پروفسور حميد مولانا، استاد و رئيس يك مركز تحقيقاتى در آمريكا
١١ ص
(٣٠)
لنسر، پروفسور اتريشى
١١ ص
(٣١)
آنتونيو مدرانو، نويسنده اسپانيايى
١١ ص
(٣٢)
ميخائيل گورباچف
١١ ص
(٣٣)
احمدهوبر، محقّق و متفكبر سوئيسى
١١ ص
(٣٤)
رابرت كالستون، دانشمند كانادايى
١١ ص
(٣٥)
روزنامه «تايمز» لندن
١١ ص
(٣٦)
دكتر ميشل جانسون، متخصّص روابط بين الملل
١١ ص
(٣٧)
هنرى كسينجر، استراتژيست و مشاور يهودى الاصل رئيس جمهور امريكا در دهه 70 ميلادى
١١ ص
(٣٨)
آلوين تافلر، استراتژيست آمريكايى
١١ ص
(٣٩)
گفت و گو با حجت الاسلام و المسلمين مهدى طائب
١٢ ص
(٤٠)
تاريخ يهود با تأكيد بر قرآن و روايات
١٢ ص
(٤١)
آسيب شناسى باور به منجى
٢٠ ص
(٤٢)
1 هنگامه ظهور
٢١ ص
(٤٣)
1- 1 اهميت و ثمره بحث
٢١ ص
(٤٤)
1- 2 آسيب شناسى هنگامه ظهور
٢١ ص
(٤٥)
1- 3 نقد
٢٢ ص
(٤٦)
2 شيوه ظهور
٢٣ ص
(٤٧)
2- 1 اهميت و فايده بحث
٢٣ ص
(٤٨)
2- 2 آسيب شناسى شيوه ظهور
٢٣ ص
(٤٩)
2- 3 دليل
٢٤ ص
(٥٠)
2- 4 نقد
٢٤ ص
(٥١)
2- 5 ماهيت نبردهاى ظهور
٢٤ ص
(٥٢)
3 مأموريت دولت ظهور
٢٥ ص
(٥٣)
3- 1 اهميت و فايده بحث
٢٥ ص
(٥٤)
3- 2 آسيب شناسى
٢٥ ص
(٥٥)
3- 3 نقد
٢٦ ص
(٥٦)
4- 3 ويژگى هاى دولت ظهور
٢٦ ص
(٥٧)
جهان در بحران
٢٨ ص
(٥٨)
فوايد ذكر و تشرّف خدمت امام زمان عليه السلام
٣٢ ص
(٥٩)
واژگانى به رنگ انتظار
٣٨ ص
(٦٠)
شعر و ادب
٤٠ ص
(٦١)
شمع موعود
٤٠ ص
(٦٢)
جان جهان
٤٠ ص
(٦٣)
ابر عالمگير عشق
٤١ ص
(٦٤)
خواب ديده
٤١ ص
(٦٥)
عصمت كتاب مقدّس
٤٢ ص
(٦٦)
نگاه مهتاب
٥٠ ص
(٦٧)
تظاهر و تحكّم
٥٢ ص
(٦٨)
اموزه هاى اخلاقى و رفتارى امامان شيعه عليه السلام
٥٤ ص
(٦٩)
بخش هايى از سيره امامان معصوم عليه السلام
٥٥ ص
(٧٠)
1 لزوم آشنايى با زندگى چهارده معصوم عليه السلام
٥٥ ص
(٧١)
2 زندگى پوچ و بيهوده
٥٦ ص
(٧٢)
3 دو قرن زندگى سياسى امامان يا گنيجنه فضيلت
٥٦ ص
(٧٣)
منافع وجودى امام عصر عليه السلام در عصر غيبت
٥٨ ص
(٧٤)
1 وجود رهبر مايه بقاى مكتب است
٥٩ ص
(٧٥)
2 حجت حاضر و حجت غايب
٦٠ ص
(٧٦)
3 پاسخ پرسش از طريق روايات متعدد معصومين عليه السلام
٦٠ ص
(٧٧)
1 امام غايب عليه السلام مايه آرامش اهل زمين
٦٢ ص
(٧٨)
2 وجود امام، منشأ خير و بركت
٦٢ ص
(٧٩)
3 اميدبخشى به مسلمين
٦٢ ص
(٨٠)
4 حفظ و نجات شيعيان از خطرات، گرفتارى ها و شرّ دشمنان
٦٣ ص
(٨١)
شباهت هاى امام عصر عليه السلام به پيامبران الهى عليه السلام
٦٤ ص
(٨٢)
1 شباهت به حضرت آدم عليه السلام
٦٥ ص
(٨٣)
2 شباهت به هابيل عليه السلام
٦٦ ص
(٨٤)
3 شباهت به شيث عليه السلام
٦٦ ص
(٨٥)
4 شباهت به نوح عليه السلام
٦٧ ص
(٨٦)
شرح مراتب طهارت
٦٨ ص
(٨٧)
يك قنوت عشق
٧١ ص
(٨٨)
غيبت، ظهور و رجعت
٧٢ ص
(٨٩)
هيچكس نگفت !
٧٩ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٦ - ٣ شباهت به شيث عليه السلام

٤- ١. آدم، زمين را با عبادت خدا زنده كرد، پس از آنكه جنيان با كفر و طغيانشان آن را ميرانده بودند.

قائم عليه السلام نيز زمين را با دين خدا و عبادت و عدالت و برپايى حدودش زنده خواهد كرد، بعداز مردن آن به كفر و معصيت اهل زمين.

در بحارالأنوار از حضرت ابوجعفر عليه السلام درباره آيه:

يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها.[١]

[خدا] زمين را پس از مردنش زنده مى كند.

آمده كه فرمود:

خداوند عزوجل به وسيله قائم عليه السلام زمين را بعداز مرگش زنده مى گرداند. منظور از مرگ آن، كفر اهل آن مى باشد كه كافر در حقيقت مرده است.[٢]

و در وسائل الشيعه درباره همين آيه آمده است كه حضرت موسى بن جعفر عليه السلام فرمود:

به وسيله باران احيا نمى كند، بلكه خداوند مردانى برمى انگيزد كه عدالت را زنده مى كنند، و زمين به خاطر احياى عدالت زنده مى شود، و به درستى كه اگر يك حد در زمين برپا شود، سودمندتر است از چهل روز باران.[٣]

و در همان كتاب از پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله منقول است كه فرمود:

يك ساعت امام عادل بهتر است از عبادت هفتاد سال، و يك حد كه براى خدا در زمين برپا شود، سودمندتر است از چهل روز باران.[٤]

با اين همه تاكى و تا چند آدم و قائم را با هم مقايسه كنم در حالى كه آدم به خاطر قائم خلق شد.

فانَّ اَّلذى خَلَقَ الْمَكارمَ جازها

فى صلْب آدَمَ للْامام الْقائم‌

آنكه مكارم اخلاق را آفريد همه را در صلب آدم قرار داد براى امام قائم.

٢. شباهت به هابيل عليه السلام‌

١- ٢. نزديك ترين و خويشاوندترين افراد، هابيل را كشت؛ يعنى برادرش قابيل. خداوند متعال در كتاب عزيز خود مى فرمايد:

وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبا قُرْباناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قالَ إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ‌.[٥]

و داستان راستين دو پسر آدم را برايشان بخوان، آنگاه كه قربانى كردند، از يكيشان پذيرفته آمد و از ديگرى پذيرفته نشد. گفت: تو را مى كشم. گفت: خدا قربانى پرهيزگاران را مى پذيرد.

همچنين نزديك ترين و خويشاوندترين افراد، قصد كشتن امام قائم- روحى و ارواح العالمين فداه- را نمود؛ او عموى آن حضرت، جعفر كذاب بود.

از امام زين العابدين عليه السلام نقل شده است كه فرمود:

گويا جعفر كذاب را مى بينم كه سركش زمانش را بر تفتيش امر ولى خدا و آنكه در غيب الهى محفوظ و بر حرم پدرش موكل است وادار كند، به خاطر جهل او به ولادتش و حرص بر كشتنش- اگر بر او دست يابد- از روى طمع در ميراث پدرش تا آن را به ناحق بگيرد.[٦]

٣. شباهت به شيث عليه السلام‌

هبهالله شيث، اجازه نيافت كه علم خودش را آشكار كند، چنان كه در روضه كافى روايت شده كه حضرت ابوجعفر باقر عليه السلام در خبرى طولانى چنين فرمود:

وقتى هبهالله پدرش آدم را دفن كرد، قابيل به نزدش آمد و گفت: اى هبة الله من ديدم كه پدرم آدم تو را از علم، آنقدر عطا كرد كه به من عطا نكرد، و آن همان علمى است كه برادرت هابيل به آن دعا كرد و قربانى اش قبول شد، و بدين جهت او را كشتم كه فرزندانى نداشته باشد تا بر فرزندان من افتخار كنند و بگويند ما فرزندان كسى هستيم كه قربانى اش قبول شد و شما فرزندان كسى هستيد كه قربانى او قبول نشد، و تو اگر علمى را كه پدرم به تو اختصاص داده آشكار كنى تو را هم مى كشم همان طور كه بردارم هابيل را كشتم. پس هبهالله و فرزندان او مخفى مى كردند آنچه از علم و ايمان نزد آنها بود ...[٧]

حضرت قائم نيز تا روز وقت معين اجازه نيافته؛ چنان كه درباره حضرتش روايت شده است:

هنگام ولادت بر زانو قرار گرفت، و دو انگشت سبابه اش را به سوى آسمان بلند كرد؛ عطسه اى زد و گفت:

سپاس خداى را كه پروردگار جهانيان است. درود خداوند بر محمد و خاندانش باد. ستمگران پنداشته اند كه حجت الهى، باطل و نابود است، و حال آنكه اگر در سخن گفتن به ما اجازه داده شود شك از بين مى رود.[٨]

اين خبر را رئيس المحدثين، شيخ صدوق در كمال الدين‌