ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٥ - عصمت كتاب مقدّس
را به صورت مشروح بيان مى كنيم.
١. دلايل صحت سند
اين اولين امرى است كه عدم عصمت كتاب مقدس را از خطا و اشتباه ثابت مى كند. دكتر عبداللَّه بركات دلايل صحت سند كتابى كه از طرف خداوند وحى شده است را به طور اجمال اينگونه بيان مى كند:
١. يقين به انتساب كتاب به رسول و دريافت آن از ناحيه خداوند متعال به وسيله وحى؛
٢. پذيرش آن توسط همه مردم؛
٣. وجود عوامل فراوانى بر حفظ آن؛
٤. وجود شروط فراوان نقل و تواتر در آن.[١]
به ترتيب به شرح دلايل بالا مى پردازيم:
دليل اول: كتابى كه به رسول خدا نازل مى شود ناگزير بايد از ناحيه خداوند به وسيله وحى باشد: اصل در سند كتابى كه از طريق وحى نازل مى شود اين است كه رسول خدا آنچه را كه به او وحى مى شود به مردمان ابلاغ كند. يعنى حضرت موسى عليه السلام تورات، حضرت عيسى عليه السلام انجيل و حضرت محمد صلى الله عليه و آله قرآن كريم را به مردم ابلاغ كند. اين بدان معنى است كه كتاب به يقين بايد از ناحيه خداوند بر رسولش نازل شده باشد. وظيفه رسول هم رساندن پيام خدا است، بدون اينكه چيزى از آن را كم كرده و يا به آن بيفزايد. پس كتاب، تنها وحى صادق از طرف خداست نه الهام و يا رؤيا و يا هر چيز ديگر.
خداوند مى فرمايد:
قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً.[٢]
بگو: من هم مثل شما بشرى هستم ولى به من وحى مى شود كه خداى شما خداى يگانه است. پس هر كس به لقاى پروردگار خود اميد دارد بايد به كار شايسته بپردازد و هيچ كس را در پرستش پروردگارش شريك نسازد.
و نيز مى فرمايد:
يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ.[٣]
اى پيامبر! آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده ابلاغ كن و اگر نگفتى، پيامش را نرساندى و خدا تو را از گزند مردم نگاه دارد، آرى، خدا گروه كافران را هدايت نمى كند.
و تنها وظيفه رسول رساندن پيام خداوند است.
ما عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاغُ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَ ما تَكْتُمُونَ.[٤]
بر پيامبر وظيفه اى جز ابلاغ رسالت نيست وخداوند آنچه را آشكار و پوشيده مى داريد مى داند.
اما يهود و نصارا بنا را بر الهام و رؤيا و سوگندهاى دروغين گذاشته و ادعا مى كنند به طور مستقيم و بدون واسطه با خداى متعال در ارتباطند. و اين خود يك ادعاى باطل است. حتى برخى از متونشان نيز تحريف، بطلان و دروغين بودن اين ادعا را تأييد مى كنند. براى مثال در «سفر ارميا» آمده است:
يهوه چنين مى گويد: سخنان پيامبرانى را كه براى شما نبوت مى كنند گوش ندهيد؛ چرا كه شما را به بطالت تعليم مى دهند. آنها از زبان خدا سخن نمى گويند، بلكه رؤياى دل خود را بيان مى كنند.[٥]
در همين قسمت آمده است:
به همين دليل است كه خداوند مى گويد من مخالف پيامبرانى هستم كه كلام مرا از يكديگر مى دزدند، خداوند مى گويد: اينك مخالف پيامبرانى هستم كه كلام خود را به كار برده مى گويند: او گفته است. خداوند مى گويد: هم اكنون من مخالف پيامبرانى هستم كه به وسيله خوابهاى دروغين نبوت مى كنند، آنها را براى قوم من بيان كرده و باعث گمراهى قوم من مى شوند، من آنها را نفرستاده و مأمور نكرده ام. سپس خداوند مى گويد كه به اين قوم هيچ نفعى نخواهد رسيد.[٦]
«ابو عبيد خزرجى» برخى از تحريفات اناجيل را بيان مى كند. وى مى گويد:
با اينكه افراد بسيارى بعد از حضرت مسيح عليه السلام به مدت سيصد سال به گمراهى كشيده شدند اما در درك و فهم اين متون دروغين مهارت پيدا كرده بودند و همچنان به انجيل متمسك مى شدند، ادعا مى كردند كه حضرت مسيح عليه السلام در ابرهاى آسمان و خوابهاى پريشان، آنها را مورد خطاب قرار مى داده و با ايشان صحبت مى كرده است. آنها به اين جمله در انجيل استدلال مى كنند: «ايمان به عيسى، بعد از او كامل مى شود». اما اصل اين جمله چنين است كه حضرت عيسى عليه السلام