ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٤ - عصمت كتاب مقدّس
خداوند» نيست، بلكه همان اسراييلى است كه از صلب يعقوب به وجود آمده است. وى مى گويد: واژه هاى «اسراييل» و «يهود»، «صهيون» و «قدس» در كتاب مقدس به معناى اسراييل روحانى يا كنيسه خداوندى نيست كه مسيحيان يا يهود و يا هر دو، آن را پديد آورده باشند. بلكه اين همان اسراييلى است كه از صلب يعقوب تشكيل شده است، و اين خود دليل بازگشت قبيله اى و اجتماعى آنها به سرزمينهاى قديمى شان و پيروزى آنها بر دشمنانشان است. تفسيرهايى شبيه به اين جايز نيست.[١]
از آنچه گفته شد نتيجه مى گيريم كه:
١. مسيحيان بنيادگرا معتقد به عصمت خطاناپذيرى كتاب مقدس هستند و به اين اعتبار، آن را تنها منبعى مى دانند كه مى توان در امور زندگى به آن مراجعه كرد. همچنين آن را مقدس شمرده و به هيچ كس اجازه نمى دهند كه آن را تحريف و يا نقد كند.
٢. مسيحيان بنيادگرا معتقدند به ناچار بايد حرف به حرف كتاب مقدس تفسير شده و از هرگونه تأويل اجتناب شود. اين نقطه را، نقطه آغاز پيدايش آرزوهاى بزرگ صهيونيست در بازگشت به فلسطين و تملك آن سرزمين مى دانم. به اين دليل كه عصمت حرف به حرف- در اعتقادات بنيادگرايان- به معناى تأويل متون كتاب مقدس است و اين مطلب منجر به قبول و پذيرش معانى ساده و ظاهرى كتاب مقدس- كه خواننده با آنها مواجه مى گردد- مى شود. براى مثال منظور از واژه «اسراييل» كه در كتاب مقدس آمده است در يك تفسير حرف به حرف، ساده و ظاهرى، همان «اسراييلى» است كه از صلب يعقوب تشكيل شد. در نتيجه اين معنا به ذهن خواننده متبادر مى شود كه اسراييل جديد كنونى همان اسراييل قديمى در كتاب مقدس است و اين مطلب دلالت بر حق امت اسراييل براى بازگشت به سرزمين مقدس از نيل تا فرات و پيروزى بر دشمنانشان- آنگونه كه در كتاب مقدس آمده است- مى كند. اما تفسير دروغين، چيزى است كه مذهب كاتوليك بسيار به آن پرداخته است. به عنوان مثال، آنها مى گويند كه اسراييل در كتاب مقدس به معناى اسراييل روحانى و معنوى يا كنيسه خداوند است كه مسيحيان يا يهود و يا هر دو با هم آن را تأسيس كرده اند.
از اينجاست كه براى ما آشكار مى شود كه اعتقاد عصمت حرف به حرف به كتاب مقدس، شيرينى هاى زيادى را براى صهيونيسم پديد مى آورد.
٣. مسيحيان بنيادگرا قدرت برتر و تقدسى را كه براى متون انجيلى قائلند به اشخاص نيز سرايت مى دهند. آنها ادعا مى كنند كه به طور مستقيم از خداوند آگاه مى شوند. معناى آن اين است كه حتى به عصمت اشخاص نيز معتقدند.
ديدگاه اسلام درباره عصمت كتاب مقدس
كتاب هايى كه از طرف خداوند و به وسيله وحى به انبيا عليه السلام نازل شده است از خطا و اشتباه به دور است؛ چرا كه كلام، كلام خداوند است و در كلام خداوندى خطا، اشتباه و يا تناقضى وجود ندارد، اين كلام انسان هاست كه در آن خطا و تناقض ديده مى شود.
كتاب هايى كه خداوند بزرگ بر رسولانش نازل كرد و محمد صلى الله عليه و آله امين مردم را به آن آگاهى داد. قرآن كريم، انجيل، تورات و زبور است، قرآن كريم خبر از تحريف كتاب هاى اديان پيشين داده، مى فرمايد:
فَبِما نَقْضِهِمْ مِيثاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَ جَعَلْنا قُلُوبَهُمْ قاسِيَةً يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ نَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ وَ لا تَزالُ تَطَّلِعُ عَلى خائِنَةٍ مِنْهُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اصْفَحْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ.[٢]
پس به سزاى پيمان شكستنشان لعنتشان كرديم و دلهايشان را سخت گردانديم، به طورى كه كلمات را از مواضع خود تحريف مى كنند و بخشى از آنچه را بدان اندرز داده شده بودند به فراموشى سپردند و تو همواره بر خيانتى از آنان آگاه مى شوى، مگر شمارى اندك از ايشان كه خيانت كار نيستند پس از آنان در گذر و چشم پوشى كن كه خدا نيكوكاران را دوست مى دارد.
برخى از آيات قرآن كريم اهل كتاب را در تمسك به كتاب مقدس مورد نكوهش قرار مى دهد:
يا أَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْباطِلِ وَ تَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ.[٣]
اى اهل كتاب چرا حق را به باطل درمى آميزيد و حقيقت را كتمان مى كنيد با اينكه خود مى دانيد.
اما چنانكه گفته شد، مسيحيان بنيادگرا معتقد به عصمت كتاب مقدس از خطا و اشتباه اند و به هيچ كس اجازه نقد يا تحريف آن را نمى دهند.
در مقام رد اين نظريه مى گوييم: كتابى كه به طريق وحى نازل مى شود و ادعاى عصمت آن از خطا و اشتباه مى رود بايد داراى دو شرط باشد. دلايل صحت سند كتاب و دلايل صحت متن آن، اين دو شرط هم، جز در قرآن در كتاب ديگرى وجود ندارد. پس عصمت كتاب مقدس امرى بى دليل است. براى اثبات اين ادعا هر كدام از اين دو دليل