ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٨ - واژگانى به رنگ انتظار
واژگانى به رنگ انتظار
سهيلا صلاحى اصفهانى
آفتاب، آب، اينه، باغ، گل، ياس، دريا، موج، نسيم، باران، شبنم و ديگر واژه هاى لطيف و ستودنى، دست مايه اى است براى همه سروده هايى كه از جان برمى خيزند و تقديم جانان مى شوند.
در عصر غيبت نيز، فراق و انتظار از يك سو، و شور و مستيف چشم به راهان از سوى ديگر، دست به دست هم مى دهند و شاعر را وادار به انتخاب زيباترين كلمات مى كنند. از اين روست كه اشعار مهدوى در همان حال كه انديشه هاى بلند صاحبانشان را نشان مى دهند، بيانگر لطف و ظرافت زبانى آنها نيز هستند، آن چنان كه گويى هر بيت از اين سروده ها گل برگى است پيشكش حاضرترين امام، موعود عليه السلام.
برآنيم تا در اين مجموعه از نوشته ها، نگاهى به پربسامدترين واژگانى كه در اشعار مهدوى به كار رفته اند بيندازيم و ناكامى ديدار او را با لذت تكرار نام والايش، آسان تر كنيم.
«بهار» از جمله واژگانى است كه در اغلب سروده هاى مهدوى به چشم مى خورد و شاعران معاصر، به خوبى، توانسته اند در محور هم نشينى كلام، جايگاهى مناسب را به آن اختصاص دهند.
در برخى از ابيات، «بهار» استعاره از وجود مقدس حضرت ولى عصر (عج) است:
|
چه ذوق خنده، چو لب را دل تبسم نيست |
بهار من! تو ز گل خنده، منظرى بگشاى |