ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩١ - ژنرال هاى جنگ نرم (٨)
ژنرالهاى جنگ نرم (٨):
كارل گرشمن
كارل گرشمن، متولّد ٢٠ جولاى ١٩٤٣ م. مدير باتجربه بنياد وقف ملّى براى دمكراسى، چهرهاى برجسته و قديمى در عرصه سياستهاى حزبى ايالات متّحده مىباشد. او داراى مدرك ليسانس از «دانشگاه ييل»،[١] ١٩٦٥ م. و مدرك دكترى از «دانشگاه هاروارد»، ١٩٦٨ م. است. سابقه او به اواسط دهه ١٩٧٠ م. برمىگردد. وى در آن زمان، مدير سازمان «دمكراتهاى سوسياليست ايالات متّحده»[٢] بوده است. وقتى گرشمن در اوايل دهه ٨٠ م. مديريت بنياد تازهتأسيس وقف ملّى براى دمكراسى را بر عهده گرفت، به عنوان يكى از حاميان جنجالى گسترش دمكراسى به عنوان بخش اصلى سياست خارجى آمريكا شناخته شد. اين نهاد به سرعت در سياستهاى جنگ سرد آمريكا وارد شد.
گرشمن از تلاشهاى دولت براى اعمال تغييرات دمكراتيك در منطقه خاورميانه حمايت كرده است. گروههاى مختلف سياسى در «ايالات متّحده آمريكا»، به ويژه نومحافظهكاران كه گرشمن با آنها در ارتباط بوده، از اين پروژه حمايت كردهاند. با تمام اين اوصاف، با شروع جنگ «عراق» و با آشفته شدن اوضاع عراق و غيرقابل كنترل شدن آن، وى همانند ديگر حاميان اين استراتژى، موضعگيرى محتاطانهترى را اتّخاد نمود.
گرشمن در سال ٢٠٠٧ م.، در صفحه نظرات آزاد روزنامه «واشينگتن پست»،[٣] درباره طرح دمكراسى بوش نوشت: پارهاى از مشكلات طرح دمكراسى بوش به تمركز آن در منطقه خاورميانه برمىگردد؛ چرا كه در اين منطقه شرايط براى ايجاد دمكراسى چندان مطلوب و مساعد نيست. وى در اينباره مىنويسد: در منطقه خاورميانه، اصلاحطلبان ليبرال، فضاى محدود موجود ميان رژيمهاى استبدادى و جنبشهاى اپوزيسيون اسلامى را به تصرّف خود درآوردهاند؛ منافع هر دوى اين گروهها در برخورد با يكديگر، به وسيله يك مركز دمكراتيك كوچك تأمين مىگردد و ادامه خشونت در خاك عراق و بحران جدّى در رابطه با «ايران»، خواسته رئيس جمهور براى پيشبرد روند آزادى در منطقه خاورميانه را با مشكل روبهرو كرده است؛ به گونهاى كه در شرايط فعلى، كسى نمىتواند انتظار گسترش دمكراسى در منطقه پرتنش خاورميانه را داشته باشد.[٤]
وى با انتقاد از كسانى كه مبتنى بر تصوّرات دور از انتظارى براى ايجاد سريع يك حكومت با ثبات دمكراتيك در قلب خاورميانه، از حمله به عراق حمايت كردهاند، نوشت: موج سوم دمكراسىسازى در دهههاى ٨٠ و ٩٠ ميلادى به پرورش توهّماتى پيرامون چگونگى اوجگيرى دمكراسى و اينكه مىتواند مورد پذيرش و حمايت قرار گيرد، كمك كرد و از طرفى به تقويت اين نگاه پرداخت كه دمكراسى قادر است در كشورهايى كه هيچگونه سابقه دمكراسى نداشتهاند، محقّق شود و آمريكا با منابع در دسترس خود، قادر است عامل اصلى در ايجاد و تحقّق آن باشد. وى در انتها نتيجهگيرى مىكند: فرصتهاى گسترش دمكراسى، در آينده خود را نشان مىدهد و ما بايد خود را مهيّاى بهرهبردارى از اين فرصتها كنيم. همانطور كه رونالد ريگان[٥] در «وستمينستر»[٦] «انگلستان» گفت: دمكراسى يك گل لطيف نيست؛ امّا با اين حال، نيازمند به پرورش است. لذا در مواجهه با چالشهاى پيشرو، هر آنچه را از دستمان برمىآيد، بايد مشتاقانه و با حمايت