ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٣ - القاى محبّت به ولى خدا در دوران كودكى
«هر كس صاحب فرزندى شد، در گوش راستش اذان بگويد و در گوش چپش اقامه بخواند. به درستى كه اين عمل باعث دورى شيطان خواهد شد.»[١]
نامگذارى مناسب فرزند، عقيقه، تغذيه بچّه با شير مادر و ... از ديگر آموزههاى مربوط به اين دوران است.
دوران شيردهى
مادرانى كه توفيق ارتزاق فرزند خود با شيرى كه محصول لقمه حلال است، مىيابند، همچنين مادرى كه با وضو به فرزند خود شير مىدهد و از ذكر و ياد خدا در هنگام شيردهى غافل نمىشود، قطعاً بيش از ديگران توفيق تربيت نسل مهدىباور و مهدىياور را خواهد داشت.
تأثير شير مادر در پرورش شخصيت معنوى فرزندان امرى مسلّم و انكارناپذير است. مادرى كه شير او آميخته با ذكر و ياد حضرت مهدى (عج) است و در طول شيردهى، خود ذكر و ياد امام را بر لب و قلب دارد، قطعاً اين عشق و علاقه به فرزند او منتقل مىشود؛ چرا كه تحقيقات روانشناسى حاكى از اين مسئله است كه كلّيه عواطف، علاقهها و دلبستگىهاى مادر، هنگام شير دادن، به فرزند هم منتقل مىگردد.
القاى محبّت به ولى خدا در دوران كودكى
در نظام تربيتى اسلام، هرگونه آموزش رسمى و سختگيرانه در دوران كودكى مردود بوده و اصل بر آزاد و رها گذاردن كودك است؛ ولى اين نكته مورد تأكيد دين قرار گرفته كه دوران كودكى، دوران شكلگيرى شخصيت دينى، عاطفى، عقلى و ... كودك است.
روح احاديث در اين زمينه دلالت دارند كه در دوران كودكى (هفت سال اوّل) عنايت خاصّى بر مؤانست كودك با مقولههاى مذهبى و اخلاقى شود.
نظر به محدوديت قدرت درك و فهم كودك از ارزشهاى اخلاقى و به لحاظ رشد نايافتگى او از لحاظ اجتماعى، بيشترين تلاش مربّيان در اين مرحله، بايد متوقّف بر ايجاد رغبت، علاقه و انس در كودك، نسبت به ارزشها و مفاهيم اخلاقى، از جمله مسئله ارتباط با ولىخدا باشد. پس كلّيه رفتار پدر و مادر، بالأخص مادر، نقش ويژهاى در شكلگيرى شخصيت كودك دارد.
اهمّيت نقش مادر از آن جهت است كه در اين دوره، بيشترين ارتباط را با فرزند دارد و در شكلگيرى شاكله شخصيتى فرزند مؤثّر است و به تعبير متخصّصان تعليم و تربيت، كودك بسان يك دوربين فيلمبردارى بسيار دقيق، مشغول فيلمبردارى هوشمندانه از رفتار مادر است و مادر بدون اينكه درصدد آموزش مفاهيم به فرزند خود باشد، با رفتار و كردار خود در حال آموزش غيررسمى به فرزند خود است.
كودك اكثر مهارتها و دانستنىها را در اين دوران، بدون واسطه از خانواده خود دريافت مىكند. در واقع اوّلين مطلبى كه كودك فرامىگيرد، تأثير بسزايى در شكلگيرى شخصيت وى دارد و به تعبير اميرالمؤمنين، على (ع):
«الْعِلْمُ فِى الصِّغَرِ كَالنَّقْشِ فِى الْحَجَر؛[٢]
دانشى كه در كودكى فراگرفته مىشود، مانند نوشته بر سنگ است.»
لذا ماندگارى آموزههاى خانواده مسئوليت سنگينى را براى مادر منتظر رقم مىزند.
در نظام تربيتى اسلام، بر تلفيق جنبههاى نظرى (گفتارى) و عملى (كردارى) در عرصه تربيت، تأكيد شده است. حتّى وزن عمل، بيشتر از گفتار و سخن است.
لذا تأكيد بر وحدت قول و عمل در همين راستاست. اينكه پيامبر اكرم (ص) در بسيارى از موارد، ابتدا عمل مىكردند و از مردم نيز قبل از درك معنى واقعى يك عمل، تقاضاى انجام آن را مىنمودند، دليل پُراهمّيت بودن عمل است.
از اينرو است كه مادر منتظر بايد فرصت طلايى شكلگيرى شخصيت فرزند را غنيمت شمرد و پايهها و بنيانهاى اعتقادى فرزندش را با ارائه رفتارهاى برگرفته از مبانى دينى و اخلاقى تقويت نمايد. زن منتظر، اگر بنا دارد كه فرزندى مهدىباور تربيت كند، بايد بداند كه هرچه محبّت و دلباختگى و ارتباط قلبى او با حضرت بيشتر باشد و اين علقه در رفتار وى (كه فرزند شاهد آن است) نمود عينى داشته باشد، به همان ميزان مىتواند اين محبّت و دلباختگى و عشق را به فرزند خود، بدون آنكه نياز به آموزش رسمى باشد، انتقال دهد.
وقتى فرزند عشق سرشار مادر به امام زمان (عج) را مشاهده مىكند و وقتى مادر فضاى خانه را معطّر به عطر ياد و ذكر حضرت مىكند، اين فضاى آكنده از عشق و محبّت، در ساختن شخصيتى محب و عاشق نسبت به امام زمان (عج) مؤثّر خواهد بود.
تأكيد مىگردد كه دوران كودكى، دوران استفاده از ابزار استدلال و منطق نيست و آنچه در اين دوران اثرگذار است، جنبههاى احساسى و عاطفى، آن هم به صورت عملى است.
بايد براى موفّقيت در امر تربيت ولايى، به اين مهم توجّه داشته باشيم كه مادران، به عنوان اوّلين و مهمترين مربّيان، بايد واجد صفات و ويژگىهاى فكرى و رفتارى صحيح باشند؛ چرا كه بخش عظيمى از تربيت ولايى، به حوزههاى رفتارى عينى و عملى مربوط مىشود.
بايد برنامه تربيتى مادر متوجّه ويژگىها و رفتارهاى عينى و عملى مشخّص، مفروض و پذيرفتهشده عام باشد تا بتواند زمينههاى لازم را در فرزندان خود جهت پذيرش و قبول آن صفات و ويژگىها فراهم نمايد.
به بيان ديگر، مادر بايد خود نسبت به اصول و مبانى تعليم و تربيت و پرورش يك نسل ولايى، علاوه بر شناخت، التزام داشته باشد؛ لذا مادر منتظر بايد به اعتقادات خود ايمان بياورد؛ زيرا ايمان، تلفيقى از اعتقاد قلبى و التزام عملى است. اگر مادر منتظر، از انجام رفتارهاى مخالف با ميل ولى خدا خوددارى كرد و به صورت مستقيم و غيرمستقيم نشان داد كه به خاطر حضور و ناظر بودن حضرت مهدى (عج)، از انجام آن كارها خوددارى كرده است، باور به حضور واقعى ولى خدا در فرزند نيز به صورت جدّى تقويت مىشود.
مادر به عنوان مدير داخلى خانواده، مىتواند فضاى داخلى خانه را به گونهاى مديريت نمايد كه اين فضا سرشار از ياد و محبّت و عشق نسبت به امام زمان (عج)، از طريق ارائه برنامههاى عينى و عملى باشد.