ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٠ - حاصل نوشتار
را بپذيرم، پس عنايت و لطفى ديگر كردى تا آن پيمان را ديگر بار تجديد و هربار در هر عيد غدير، آن را تكرار فرمودى كه متذكّر آن شوم و يكبار ديگر عهدم را تجديد نمايم. لطفى ديگر فرما كه آن را تا آخر عمر، حفظ كنم و با وفاى به همان، از دنيا بروم ....»[١]
همچنين در «دعاى عهد» كه هرروز خوانده مىشود، چنين مىخوانيم:
«اللَّهُمَّ أُجَدِّدُ لَهُ فِى هَذَا الْيَوْمِ وَ فِى كُلِ يَوْمٍ عَهْداً وَ عَقْداً وَ بَيْعَة؛[٢]
بارالها! من امروز و در هر روز با امام زمانم، عهد و عقد و بيعتم را تجديد مىكنم.»
بنابراين، اصل عهد و پيمان قبلًا بسته شده و ما به اين دنيا آمدهايم كه به آن وفا كنيم؛ امّا وفاى به آن، نياز به يادآورى و تأكيد دائمى هر روزه با امام عصر (عج) دارد.
نگاهى به زيارت امام عصر (عج)
قبلًا درباره زيارت امام عصر (عج) در «سرداب مقدّس» سخن گفتيم و ملاحظه كرديم اين عهد و پيمان چه موادّ و مفادّى دارد. در آنجا، اين فراز قابل توجّه است:
«أُشْهِدُكَ يَا مَوْلَاىَ بِهَذَا، ظَاهِرُهُ كَبَاطِنِهِ، وَ سِرُّهُ كَعَلَانِيَتِه؛
اى مولاى من! تو را گواه مىگيرم بدين عهد و پيمان كه ظاهر آن، همچون باطن و نهانش، همچون عيان آن است.»
در اين عبارات، دو بار بر يكسانى ظاهر و باطن اين عهد و ميثاق تأكيد شده است. آيا اين فقط يك تكرار و از صنايع ادبى است يا رازى در آن نهفته است؟
پاسخ اين است كه اگرچه در ظاهر بعيد نيست از زيبايىهاى كلام و از صنايع ادبى باشد، امّا در باطن، شايد اشاره به حقيقتى باشد كه در اين نوشتار گذشت؛ يعنى پيمان توحيد و بندگى است. پس ظاهر آن بهسان باطنش مىباشد و هيچيك بدون ديگرى قوام و دوام ندارد.
ممكن هم هست اشاره به اسلام راستين و اسلام، ظاهرى داشته باشد؛ يعنى هم در اسلام ظاهرى مسئله امامت و ولايت بسيار مهم است؛ چنانكه آيات و روايات بر آن دلالت دارند؛ آنگونه كه تمام اداى رسالت پيامبر اكرم (ص) بدان وابسته است (آيه ٣ سوره مائده).
و هم در اسلام ناب علوى كه اساساً جز ولايت اهل بيت (ع)، چيز ديگرى نيست. بنابراين نهان و سرّ اين عهد و پيمان، مانند عيان آن است؛ يعنى اساساً اسلام در ظاهر و باطن خود، جز بر ولايت معصومان (ع) و عترت نبوى، استوار نيست.
حاصل نوشتار
- خداى متعال قطعاً از خلقت ما، هدف و غايتى والا داشته است؛
- براى اين منظور، قبل از عالم دنيا، نسبت به اين هدف بزرگ، از ما عهد و پيمان گرفته است؛
- وفاى به اين عهد و پيمان (پيمان فطرت و بندگى الهى) تنها با ميثاق ولايت امكانپذير است و بدون آن، نه توحيدى در كار است، نه عبادتى و نه وفا به عهد فطرت و توحيد؛
- تمام عالم، ولايى است و بنابراين، خلقت هر انسانى از آغاز، تا در اين دنيا و تا قيامت نيز، ولايى است و بر گرد ولايت امام معصوم (ع) مىچرخد؛
- لازمه پاىبندى به ميثاق توحيد، يادآورى و تجديد آن، به طور مرتّب و دائمى با اين امام و در يك سخن، همواره ولايى بودن انسان است.
پىنوشتها:
[١]. سوره ياسين، آيات ٦٠ و ٦١.
[٢]. سليمان بنقندوزىحنفى، «ينابيع الموده»، ج ٢، ص ٢٤٨.
[٣]. «روضه كافى»، ج ١، ص ٧.
[٤]. «ينابيع الموده»، ج ٤، ص ١٨٣.
[٥]. در بسيارى از منابع ذكر شده است؛ از جمله ابنبابويه، محمّد بن على، «الخصال»، قم، جامعه مدرّسين، ج ٢، ص ٥٧٤.
[٦]. «اصول كافى»، ج ١، ص ١٩٩.
[٧]. «تفسير نورالثقلين»، ج ٤، ص ١٨٣.
[٨]. همان، ص ١٨٢.
[٩]. تفسير «مرآة الانوار»، (مقدّسه تفسيرالبرهان)، ص ٩٥.
[١٠]. «ينابيع الموده»، ج ٢، ص ٢٩٣.
[١١]. همان، ص ٢٩٢.
[١٢]. «مفاتيحالجنان»، اعمال روز عيد غدير.
[١٣]. همان، دعاى عهد.