ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٢ - ٢ طرح الگوى استقلال اقتصادى و آزادى هاى اجتماعى زنان مسلمان
مرگ و مير مادران و نوزادان در سياستهاى كنترل جمعيت است. در برنامههاى تنظيم خانواده و جمعيت عرضه شده از سوى اين سازمان، بر مسئله كاهش مرگ و مير شيرخوار و كاهش مرگ مادران باردار به خاطر زايمان، بسيار تأكيد و ادّعا مىشود كه بيشتر تحقيقات نشان مىدهد كه افزايش بىرويه جمعيت، منجر به مرگ نوزادان شيرخوار مىگردد. اين ادّعا، امّا تنها به دو متغيّر، يعنى ميزان وفات و ميزان رشد، توجّه كرده است و عواملى چون تغذيه و بهداشت را كه در مسئله مرگ و مير مؤثّرند، به حساب نياوردهاند. بنابراين، مستند، واقعى و قابل پذيرش نيست و بيشتر به خدمت سياستهاى جمعيتشناسى در آمده است. از سوى ديگر، يكى از برنامههاى عادّى در طرحهاى جمعيت و تنظيم خانواده، جلوگيرى از باردارى ناخواسته است كه اگر اين مهم با داروها و انواع روشهاى پيشگيرى در دسترس و رايگان، محقّق نشد، اين طرحها، راهكار ديگرى براى آن دارند؛ سقط جنين.
اين در حالى است كه سقط جنين، بنا به تأكيد متخصّصان زنان و روانشناسان، هم روى سلامت جسمى و امكان بارورىهاى بعدى زن و هم روى سلامت روحى آنان تأثير ناخوشايندى دارد؛ امّا يكى از مؤكّدات سازمان بهداشت جهانى، به خصوص در روز جهانى بهداشت جمعيت امسال، پيشگيرى از باردارىهاى زودرس و امكان سقط جنين ايمن بود.
استفاده ابزارى از بهداشت و سلامت مادر و فرزند، به عنوان يكى از راههاى كنترل جمعيت، به ويژه در كشورهاى اسلامى است. سازمان بهداشت جهانى با ايجاد پايگاههاى منطقهاى بهداشت از طريق پروژههاى علمى، پژوهشى، خدماتى و ... به اين مهم مىپردازند.[١]
از امور قابل توجّه اين است كه تمامى اين سازمانها در كنار فعّاليتهاى ظاهراً بشردوستانه مخصوص به خود، به سياستهاى كنترل جمعيت در كشورهاى اسلامى هم مىپردازند.
نكته قابل توجّه و مهم اين است كه نقشههاى كنترل جمعيت كشورهاى اسلامى از سوى گروهى كه در پشت اين سازمانها قرار دارند، طرحريزى مىشوند. همانگونه كه در طرحهايى آمريكايى آمده است، ايالات متّحده به دليل سيطرهاى كه بر سازمانهاى وابسته بر آن دارد، اين سازمانها را رهبرى مىكند.[٢]
ادّعاى رابطه افزايش جمعيت و مرگ و ميرنوزادان شيرخوار، مسئله مرگ و مير در سياستهاى كنترل جمعيت، وسيلهاى در كاهش سطح رشد جمعيت به حساب مىآيد؛ به اين معنى كه بر مسئله كاهش مرگ و مير نوزادان شيرخوار و كاهش مرگ مادران باردار به خاطر زايمان، بسيار تأكيد و ادّعا مىشود كه بيشتر تحقيقات نشان مىدهدكه افزايش بىرويه جمعيت، منجر به افزايش مرگ و مير نوزادان شيرخوار مىگردد.
اين ادّعا در صورتى پذيرفتنى است كه شواهد بيشترى جمعآورى شود؛ چرا كه اين بررسىها عواملى چون تغذيه و بهداشت را كه در مسئله مرگ و مير مؤثّرند، به حساب نياوردهاند.
به همين دليل نمىتوان اين نظريه را كه تنها به دو متغيّر، يعنى ميزان وفات و ميزان رشد توجّه كرده، پذيرفت؛ چراكه مقايسه بين افزايش جميعت و مرگ و مير، مقايسه بىمعنايى بيش نيست و هدف از ارائه اين نظريه، تنها به خاطر اين است كه بر نقش منفى رشد جمعيت براى كاهش آن، تأكيد شود.
ادّعاى تحقيقات گستردهاى كه از اين ايده ضعيف حمايت مىكند، مستند نبوده و دور از واقعيت است و مىتوان گفت كه اين تحقيقات و بررسىها در اصل، به خدمت سياستهاى جمعيتشناسى درآمده است؛ سياستهايى كه با انگيزه سياسى معيّنى از طرف كشورها يا سازمانهاى بينالمللى بهكار گرفته شده است.
٢. طرح الگوى استقلال اقتصادى و آزادىهاى اجتماعى زنان مسلمان
بر اساس تحقيقات، اغلب زنانى كه به بازار كار روى مىآورند، كانديداى جدا شدن از ارزشهاى اجتماعى خود هستند و راحتتر الگوهاى غربى را براى خود مىپذيرند و حتّى ساير زنان جامعه را متقاعد مىكنند كه بچّهدار شدن، با آزادى و استقلال و تحقّق هويّتشان در تضاد است.
با وجود اين، طرح مذكور افزايش تعداد فرزندان خانواده را مترادف با فشارهاى اقتصادى بر مردم انگاشته است و تمامى تحقيقات سياست جمعيتى كه از جانب سازمان ملل متّحد پشتيبانى مىشوند، اين موضوع را تأييد مىكنند. در چالشهاى اقتصادى كشورهاى جهان سوم، امّا اين واقعيت ناديده گرفته مىشود كه عواملى چون سيطره كشورهاى غربى بر سرنوشت اين كشورها و غارت منابع ملّتها و همچنين وجود نظامهاى ديكتاتورى و فساد سياسى، اقتصادى و اجتماعى، در ايجاد مشكلات اقتصادى در كشورهاى اسلامى، سهيم هستند. پس مىتوان نتيجه گرفت كه رشد جمعيت، رابطهاى با فشار اقتصادى ندارد.
از سوى ديگر، غرب و آمريكا از يكسو كشورهاى مسلمان را با روشهايى تحريم و تحت فشار اقتصادى قرار مىدهند و از سوى ديگر، اين فشارها را به تعداد فرزندان خانواده نسبت مىدهند؛ در حالىكه جمعيت در صورت برنامهريزى مناسب، مىتواند چرخهاى توليد را هم به چرخش دربياورد و نيروى انسانى مولّد يكى از زيربناهاى توسعه اقتصادى است. ذوب شدن زن مسلمان در ارزشهاى اجتماعى غرب، وقتى زن ارزشهاى اجتماعى غرب را پذيرفت، سعى مىكند در راستاى اين هدف، راههاى جلوگيرى از باردارى را به كار بگيرد و تعداد زايمان را كاهش دهد. اين شعار در حالى مطرح مىشود كه مادرشدن، يك ويژگى فطرى درون هر زنى است و زنانى كه به هر دليل، چنين تجربهاى ندارند، همواره با يك كمبود درونى مواجه مىشوند. همچنين اسلام براى زنان، به ويژه زنانى كه مادر مىشوند، مقام و جايگاه ممتازى قائل است. از سوى ديگر، همانگونه كه ذكر شد، روشهاى پشگيرى از باردارى يا سقط جنين، هرچند راهكارى براى كنترل جمعيت است، امّا آسيبهاى روحى و حتّى جسمى متعدّدى براى زنان در پى دارد. اين در حالى است كه در غرب، بسيارى از باردارىهاى خارج از چارچوب خانواده شكل مىگيرد كه اين موضوع، به خصوص در مورد باردارىهاى دختران نوجوان، اهمّيت بيشترى مىيابد؛ امّا اين زنان بعد از ارضاى نياز جنسى يك مرد، حتّى فرزندشان را بايد سقط كنند تا مردان از حدّاقل مسئوليتى كه در قبال فرزندشان دارند نيز آسوده شوند. پس بىترديد، اين حمايت از حقوق زنان نيست.