ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٨ - متقاعد كردن خانواده ها به توبه و بازگشت به دين
ريشههاى ايدئولوژيكى احزاب و گروههاى دينى «حزب شاس»
احزاب و گروههاى دينى در رژيم صهيونيستى از ارتباطى ايدولوژيك برگرفته از ديانت يهودى برخوردار بوده و همواره در برنامههاى سياسى خود دعوت به احترام به احكام شريعت يهودى هالاخاه در جامعه مىكنند. اين احزاب و گروهها در برابر صهيونيسم سياسى به دو گروه اصلى تقسيم مىشوند؟
١. گروه اوّل صهيونيسم را به رسميت مىشناسد؛
٢. گروه دوم صهيونيسم را به رسميت نمىشناسد و بر اين باور است كه رهايى و آزادى يهود از طريق مسيح مخلص جامه عمل خواهد پوشيد.
امّا برجستهترين خاخامها و نويسندگان يهودى كه از دعوتكنندگان جنبش صهيونيسم دينى، بلكه از پيشگامان آن هستند، عبارتند از:
خاخام موشه بن نحميان، بهودا قلعى، تزفى هيرش كالچر، ساموئل موهيليفر، يحيل ميخائيل بانيس، آبراهام اسحاق كوك، حييم لاندوا و مائيز بار ايلان.
ما در اين بحث در صدد پرداختن به اين موضوع نيستيم؛ زيرا ما در اين پژوهش صرفاً در پى بررسى شكلگيرى جنبشها و احزاب دينى ارتدوكسى هستيم. جنبشها و احزاب انشقاقيافته از جنبش آگودات اسرائيل كه امروز نمايندهاى در كنيست دارند، عبارتند از:
حزب شاس. حزب يهدوت هتورات
امّا واژه شاس عبارت اختصارى براى نام عبرى حزب «اتحاد سفارديم نگهبانان تورات» است و اين عبارت را برخى از يهوديان بر «تلمود» نيز اطلاق مىكنند.
حزب شاس با جدايى از حزب آگودات اسرائيل به زعامت خاخام اسحاق برتس و ترغيب خاخام اليعاز شاخ، رهبر روحانى فرقه «حرديه ليتوانى» و خاخام عباديا يوسف، خاخام بزرگ اسبق يهوديان شرقى پا به عرصه وجود گذاشت.
امّا ريشههاى اين حزب به يك جنبش شورشى بازمىگردد كه از داخل حزب آگودات به زعامت خاخامهايى از فرقههاى شرقى براى مقابله با سيطره يهوديان غربى اشكناز بر حزب و خوددارى آنان از اعطاى نمايندگى مناسب در نهادها و هيئتهاى حزب و ليست كانديداتورى براى كنست، آغاز شد. اين جنبش با نام شاس شناخته شد و در انتخابات مقامات محلّى در سال ١٩٨٣ م. با يك ليست واحد شركت كرد و توانست سه كرسى در مجلس محلّى «قدس» به دست آورد.
لازم به اشاره است كه جنبشى مشابه جنبش شاس، موسوم به «حاى»، به رياست رافائيل بحاسى و حمايتهاى خاخام مناخيم شاخ،[١] رئيس مجلس اعلاى تورات در آن زمان، با همان بهانه مورد اذيت و آزار قرارگرفتن و ناديده گرفتن حقوقشان از سوى اشكناز در محلّه «بنى براك» پديدار شد و در سال بعد، يعنى ١٩٨٤ م. حزب شاس در جنبش حاى ادغام شد و ليست ديگرى در «طبريه» به نام «زاخ» پديدار شد و حزب سياسى با نام شاس به رهبرى اسحاق برتس رسماً اعلام شد و حزب جديدى از فرقه يمنىهاى يهود شرقى به اين حزب پيوست.[٢]
امّا به جريان افتادن كارهاى حزب، به لحاظ سازمانى از طريق مجلس اعلا، موسوم به «مجلس حكماى تورات» كه رياست آن را خاخام عجيب و غريب عباديا يوسف از سال ١٩٨٤ م. تا حال حاضر به عهده داشته است، انجام گرفت. (ما در آينده، پژوهشى مستقل به عباديا يوسف اختصاص خواهيم داد).
و امّا ما حاميان حزب شاس را در ميان متدينان شرقى كه در مدارس دينى شرقى آموزش ديده و نيز در ميان كسانى كه در مدارس دينى غربى «ليتوانى» تحصيل كردهاند، مىيابيم و بدينسان شاس حزب آگودات اسرائيل را از رأى شرقىها محروم كرد و همچنين در ميان كسانى كه به حزب شاس رأى مىدهند، گروههايى از توبهكنندگان يا كسانى كه به دين بازگشتهاند از فرزندان گروههاى شرقى كه به رهبرى عبرى يا آنگونه كه از آن تعبير مىكنند، توراتى كه بر گامهاى عباديا يوسف حركت مىكند، به علاوه جمعيت گستردهاى از فرزندان گروههاى شرقى سنّتى وجود دارند.
جنبه ايدئولوژيكى حزب
تكيهگاه ايدئولوژيكى اين حزب، افكار دينى ارتدوكسى حريدى است و بستر برنامههاى سياسى و اجتماعى و انتخاباتى آن را تشكيل مىدهد.
در سطح داخلى، حزب شاس به لحاظ سياسى اجتماعى بر نياز به بازگشت به اصول توراتى تأكيد مىكند و از همينروست كه مشاهده مىكنيم، همواره خواهان تحميل قوانين مذهبى متعدّد و سختگيرانه بر مردم در زمينه غذاهاى حلال و پايان دادن به مظاهر فساد در جامعه، همراه با ضرورت حرمت روز شنبه مىباشد. به همه اينها بايد درخواست لغو قانون استخدام دختران در ارتش و مهمتر از همه اين موارد، درخواست افزايش بودجههاى مالى از حكومت براى پايهگذارى تعاليم دينى خاصّ خود يا همان حزب شاس را اضافه نماييم. بنابراين همانطور كه اشاره كرديم هر فرقهاى برنامههاى تعليمى خاصّ خود را دارا بوده و بر همين اساس اين حزب خواهان ضرورت تعديل قانون يهودى متناسب با ديدگاه ارتدوكسى همراه با عدم مصالحه با وضع موجود مىباشد.
بايد گفت كه حزب شاس در كشت بذرهاى عميق خود در جامعه موفّق شد و اين مهم، از طريق تأسيس يك شبكه فعّال در سال ١٩٨٥ م. انجام شد. اين شبكه از طريق ارتباط با حاميان حزب از طريق حدود ٤٠٠ شاخه گسترش يافته در سرتاسر اسرائيل به حيات خود ادامه مىدهد. اين شاخهها وظيفه ارائه خدمات اجتماعى و تربيتى و دينى را از طريق صدها خاخام به عهده دارند. اين خاخامها كه افراد سنّتى را به فعّاليت وامىدارند، قبل از ظهور حزب شاس براى منافع ليكود تبليغ مىكردند.
متقاعد كردن خانوادهها به توبه و بازگشت به دين
لازم به اشاره است كه باشگاههاى حزب شاس براى مبارزه با فقر و جرايم و اباحىگرى و بيكارى و بيمارىهاى روانى فعّاليت مىكنند و بودجه اين اقدامات از طريق دولت و حكومتهاى محلّى تأمين مىشود. حزب شاس يك ادامه طبيعى براى جنبشهاى اعتراضى تلقى مىشود كه يهوديان شرقى[٣] به سبب رنجى كه از اذيت و آزار در تمام