ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٠ - وجه تشابه
از خونريزى و توقّف عرضه اسلحه در منطقه، موافق برقرارى صلح با اعراب است.
امّا در سطح اجتماعى و اقتصادى اين حزب منادى عدالت اجتماعى و ساختار اقتصادى بر حسب روح تورات و سوق دادن حريديم به سوى اهتمام به آموزههاى توراتى و سرمايهگذارى براى يك شبكه آموزشى، به ويژه براى يهوديان ليتوانى و قانونى كردن گردننهادن به شريعت و دادگاههاى خاخامى و جلوگيرى از فساد و كارهاى رذيلانهاى كه سكولارها آن را نشر مىدهند و تصدّى سازمانهاى تبشيرى مسيحى و ممانعت از اجراى كاوشهاى باستانشناسى و كالبد شكافى است.
امّا در مورد نظريات اين حزب در مورد سرزمينهاى اشغال شده عربى فلسطينى بايد گفت كه رهبر اين حزب در مقالهاى كه بعد از انتخابات ١٩٨٨ م. منتشر كرد، تا سرحدّ موافقت براى بازگرداندن صرفاً مناطق اشغال شده و برپايى يك حكومت فسلطينى خلع سلاح شده پيش رفته و بر موضع خود تأكيد و اظهار مىدارد كه از افراد صميمى در اين رابطه است؛ البتّه اگر اين تعبير در افكار سياسى او درست باشد و اين موضوعى است كه در شكل عمومى آن با مواضع حريدى موافق بوده و سخن او، در مورد بازگرداندن برخى از اراضى، براى حفاظت از جان يهوديانى است كه ارزشش در نزد او از زمين بالاتر است.
و در سال ١٩٩٢ م. در شام انتخابات و بعد از به دست آوردن دو كرسى، اين حزب، در چارچوب يك گروه دينى حريدى، موسوم به «يهدوت هيتورات». پرچم تورات، به حزب آگودات اسرائيل بازگشت و منادى دعوت به يگانگى جهان حريدى اشكنازى در رويارويى و رقابتى قدرتمند در برابر حزب شاس حريدى سفاردى از يكسو و آمادگى براى نرخ تنزيل كه از ١% به ٥/ ١% افزايش يافته بود، از جهت ديگر بود و آنچه به موفّقيت اين ادغام كمك كرد. بيمارى خاخام شينتو رسون و مشغوليت پيروان او به مريضى او و غافل شدن از سياست بود.[١]
پىنوشتها:
[١]. انتخابات كنست يازدهم سال ١٩٨٤ م. راهاندازى سمير جبور.
[٢]. اسحاق برتس تا سال ١٩٩٠ م. رهبرى اين حزب را بر عهده داشت و بعداً به دنبال بحران ١٩٩٠ م. رهبرى حزب به اربيه درعى منتقل شد و فرجام اين فرد، به زندانى شدن به اتّهام سرقت بود.
[٣]. حوادث «وادى الصليب» در شهر «حيفا» در سال ١٩٥٩ م. و رويدادهاى محلّه «مصرارا» در شهر «قدس» در سال ١٩٧١ م.
[٤]. برتس با وجود موافقتى كه ذكر كرديم، فردى نژادپرست و كينهتوز نسبت به اعراب بود و يك جزوه ادبى انتشار داد كه در آن، فريادگر دشمنى دينى و نژادى نسبت به اعراب و مسلمانان شد و حتّى پيامبر اسماعيل (ع) نيز از حقد و كينه او در امان نماند.
[٥]. خاخام مذكور در سال ١٩٩٤ م. از دنيا رفت.
[٦]. «الاحزاب السياسية فى دليل اسرائية العام»، احمد خليفة.