ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٣ - ٦ بركت و رحمت
در «دعاى شريف ندبه» مىخوانيم:
«هَل مِن معينٍ فَاطيلَ مَعهُ العَويلَ و البُكاءِ؛
آيا ياورى هست كه نزد او ناله و گريه را طولانى كنم؟!»
٦. بركت و رحمت
فصل بهار فصل سودبخشى و رحمتآفرينى است. خانوادههاى امام زمانى به بركت وجود حضرت و دعاى خير ايشان، همواره در بركت و رحمت الهى غرقند. آنان داراى عمرى با بركت، رزقى با بركت و زندگى مباركى هستند و براى ديگران نيز سبب بركت و خير مىباشند.
در «زيارت جامعه كبيره» مىخوانيم:
«... و ما خَصَّنا بِه مِن وَلايتكُم طِيباً لِخَلقِنا وَ طَهارَهً لأنفُسِنا و بَركَهً لَنا ..؛[١]
و همچنين آنچه را از دوستى شما براى ما مخصوص داشته، همه اينها موجب پاكى اخلاق ما و پاك شدن وجود ما و سبب بركت براى ماست ....»
امام صادق (ع) در حديثى مىفرمايند:
«نحنُ أهلُ بيتِ الَّرحمَهِ و بَيتِ النِّعمَه و بَيتِ البَرَكه؛[٢]
ما، خاندان رحمت و خانواده نعمت و دودمان بركتيم.»
يا رسول خدا (ص) در حديثى ديگر مىفرمايند:
«الرَّوحُ و الرَّاحَهُ و الفَلَحُ و الفَلاحُ و النَّجاحُ و البَرَكهُ والعَفوُ و العافِيَهُ والمُعافاهُ والبُشرى و النَّضرَه و الرِّضا و القُربُ والقرابهُ والظَّفرُ والتَّمكينُ والسُّرورُ و المَحَبَّهُ مِنَ الله تبارك و تعالى عَلى مَن احبَّ علىَّ بن ابى طالب (ع) وَ والاهُ وائتَمَّ بِهِ و أقرَّ بِفَضلهِ و تَولَّى الأوصياءَ مِن بَعده وحقُّ عَلىَّ أن ادخِلَهُم فِى شفاعتى و حَقٌّ عَلى ربّى أن يستَجِيب لى فيهم و هُم أتباعى و مَن تَبِعَنى فَإنّهُ مِنّى؛ [٣]
آسايش و راحت، كاميابى و رستگارى و پيروزى، بركت، عفو و تندرستى و عافيت، بشارت و خرّمى و رضايتمندى، قرب و خويشاوندى، يارى و پيروزى و توانمندى و شادى و محبّت از سوى خداوند متعال، بر كسى باد كه على بن ابىطالب (ع) را دوست بدارد، ولايت او را بپذيرد، به او اقتدا كند، به برترى او اقرار نمايد و امامان پس از او را به ولايت بپذيرد و بر من است كه آنان را در شفاعتم وارد كنم و بر پروردگار من است كه دعاى مرا درباره آنان بپذيرد و آنان، پيروان من هستند و هر كه از من پيروى كند، از من است.»
پىنوشتها:
[١]. سوره انفال، آيه ٢٤.
[٢]. «ميزان الحكمه»، ح ١٨٣٥.
[٣]. «ميزان الحكمه»، ح ١٨٤٥.
[٤]. «تهذيب»، ج ٦، ص ٩٧.
[٥]. «خير و بركت از نگاه قرآن و حديث»، ح ٩٤٠.
[٦]. همان، ح ٩٤٦.
منبع: «خانواده مهدوى»، اصفهان، مرغ سليمان، چاپ سوم.