ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٢ - شيعه حياتش را مديون سياست جمعيتى امام كاظم (ع) است
بايد خطّى باشد كه آن را رها نكرد و نسبت به پبمودن آن اهتمام داشت؛ به خصوص آنكه به تبع اهلبيت (ع) شيعيان آنها نيز مورد تعقيب و در خطر نابودى قرار داشتند و شيعه بودن براى مدّتهاى طولانى جرم تلقّى مىشد و اگر كسى را با اين عنوان مىيافتند، خطر مرگ براى او وجود داشت. بنابراين ممكن است حركت امام كاظم (ع) صرفاً در راستاى ازدياد نسل پيامبر (ص) نبوده باشد؛ بلكه الگويى براى شيعه هم باشد كه هميشه تاريخ در اقليت و فشار اكثريت بوده و حتّى براى شيعه، حقّ خيات هم قائل نبودند.
\* آيا اعمال اين سياست جميعيتى توانست خواست و هدف امام كاظم (ع) را تأمين كند و هم خاندان رسالت و هم شيعه را از خطر برهاند؟ چگونه؟
نتيجه اتّخاذ اين سياست، اين بود كه حضرت موسى بن جعفر (ع) با فرزندان متعدّد (بنابر روايات از ايشان، ٣٧ فرزند باقىمانده است) در سرزمينهاى اسلامى منشأ اثرات بىبديل شدند؛ زيرا اين امامزادگان به سرعت در سراسر عالم اسلام، به ويژه در «ايران» از نظر جغرافيايى پخش شدند و براى فرار از جور خلافت عبّاسى، به جاهايى پناه بردند كه بيشتر مردم آنها به اهلبيت (ع) معرفت داشتند و اين نشان مىدهد، حركت حضرت نتيجهبخش و مثبت بوده است؛ چنانكه امروز بخش اعظم سادات، از نسل حضرت موسى بن جعفر (ع) هستند و نسب سادات موسوى، همگى به ايشان مىرسد و همين موضوع از توفيق اقدام حضرت حكايت دارد؛ يعنى اگرچه ايشان تحت تعقيب و نظارت دستگاه خلافت جور بود و با اينكه سالهاى طولانى در زندان به سر بردند، امّا نسل پاكى كه از ايشان بر جاى مانده است، تا امروز گسترش يافته و انشاءالله تا پايان جهان هم باقى خواهد ماند؛ در حالىكه از آن خلفاى ستمگر كه قدرت و اختيار را در دست داشتند، كسى را نمىيابى كه خود را به آن خاندان منتسب كند.
\* اين سياست حضرت كاظم (ع) با آن همه فشار و خفقان سياسى، اجتماعى چطور توانست خدعه عبّاسى را خنثى سازد؟ به عبارت ديگر، اين سياست حضرت با چه سياستهاى بعدى همراه بود كه توانست مقصودشان را محقّق كند؟
فرزندان امام كاظم (ع) به دليل ناامنى وطنشان، يعنى «مدينه» و نيز به دليل تحت تعقيب بودن و نداشتن آزادى عمل، در «نجف»، بزرگترين پايگاه تشيع براى بقا و ادامه راه پدر بزرگوارشان در سطح جهان اسلام آن روزگار، پخش شدند و بيشتر آنها به دليل ارادت ايرانيان به خاندان پيامبر (ص)، به ايران آمده و در مناطق «فارس»، «قومس» (سمنان امروزى)، «قم»، «رى»، «سبزوار» و ... پراكنده و از تيررس دستگاه خلافت پنهان شدند؛ هرچند بعضاً به شهادت هم رسيدند و اينچنين، تداوم نسل با فرزندآورى آنها، اين مسير را ادامه داد و سادات در ايران، به خصوص از نظر شمار رو به افزونى رفت؛ به گونهاى كه مناطق عربى را تحت تأثير قرار داد و مىتوان گفت عمده نسل امام كاظم (ع) در ايران، زيست كرده و از دنيا مىرفتند و فرزندان آنها در ايران اقامت داشتهاند.
\* آيا مىتوان اين حضور را پاسخى مستدل و تاريخى به برخى شبهات درباره چرايى تعدّد امامزادگان در ايران اسلامى، دانست؟
بله. اگر چه برخى از روى غرض و براى سست كردن باورهاى دينى مردم نسبت به امامزادگان، چنين شبهاتى را مطرح مىكنند، امّا اين قطعيت دارد. پس از آنكه وجود مبارك امام رضا (ع) توسط مأمون به ايران فرا خوانده شده و شمار زيادى از برادران و برادرزادگان حضرت هم، به ايران آمدند، نسلى با بركت در ايران بر جاى گذاشتند. البتّه ممكن است اندك مواردى از بقاع متبرّكه سنديت نداشته باشد؛ امّا عمده امامزادگانى كه در ايران هستند، از نظر شجره، هيچ ترديدى درباره آنها وجود ندارد و نمىتوان به خاطر چند مورد احتمالى، اين حضور گسترده و قطعى را انكار كرد ...
\* وقتى تاريخ اسلام و سيره ائمّه (ع) براى بيدارگرى و بقاى اسلام را مرور مىكنيم، با صلح حسنى، ولايتعهدى رضوى و ... برخورد مىكنيم، آيا مىتوان سياست جمعيتى حضرت موسى (ع) را همراستا با اين سياستها و ميزان تأثيرش بر حفظ و بقاى اسلام را هموزن آن اقدامها دانست؟
بىگمان همينطور است. امام مجتبى (ع) بسته به شرايط، با پذيرش صلح و واگذارى حاكميت به دشمن اسلام، خطّ اصيل اسلام را حفظ كرده و اجازه نمىدهند معدود شيعيان از بين بروند و اين پاسخ خود حضرت در برابر انتقاد برخى شعيان تندرو و مخالف صلح بوده است كه گفتند چرا اجازه داديد معاويه بر دنياى اسلام مسلّط شود؟ و امام حسن (ع) در پاسخ آنها فرمودند:
«مثل من و شما، مثل موسى و خضر است. خضر كارهايى مىكرد كه موسى حكمتش را در نمىيافت. يكى از حكمتهاى من براى پذيرش صلح جلوگيرى از كشتار شما، تنها شيعيان پدرم است و اين همان چيزى است كه دشمن مىخواست.»
يا حركت امام حسين (ع) به تعبير امامخمينى (ره) اسلام را بيمه كرد و از خطر نابودى رهاند. بنابراين اقدام امام كاظم (ع) براى جلوگيرى از نابودى نسل پيامبر (ع) و مسلمانان حقيقى كه الگوى ديگران باشند، بود؛ به عبارت بهتر، اگر امام كاظم (ع) از اين طريق اقدام به ازدياد نسل نمىكردند و شمار شيعه افزايش نمىيافت، با آن جنايات دستگاه خلافت، قطعاً نسل پيامبر (ص) با خطر نابودى روبهرو مىشد و شيعه هم ديگر الگويى (منظور امامزادگان) براى تابعيت نمىيافت؛ چنانكه در جريان قيام فخ، حدود ٢٠٠ تن از فرزندان رسول خدا (ص) به شهادت رسيدند و پيش از آن هم شمار فراوانى از نسل پيامبر (ص) به فاصله كوتاهى از اين قيام به شهادت رسيده بودند. همچنين نقل است پس از عاشوراى حسينى، همه مردم مرتد شده بودند؛ جز سه، پنج يا هفت نفر. از اينرو، امام سجّاد (ع) زحمات فراوان كشيدند تا شيعه را پرورش دهند. بنابراين، اگر امامكاظم (ع) اين سياست را در پيش نمىگرفتند، چيزى از نسل پيامبر (ص) باقى نمىماند.
\* امروز كه شيعه در معرض نسلكشى و خطر نابودى، به ويژه توسط گروههايى، مانند «داعش» قرار دارد، الهام از اين سيره و عمل به آن،