ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٦ - ٤٢ چه نوع آمادگى براى رسيدن به حكومت عدل جهانى لازم است؟
قدرتهاى بزرگ و كنار زدن دنيا از لب پرتگاه جنگ، به عنوان يك ضرورت و واقعيت اجتنابناپذير احساس مىگردد كه بايد سرانجام اين مرزهاى ساختگى و دردسرساز برچيده شود و همه مردم جهان زير يك پرچم و با يك قانون زندگى كنند.
بنابر قانون «الزام اجتماعى»، عامل مؤثّر ديگرى وجود دارد كه با كاربرد نيرومند خود، مردم جهان را خواه ناخواه به سوى يك زندگى آميخته با صلح و عدالت پيش مىبرد و پايههاى يك حكومت جهانى را بر اساس طرح تازهاى مستحكم مىسازد.
٤١. آيا براى ايجاد تحوّل در جامعه، احتياج به اصلاحات تدريجى است يا انقلاب بنيادى؟
در مورد اينكه اصلاحات اجتماعى بايد از چه راه انجام پذيرد، عقيده واحدى وجود ندارد؛ بلكه جمعى طرفدار اصلاحات تدريجى هستند كه به آنها «رفورميست» مىگويند و گروهى ديگر، «انقلابيون» هستند كه هيچ دگرگونى اساسىاى را در وضع جوامع انسانى، بدون انقلاب ممكن نمىدانند و برخى ديگر مىگويند: درجه فساد در اجتماعات متفاوت است، آنجا كه فساد به صورت همهگير و همهجانبه در نيامده، اصلاحات تدريجى مىتواند اساس برنامههاى اصلاحى را تشكيل دهد؛ امّا آنجا كه فساد همه جا را فرا گرفت يا در بيشتر سازمانهاى اجتماعى نفوذ كرد، جز با يك انقلاب بنيادى نمىتوان بر نابهسامانىها چيره گشت.
شواهد زيادى مؤيد نظر سوم است:
١. اصلاحات تدريجى هميشه بر شالودهها و ضوابط و الگوهاى سالم بنا مىشود و در غير اين صورت، بايد به سراغ الگوها و ضوابط جديد رفت و مسائل زيربنايى را در مسير دگرگونى قرار داد؛
٢. اصلاحات تدريجى غالباً از طريق مسالمتآميز صورت مىگيرد و اين در صورتى اثر دارد كه آمادگى فكرى و زمينه اجتماعى وجود داشته باشد؛ ولى آنجا كه اين زمينهها وجود ندارد، بايد از منظق انقلاب كه منطق قدرت است، استفاده كرد؛
٣. در جامعهاى كه فساد به ريشهها نفوذ كرده، عناصر قدرتمند ضدّ اصلاح، تمام مراكز حسّاس اجتماعى را در دست دارند و به آسانى مىتوانند هر طرح تدريجى را از كار بيندازند؛ مگر آنكه با يك حمله انقلابى غافلگير شوند؛
٤. نيروهاى عظيم اصلاحى و انقلابى را معمولًا نمىتوان براى مدّت زيادى پرحرارت و پرجوش نگاه داشت و اگر به موقع از آنها استفاده نشود، ممكن است با گذشت زمان كارآيى خود را از دست بدهند؛
٥. با مراجعه به تاريخ، به دست مىآيد اجتماعاتى كه فساد در آنها بنيادى شده، خردمندان آن جوامع، خصوصاً انبياء و اولياء و مردان اصلاحطلب همواره روش انقلابى را در پيش گرفتهاند.
در مورد اصلاح وضع عمومى جهان و برچيده شدن نظام كنونى كه بر اساس ظلم و تبعيض بنا شده و احتياج به جانشين شدن يك نظم عادلانه است، به طور حتم پديد آمدن يك انقلاب و دگرگونى عظيم را مىطلبد؛ انقلابى وسيع و در همه زمينهها.
٤٢. چه نوع آمادگى براى رسيدن به حكومت عدل جهانى لازم است؟
ما هر قدر خوشبين و اميدوار باشيم، بايد بدانيم رسيدن به مرحلهاى از تاريخ كه در آن، همه انسانها زير يك پرچم گرد آيند و كشمكشها و بازىهاى خطرناك سياسى و استعمارگرى از بين برود، احتياج به آمادگىهاى عمومى دارد؛ گرچه به جهت تحوّلها و دگرگونىهايى كه به سرعت در عصر اخير پديد آمدهاند، نبايد آن را دور بدانيم؛ ولى در هر حال براى اينكه دنيا چنان حكومتى را پذيرا گردد، احتياج به آمادگىهايى از قبيل موارد زير است:
١. آمادگى فكرى و فرهنگى، يعنى سطح افكار مردم جهان آنچنان بالا رود كه بدانند مثلًا مسئله «نژاد» يا «مناطق مختلف جغرافيايى» مسئله قابل توجّهى در زندگى بشر نيست؛
٢. آمادگى اجتماعى، يعنى مردم جهان بايد از ظلم خسته شده و عدالت را از جان و دل طلب نمايند؛
٣. آمادگىهاى تكنولوژى و ارتباطى؛ زيرا وجود صنايع پيشرفته نه تنها مزاحم يك حكومت عادلانه جهانى نخواهد بود، شايد بدون آن، وصول چنين هدفى محال باشد.
آرى. اگر بنا بود همه كارها با «معجزه» صورت پذيرد، وجود چنين نظامى بدون وسايل پيشرفته صنعتى قابل تصوّر بود؛ ولى مگر اداره زندگى مردم جهان با معجزه ممكن است؟ معجزه، استثنايى است منطقى در نظم جارى طبيعت براى اثبات حقّانيت يك امر آسمانى؛ نه براى اداره هميشگى نظام جامعه؛ زيرا اين كار تنها بايد بر محور قوانين طبيعى صورت بگيرد.