ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٦ - مقدّمه
نخست: تضادهايى ميان رهبران اصلى در يهوديت (يهدوت)، يعنى ارتودوكس- اصلاح گرا- و محافظهكار وجود دارد:
اختلافاتى در ميان اين سه، پيرامون مفهوم دين و مضامين آن و فرايض دينى و رابطه ميان دين و قوميت و تداوم زبان و مدرنيته و ماهيت رابطه يهود و غير يهود وجود دارد و اين مناقشه از سالهاى ١٧٨٠ تا ١٨٨٠ م. تداوم داشته و اگرچه براى مدّتى فروكش كرده بود، امّا امروز با شدّت و قوّت به عرصه دين و سياست بازگشته و بيشتر و عميقتر از صرفاً يك مشكل شده است. اين موضوع اكنون سبب يك نوع جدايى حاد ميان متدينان و سكولارها، در سطح سياسى و اجتماعى شده است.
و بدينسان، همانگونه كه خبرنگار شبكه اوّل تلويزيون اسرائيل در ٢٥/ ٨/ ٢٠٠٠ گفته است، مهاجران صهيونيست خود را در داخل جامعهاى مىيابند كه رشد آن به دليل فراوانى رنگها و نژادها و بينشها و اهداف كامل نشده و هرگز نيز به تكامل نخواهد رسيد.
در جنگ داخلى در اسرائيل تشخيص بلوكهاى متخاصم از طريق پوششهاى ظاهرى آنان بسيار آسان است. يك جناح، پوششى، همچون اكثر ما داشته و خواهان دولتى، همچون «كاليفرنيا» يا «ساحل طلايى» و جناح دوم جامه سياه بر تن كرده و ريشها را به حال خود رها كرده و خواستار دولتى دينى است كه خاخامها و قوانين شريعت يهودى (الهالاخاه) بر آن حكم براند.
در اين موضوع نشانههاى آشكارى مبنى بر وجود جنگ ميان دو گروه دينى از يكسو و متدينان و ديگر گروهها از سوى ديگر وجود دارد. بنابراين اگر براى مثال به ساحل بنگريم، مشاهده مىكنيم كه متدينان با حال و هواى دينى قديم به استقبال سال نو مىروند و سكولارها، مانند تپّههاى ماسهاى علّت ديگرى را در عيد مشاهده كرده و آن را بهرهمندى از پرتو خورشيد مىدانند؛ دو دنيا در يك ساحل؛ امّا اين ساحل از آن كيست؟ اين اسرائيل متعلّق به كيست؟
آيا از آنِ كسانى است كه در مدارس دينى درس مىخوانند و تعداد آنها به حدود ٠٠٠. ٦٧ نفر مىرسد و اكثر آنها از نسل ٤٠، ٥٠ سال بوده و بودجههاى اختصاصيافته از سوى حكومت را دريافت مىكنند؛ بدون اينكه حتّى يك كار مفيد انجام دهند؛ در حالىكه فرزندان آنان نيز حدود ٤٠% دانش آموزان و دانشجويان مدارس و دانشگاهها را تشكيل مىدهند.
يا اينكه اسرائيل متعلّق به تامى بير، فيلسوف ليبرالهاست كه هيچ فرصتى را براى حمله به گروههاى «حريديم» از طريق برنامه تلويزيونى «بولوتيكا» از دست نمىدهد، اين گروهها كسانى هستند كه ساكنان اسرائيل حتّى از فكر تسلّط آنان بر دولت و تحميل حاكميت و نژادپرستىشان بر ديگران به وحشت مىافتند. آنها به طور آشكار تصريح كردهاند كه به لحاظ عملى از اين مردم نبوده و بايد براى تحميل وجود و حفظ خود بجنگند.
آنان امروز مىپرسند، چگونه زندگى كنيم؟ در حالىكه متدينان «شاس» و غيره، راهها و رستورانها و مكانهاى سرگرمى و غيره را در روز شنبه مىبندند. آه كاش مىتوانستيم گرين كارت بگيريم و اين مكان را بدون هيچگونه تأسّف و ناراحتى ترك كنيم.
امّا سؤالى كه اكنون خود را بر ما تحميل مىكند اين است كه چگونه مردم از احزاب دينى به ويژه شاس مىترسند و چگونه اين حزب پا به عرصه وجود گذاشته است؟
براى پاسخ به اين سؤال بايد به جريان اوّل، يعنى يهوديت ارتدوكسى بازگرديم كه تنها به دين يهودى ايمان داشته و آنها را تنها منبع براى هويت يهودى مىداند و از اينرو، در تلاش براى تبديل اسرائيل به حكومتى دينى است كه مبادى تورات و قوانين الهاخاه يا شريعت بر آن حكم مىراند و مذهب ارتدوكسى از همينجا شكل گرفته است.
واژه يهودى ارتدوكسى براى اوّلينبار در سال ١٧٩٥ م. توسط يهوديت تصديقكننده «تورات» مورد استعمال قرار گرفت و ارتدوكس بيانگر دو گروه است:
١. ارتدوكس بدون هرگونه تمايزى و اينان از ياوران صهيونيسم هستند؛
٢. به افراطيون ارتدوكس اطلاق مىشود كه تنها به جنبش صهيونيسم اذعان داشته و اعتقادى به سكولاريسم و حكومت ندارند.
باور ارتدوكس بر اين اساس استوار است كه دين يهودى دين عمل و نظام زندگى است و داراى ٦١٣ فريضه واجب است و قوانين شريعت (الهالاخاه) مصلح دين و دنيا است و دولت شريعت و تورات سه جريان دارد كه به احياى آن فرا مىخواند.
جريان اوّل: در احزاب صهيونيستى و دينى تجسّم يافته و شامل المزراحى و عامل مزراحى مىشود كه بعداً در قالب المفدال و شاخه انشعابيافته از آن حزب موراشا يا ميراث و حزب ميماد يا همان عقلانىهاى يهود تشكل پيدا مىكند.
جريان دوم: شامل احزابى است كه صهيونيسم را به عنوان يك عقيده انكار كرده و برپايى دولت را صرفاً براى خداوند به رسميت مىشمارند كه برخى از آنها عبارتند از:
١. جريان حريدى ستيزهجو كه به تمامى شيوههاى زور در برابر بيگانگان ايمان دارد؛
٢. حزب آگودات اسرائيل (يا حزب كارگر دينى)؛
٣. باعالى آگودات.
و در سال ١٩٨٤ سه حزب حريدى ستيزهجوى ديگر پا به عرصه وجود گذاشت كه عبارتند از:
١. حزب شاس (يا نگهبانان تورات)؛
٢. حزب ديگل هتورات (يا علم تورات)؛
٣. حزب تامى (جنبش سنّتهاى اسرائيل).
امّا جريان دينى سختگير سومى نيز وجود دارد شامل:
١. گروههاى حسيدى سمطار؛
٢. ناتورى كارتا؛
٣. فرقه حريدى:
اين جريان حريدى هماكنون خود را به گونهاى مطرح مىكند كه گويا تنها راهحلّ يهودى ممكن است و اين گروه تنها به تعصّبات دينى خود قابل تشخيص نيستند؛ بلكه حتّى پوششهاى آنها نيز با لباسهاى متدينانى، مانند گروه «گوش ايمونيم» كه بر روى سرهايشان كلاههايى بافته شده از جنسهاى گوناگون قرار مىدهند متفاوت است و نيز از جمله مواردى كه موجب تمايز آنها مىشود، آن است كه بر روى