ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧ - انفعال، ابتذال، انتحار
جوانان، به مثابه «آرمانى» نورانى، هيجانآفرين و برانگيزاننده بسازند. امرى كه در حقيقت، همه توان و قوّه آرمانى و برانگيزانندگى خود را از دست داده و در ميان مجموعه «واقعيتها و تجربهها»، صدها پيرايه نيز بر آنهمه آوريخته است، از موضوعات و قهرمانان واقعى و سپرى شده، به هيچوجه آرمانى براى فردا بركشيده نمىشود، آنهم ملكوك به صدها لكّه و متّهم به صدها تهمت و از همه مهمتر آنكه، مربوط به «عصرى سپرى شده» اند و جوانان قادر به برقرارى نسبت با آنهمه نيستند و خود را در آن شريك نمىشناسند و از سوى آنان انگيزه و انرژىاى دريافت نمىكنند كه بتوانند با بال آن به سوى فردا پرواز كنند. در نتيجه جمعيتى از اين جوانان، آن تمنّا و طلب آرمانى را در فضاى مجازى جستوجو مىكنند تا در ميان مجموعهاى از بازىها و سرگرمىهايى كه عموماً غرب يهودىزده آنهمه را فرارويشان قرار داده است و در وضعى انفعالى، خود را در باتلاق شهوات و لذّات غرقه سازند تا خاكسترى بر اخگر سرخ درون سينه خود ريخته باشند، جريانات سياسى، اجتماعى شبهفرقهاى و فرقههاى نوظهور برآمده از هواجس نفسانى نيز در اين شرايط، دامگاهى فراروى جوانان طالب آرمان و انگيزه قرار مىدهند و بسيارى را در خود مىگيرند.
اين سخن به اين معنى نيست كه مىبايست همه تجربههاى پدران و آموزههاى گذشتگان ترك شود.
آموزهها و حقايق وحيانى، پشتيبان و تكيهگاهى براى سير و سفر در آينده است و گذشتههاى پرافتخار و تجربه كهنسالان در زندگى، به مثابه آينهاى عبرتآموز براى سير و سلوك.
كدامين راننده را مىشناسيد كه در حين رانندگى در جاده، به تمامى چشم به آينه دوخته و عقب سر را بنگرد؟ رانندگان با نگاه به آينده، گذشته را مىنگرند تا مصونيت يابند و رو به جلو مىرانند تا به مقصد برسند.
در فرازهايى از كتاب «استراتژى انتظار»، بيان كردم كه بخش مغفولمانده حيات فرهنگى مسلمانان به نحو عام و شيعيان به نحو خاص كه مىتواند مجال تجديد حيات فرهنگى را سبب شده و پاسخگوى طلب جان جوانان شود، در گفتمان مهدوى قابل شناسايى است.
«گفتمان مهدوى»، واجد پتانسيل و انرژى نهفته بسيارى است كه با پشتيبانى بسيارى از آيات، احاديث و روايات رسيده از حضرات معصومان (ع) مىتواند عموم گروهها و طبقات اجتماعى و به ويژه جوانان را از آبشخور خود سيراب كرده و پرتوان به سوى فرداى تعريف شده، يعنى «عصر ظهور» كبراى حضرت ولىعصر (ع) هدايت كند. حصن حصينى كه آنان را از همه دامهاى چيده شده ابليس و جنودش مصونيت مىبخشد.
گفتمان مهدوى با تكيه بر تجربه و علم چند هزارساله انبياء و اصياء، نسبتى كه با جان و سرشت آدمى دارد، با دارا بودن رويكردى جوانپسند به فردا (آينده) و فرهنگى غنى براى كشف تعريف بودن و زيستن در عصر غيبت و انتظار، بهترين و پاسخگوترين پاسخ سؤال و طلب انسان مبتلا در درياى ابتلائات و شبهات است؛ در حالى كه به تمامى از آن غفلت مىورزيم.
براى اين گفتمان، ساحات مختلفى مىتوان برشمرد كه از برخورد مناسبتى آكنده از احساس و شعر و شاعرانهها، آغاز و به ساحت گفتوگو از استراتژى كلان براى اصلاحگرى معاملات و مناسبات عمومى مستعضفان ختم مىشود، اينهمه در حالىاست كه در خود و با خود، هستىشناسى ولايى ويژهاى را در حوزه تفكّر و نظريهپردازى دارد.
اين حوزه فرهنگى مغفول، توانايى پاسخگويى به طلب جسم و جان انسانها در همه مناسبات و معاملات فردى و جمعى، نيازهاى حيات در ساحات دنيوى، برزخى و قيامتى را داراست.
حال بايد پرسيد: چگونه است كه مجال و امكان لازم براى هدايت مستضعفان اين سرزمين و به ويژه نوجوانان و جوانان تشنهكام معرفت و آگاهى به سوى اين «هويت» حقيقى فراهم نيامده و در مقابل، فضاى فراخى براى متمسّك شدن مردم به هويتهاى جعلى و دستساز يهوديان ايجاد شده است.
دور از انتظار نيست كه در وقت مسكوت و مغفولگذاردن اين بخش مهم از گستره مباحث اعتقادى و نظرى خاصّ شيعى و در ميان درياى موّاج ابتلائات و فتنههاى رهزن، جمعى از جوانان منفعل و رهگمكرده به دام ابليس افتاده و خودكشى را تنها راه خلاص خود بشناسند.
مؤسّسه فرهنگى موعود، طى ٢٢ سال گذشته، همه همّت خود را در كار وارد ساخته تا ضمن آرائه گونههاى مختلفى از آثار و محصولات و گشودن ابواب گفتوگو از حضرت موعود در وجوه مختلف، جمع بزرگى از مسئولان و متولّيان را متوجّه و متذكّر اين معانى شود و خطراتى كه جوانان و جامعه جوان شيعى ما را تهديد مىكند، يادآورى نمايد.
همه سابقه و لاحقه موعود، پشتيبان اين ادّعاست.
ما، ايران را شيعه خانه امام زمان (عج) و همه موجودى مادّى و فرهنگيان را به عنوان امانات آن امام عزيز مىشناسيم و همه صاحبان قلم و امضا را مسئول در برابر آن امام عالى مقام و همه آنچه كه بر سر شيعيان و مستضعفان مىآيد، مىشناسيم و در همه حوادث سوء رفته و در حال گذار، سهيم مىدانيم. باشد تا روزى همه ما در پيشگاه آن ولى ارجمند و برگزيده خداوند، حجّت لازم براى اعمالمان را اقامه كنيم.
والسّلام.
سردبير
پىنوشتها:
[١]. سوره روم، آيه ٣٠.
[٢]. كلينى، محمّد بن يعقوب، «الكافى»، تهران، اسلاميه، ج ٢، ص ١٣.