ماهنامه موعود
(١)
شماره دويست و دوم- دويست و سوم
٣ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
انفعال، ابتذال، انتحار
٤ ص
(٤)
اخبار
٨ ص
(٥)
حوادث طبيعى
٨ ص
(٦)
شهريور ماه 96
٨ ص
(٧)
شهريور 96 زلزله در آمريكا
٨ ص
(٨)
شهريور 96 در آمريكا
٨ ص
(٩)
مهر 96، آتش سوزى در آمريكا
٨ ص
(١٠)
آبان 96- سيل در هند
٨ ص
(١١)
آبان 96- زلزله در كرمانشاه
٨ ص
(١٢)
حوادث انسانى
٩ ص
(١٣)
3 مهر- آدم خوارى
٩ ص
(١٤)
10 مهر- قتل عام
٩ ص
(١٥)
12 آبان- آزار و اذيت جنسى
٩ ص
(١٦)
1 آذر- آزار و اذيت جنسى
٩ ص
(١٧)
اخبار آخرالزّمانى
١٠ ص
(١٨)
خشك شدن رود فرات (2017 م )
١٠ ص
(١٩)
رزا پاركس
١٠ ص
(٢٠)
آيا مؤمنى نيست؟
١١ ص
(٢١)
گلستانه
١٢ ص
(٢٢)
بهار چمن
١٣ ص
(٢٣)
بهار در راه است
١٣ ص
(٢٤)
نگاه تو
١٣ ص
(٢٥)
انتظار
١٣ ص
(٢٦)
شفيع بودن امام
١٤ ص
(٢٧)
نجات امّت به وسيله شفيعان
١٥ ص
(٢٨)
شفاعت براى ناصبيان ممنوع
١٥ ص
(٢٩)
شفاعت به مطيعان آل رسول (ص) مى رسد
١٦ ص
(٣٠)
فاطمه (س) شفيعه روز جزا
١٦ ص
(٣١)
صاحب شفاعت رسول (ص)
١٦ ص
(٣٢)
زندگى را بدون امام تعريف كرده ايم
١٧ ص
(٣٣)
اصل امام زمان شناسى شرط مسلمان زيستن و مسلمان مردن
١٩ ص
(٣٤)
اركان اربعه انتظار (3)
٢١ ص
(٣٥)
ركن اوّل امام باورى (معرفت و باور حقيقى به امام زمان (عج))
٢٣ ص
(٣٦)
سيماى اهل سلوك در نهج البلاغه
٢٦ ص
(٣٧)
بندگى از كوى ولايت مى گذرد!
٢٧ ص
(٣٨)
عالم ولايى، پيمان ولايى
٢٧ ص
(٣٩)
ولايت، باطن توحيد و عبوديت
٢٧ ص
(٤٠)
پيمان بندگى چگونه محقّق مى شود؟
٢٧ ص
(٤١)
حقيقت پيمان فطرت نيز همين است
٢٨ ص
(٤٢)
يك نكته قابل توجّه
٢٩ ص
(٤٣)
نگاهى به زيارت امام عصر (عج)
٣٠ ص
(٤٤)
حاصل نوشتار
٣٠ ص
(٤٥)
تشنگى آور به دست
٣١ ص
(٤٦)
القاب امام زمان (عج)
٣٢ ص
(٤٧)
1 شادابى
٣٢ ص
(٤٨)
2 تعادل و توازن
٣٢ ص
(٤٩)
مشخصّات يك خانواده بهارى متعادل
٣٢ ص
(٥٠)
3 تحوّل در رشد
٣٢ ص
(٥١)
4 حيات آفرينى
٣٢ ص
(٥٢)
5 باران زايى
٣٢ ص
(٥٣)
6 بركت و رحمت
٣٣ ص
(٥٤)
آداب رفاقت
٣٤ ص
(٥٥)
امتيازات ويژه پيامبر اكرم (ص)
٣٥ ص
(٥٦)
فضايل اختصاصى رسول خدا (ص)
٣٦ ص
(٥٧)
1 شهادت مطلق
٣٦ ص
(٥٨)
2 خاتميت و شخصيت جهانى
٣٦ ص
(٥٩)
3 اوّلين مسلمان و اوّلين صادر
٣٦ ص
(٦٠)
4 اعطاى كوثر
٣٧ ص
(٦١)
5 وجوب نماز شب
٣٧ ص
(٦٢)
6 عبد مطلق
٣٧ ص
(٦٣)
7 بركت ولادت
٣٨ ص
(٦٤)
پرونده خانواده
٣٩ ص
(٦٥)
ارتزاق لقمه حلال لازمه تربيت نسل مهدوى
٤٠ ص
(٦٦)
رسالت زنان منتظر در عصر غيبت
٤٠ ص
(٦٧)
مهارت شناسى (سازوكارهاى تربيت نسل منتظر)
٤٠ ص
(٦٨)
انتخاب شايسته
٤١ ص
(٦٩)
توجّه به آموزه هاى دينى هنگام انعقاد نطفه
٤١ ص
(٧٠)
رعايت الزامات دوران باردارى
٤١ ص
(٧١)
دوران شيردهى
٤٣ ص
(٧٢)
القاى محبّت به ولى خدا در دوران كودكى
٤٣ ص
(٧٣)
تعميق محبّت به ولى خدا در دوران نوجوانى
٤٤ ص
(٧٤)
ترويج محبّت به ولى خدا در دوران جوانى
٤٥ ص
(٧٥)
با صفا شدن محيط خانواده
٤٦ ص
(٧٦)
جنگ جهانى جمعيت
٤٧ ص
(٧٧)
استعمار نو و توطئه كاهش جمعيت كشورهاى اسلامى
٤٧ ص
(٧٨)
نشست بين المللى براى حمايت از جمعيت مسلمانان جهان
٤٧ ص
(٧٩)
حسّاسيت زدايى از تاكتيك ضدّجمعيتى عليه مسلمانان
٤٧ ص
(٨٠)
علل تغيير در شعارهاى جمعيتى
٤٧ ص
(٨١)
ژست خيرخواهانه توجّه ويژه به سلامت مادر و فرزند
٤٨ ص
(٨٢)
سازمان ملل متّحد، مجرى كنترل جمعيت مسلمانان
٤٩ ص
(٨٣)
پويايى جمعيت مسلمان، معضل فراروى استعمارگران
٤٩ ص
(٨٤)
افزايش مسلمانان در كشورهاى غربى
٥٠ ص
(٨٥)
اهداف سازمان بهداشت جهانى از كنترل جمعيت مسلمانان
٥٠ ص
(٨٦)
هدف از تعيين روز جهانى جمعيت و سياست هاى تنظيم خانواده
٥٠ ص
(٨٧)
راهبردهاى غرب براى كنترل جمعيت مسلمانان
٥١ ص
(٨٨)
1 استحاله سبك زندگى زنان مسلمان در جهت كاهش جمعيت
٥١ ص
(٨٩)
2 تزريق تفكّرات فمينيستى در جوامع مسلمان
٥١ ص
(٩٠)
4 استفاده ابزارى از مقوله رشد اجتماعى زن مسلمان
٥١ ص
(٩١)
راهكارهاى غرب براى تغيير نگرش و كنترل جمعيت كشورهاى اسلامى
٥١ ص
(٩٢)
1 طرح ابزارگونه مباحث بهداشتى مادران و نوزادان
٥١ ص
(٩٣)
2 طرح الگوى استقلال اقتصادى و آزادى هاى اجتماعى زنان مسلمان
٥٢ ص
(٩٤)
3 اقناع و همراه ساختن علماى دينى در كشورهاى اسلامى
٥٣ ص
(٩٥)
4 بسيج گسترده در رسانه ها براى تبليغات گسترده عليه جمعيت
٥٣ ص
(٩٦)
نگرانى راهبردى نظام سلطه جهانى از جمعيت مسلمانان
٥٣ ص
(٩٧)
موش و تله
٥٤ ص
(٩٨)
خانواده در جامعه معاصر ايران (قسمت آخر)
٥٥ ص
(٩٩)
6 مصونيت بخشى به خانواده ها در برابر امواج شبكه هاى ماهواره اى
٥٥ ص
(١٠٠)
الف- افزايش سواد رسانه اى مردم در زمينه اهداف رسانه ها
٥٥ ص
(١٠١)
ب- تبيين پيامدهاى ناگوار الگوى غربى روابط جنسى
٥٦ ص
(١٠٢)
7 جلوگيرى از گسترش فرهنگ و سبك زندگى غربى
٥٧ ص
(١٠٣)
الف- نقد و بررسى دستاوردهاى فرهنگ و تمدّن غربى
٥٧ ص
(١٠٤)
ب- بيان برترى هاى فرهنگ و تمدّن اسلامى
٥٩ ص
(١٠٥)
ج- هدايت افكار به سوى جامعه موعود اسلامى
٥٩ ص
(١٠٦)
8 گفتمان سازى در زمينه ضرورت افزايش زاد و ولد
٥٩ ص
(١٠٧)
الف- ايجاد زمينه هاى لازم براى تحكيم خانواده ها
٥٩ ص
(١٠٨)
ب- زمينه سازى براى تسهيل شرايط ازدواج
٥٩ ص
(١٠٩)
ج اصلاح بينش، نگرش و رفتار خانواده ها در زمينه فرزندآورى
٦٠ ص
(١١٠)
د- ترويج فرهنگ اعتماد و خوش بينى به خداوند
٦١ ص
(١١١)
مكان اجابت دعا
٦٣ ص
(١١٢)
دو پهلوان جوانمرد
٦٤ ص
(١١٣)
محمّدحسن خان قاجار و كلبعلى پهلوان
٦٤ ص
(١١٤)
مراقبت از خيال
٦٩ ص
(١١٥)
تربيت دزد
٧٠ ص
(١١٦)
شيعه حياتش را مديون سياست جمعيتى امام كاظم (ع) است
٧١ ص
(١١٧)
پرسش و پاسخ
٧٤ ص
(١١٨)
35 تكامل تاريخ از نظر قرآن چگونه است؟
٧٤ ص
(١١٩)
36 از ديدگاه اسلام، آينده درخشان چه مشخّصاتى دارد؟
٧٤ ص
(١٢٠)
37 آيا سير تكاملى انسان ها آينده درخشانى را نويد مى دهد؟
٧٥ ص
(١٢١)
38 آيا نظام آفرينش، نويدبخش آينده اى درخشان براى جامعه بشرى است؟
٧٥ ص
(١٢٢)
39 آيا قانون عكس العمل، نويد جامعه اى بهتر و متكامل را به ما مى دهد؟
٧٥ ص
(١٢٣)
40 آيا الزام ها و ضرورت هاى اجتماعى، جامعه را به زندگى آميخته با صلح و عدالت سوق مى دهد؟
٧٥ ص
(١٢٤)
41 آيا براى ايجاد تحوّل در جامعه، احتياج به اصلاحات تدريجى است يا انقلاب بنيادى؟
٧٦ ص
(١٢٥)
42 چه نوع آمادگى براى رسيدن به حكومت عدل جهانى لازم است؟
٧٦ ص
(١٢٦)
نعره شيطان
٧٧ ص
(١٢٧)
ژئوپلتيك دينى غرب آسيا در متون مقدّس مسيحى (3)
٧٨ ص
(١٢٨)
6 آمدن عيسى مسيح (ع) و نبرد آرمگدون، با خالى شدن جام ششم
٧٨ ص
(١٢٩)
7 قبل از آغاز حكومت هزار ساله عيسى مسيح (ع)
٧٨ ص
(١٣٠)
حشرات؛ موجوداتى با قابليت يك سلاح مخرّب
٨١ ص
(١٣١)
حشراتى كه بالقوّه سلاح هستند
٨٢ ص
(١٣٢)
نسل كشى آشكار با سلاح هايى از جنس حشرات
٨٢ ص
(١٣٣)
سلاح هايى غيرقابل كنترل، آتشى كه دامان همه را مى گيرد
٨٢ ص
(١٣٤)
وضعيت احزاب در اسرائيل
٨٥ ص
(١٣٥)
مقدّمه
٨٥ ص
(١٣٦)
ريشه هاى ايدئولوژيكى احزاب و گروه هاى دينى «حزب شاس»
٨٨ ص
(١٣٧)
حزب شاس حزب يهدوت هتورات
٨٨ ص
(١٣٨)
جنبه ايدئولوژيكى حزب
٨٨ ص
(١٣٩)
متقاعد كردن خانواده ها به توبه و بازگشت به دين
٨٨ ص
(١٤٠)
گروه يهود توراتى (يهدوت هيتورات)
٨٩ ص
(١٤١)
حزب ديفل هيتورات
٨٩ ص
(١٤٢)
وجه تشابه
٨٩ ص
(١٤٣)
ژنرال هاى جنگ نرم (8)
٩١ ص
(١٤٤)
نقش فعّال بنياد در كودتاها
٩٢ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٥ - محمّدحسن خان قاجار و كلبعلى پهلوان

سرهنگان سپاه اشاره كرد و به سرعت به راه افتاد. سليم پاشا مثل اينكه به دنبال مهم‌ترين حادثه زندگى‌اش باشد، به سرعت حركت مى‌كرد و سرهنگان سپاه و دو پهلوان به دنبال او روان بودند. در تالار قصر، وزيران و بزرگان دولت همه جمع بودند. با ورود سلطان عثمانى همه تعظيم كردند. سلطان با غرور و ابهّت حركت مى‌كرد و وزير دربار به دنبالش بود. از مقابل صف وزيران عبور كرد و بر تخت نشست. حاضران در تالار دست به سينه و با احترام ايستادند. سلطان يك‌بار ديگر همه حاضران را از نظر گذراند و رو به سردار سپاه گفت:

- خب سردار! اگر مأموريتت را انجام داده‌اى، جلوتر بيا و براى ما بازگو كن كه چه كرده‌اى.

سليم پاشا از صف سرداران دوقدم جلوتر آمد، تعظيم بلندبالايى كرد و گفت:

- حضرت سلطان به سلامت باشد! بنا به فرموده سلطان بزرگ عثمانى، اين حقير به كمك سرداران و سرهنگان سپاه ظرف دو ماه، از ميان جنگجويان سپاه ينى‌چرى، دويست مرد جنگى را انتخاب كرديم. همچنين پس از اعلان عمومى به سراسر مملكت عثمانى، هزار پهلوان نيرومند را برگزيديم. در دو ماه گذشته، مسابقات گوناگونى را ترتيب داديم تا از بين آنان، بهترين جنگاور و قوى‌ترين پهلوان و كشتى‌گير عثمانى را انتخاب كنيم.

سليم پاشا در حالى‌كه با غرور و افتخار دو پهلوان حاضر در مجلس را نشان مى داد، گفت:

- سرانجام از بين تمام جنگاوران، آقا جبّار جنگجو و از بين پهلوانان، احمدپاشا را برگزيديم.

با اشاره سلطان، دو پهلوان قدمى جلوتر رفتند و بعد از تعظيم، با احترام ايستادند. سلطان نگاهى به قدّ و قامت رسا و شانه‌هاى پهن و بازوان و سينه‌هاى برجسته و ستبر دو دلاور انداخت و با رضايت و خوشحالى سرى تكان داد و گفت:

- خب. سردار! براى ما بگو بدانيم، هنرهاى اين دو دلاور چيست؟

سليم پاشا در حالى‌كه از رضايت و خوشحالى سلطان در پوست خود نمى‌گنجيد، تعظيم ديگرى كرد و گفت:

- قربان! فداى خاك پاى جواهر آسايت گردم! با امتحان‌هايى كه در حضور سرهنگان و اميران لشگر از آقا جبّار گرفتيم، بر ما ثابت شد كه او ماهرترين و دليرترين جنگجوى ينى‌چرى است. او يكّه‌سوارى بى‌مانند است كه در سواركارى، كمنداندازى، شمشيرزنى، تيراندازى با كمان و به كار بردن گرزهاى گران و خنجر و چوگان بازى، در روى كره زمين، مثل و مانندى ندارد. از اين گذشته، مهارت او در به كار بردن جريد[١] و جنگ با آن در حدّ معجزه است. هيچ سوارى نمى‌تواند در برابر ضرب دست و جريد آقا جبّار مقاومت كند. ضربه او، سوار و اسب، هر دو را از پاى مى‌اندازد. امّا احمدپاشا در بين پهلوانان و كشتى‌گيران سرزمين ما، بدون شك از همه ماهرتر و قوى‌تراست. احمدپاشا با يك دست، تخته سنگ‌هاى بسيار وزين را از جا بلند مى‌كند. ضرب دست او شير را از پا مى‌اندازد. در اين مدّت، ما شاهد نبرد او با خرس‌هاى وحشى و ببرهاى درنده بوده‌ايم. هر پهلوان نام‌آورى كه جرئت كرد و پنجه در پنجه‌هاى او انداخت، از قدرت بازوان و سرپنجه‌هاى نيرومندش به زانو در آمد. من تاكنون كسى را به استادى او در به‌كار بردن فنون كشتى و رزم‌آورى نديده‌ام.

دو پهلوان با غرور و احساس سربلندى، دست به سينه در برابرسلطان قدرتمند عثمانى ايستاده بودند.

سلطان در حالى‌كه لب‌هايش را جمع كرده و ژست متفكّرانه‌اى به خودش گرفته بود، گفت:

- بسيارخب، سليم پاشا! اينهايى كه گفتى خيلى خوب است؛ امّا آيا اين دو پهلوان براى اجراى اين مأموريت مهم آماده شده‌اند؟ چه چيزهايى را به آنها آموخته ايد؟

سليم پاشا كه فرصتى براى خودنمايى در برابر سلطان و بزرگان دولت پيدا كرده بود، چاپلوسانه تعظيمى كرد و گفت:

- سلطان ما به سلامت باشد! اوّل اينكه اين دو پهلوان، بسيار باهوش هستند. علاوه برآن، رسم مردم‌دارى و آداب و رسوم و شيوه‌هاى تماس با مردم «ايران» را به خوبى آموخته‌اند. در اين مدّت به كمك هوشمندان و جاسوسان با تجربه، تمام راه‌هاى جاسوسى را به آنها آموخته‌ايم و آنها را براى جان‌فشانى در راه سلطان بزرگ و انجام وظيفه، كاملًا آماده كرده‌ايم.

سلطان ديگر نمى‌توانست خوشحالى‌اش را پنهان كند. نگاهى از روى رضايت به وزيران خود انداخت و گفت:

- وزيران و بزرگان امپراتورى بزرگ عثمانى! اين بهترين فرصت براى ماست. شايد ديگر تا سال‌هاى سال، چنين فرصتى براى ما فراهم نشود. حال كه شاه ايران، نادرشاه افشار از اين جهان رخت بربسته است و اين كشور در هرج و مرج به سرمى‌برد، بهترين فرصت براى تصاحب آن است. اين نقشه بسيار زيركانه را وزير هوشمند ما، جناب آصف پاشا كشيده است. همه ما مى‌دانيم كه مردم ايران به سلحشورى و پهلوانى و جنگاورى، بسيار علاقه‌مند هستند. آنها به پهلوانان و جنگاوران خود تا حدّ ستايش، عشق مى‌ورزند و فرمان آنان را به جان مى‌خرند. حال اين دو پهلوان بى‌نظير عثمانى، بايد در لباس ايرانيان به اين سرزمين بروند و با دلاورى و هنرنمايى‌هاى خود و بذل و بخشش از خزانه عثمانى، مردم علاقه‌مند به پهلوانى و آدم‌هاى طمّاع را به دور خود جمع كنند و در اين شرايط كه هيچ قدرت مقتدرى در ايران وجود ندارد، بدون جنگ و خونريزى، اين كشور را براى ما به تصرّف درآورند.

بزرگان دولت عثمانى با گفتن احسنت وآفرين، فكر بكر و نقشه سلطان و وزيرش را ستايش كردند.

سلطان دوباره گفت:

- امّا براى موفّقيت در اجراى اين نقشه، همه شما بزرگان بايد دست به كار شويد. اوّلًا جاسوسان شما در سراسر ايران، هر لحظه بايد به اين دو پهلوان كمك و يارى رسانند و از همه مهم‌تر، هرچقدر زر و سيم و جواهرات لازم است، ازخرانه دولت در اختيار آنان قرار گيرد.

بزرگان دولت به نشانه اطاعت از دستورات سلطان، سر تعظيم فرود آوردند. صبح روز ديگر، دو دلاور عثمانى در لباس و شكل و قيافه ايرانيان، درحالى‌كه خورجين‌هاى اسب‌هايشان مملوّ از سكّه‌هاى طلا و جواهرات بود، وارد خاك ايران شدند.

بعد از مرگ نادر، پادشاه قدرتمندايران، هرج و مرج عجيبى در كشور