ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٣
در كودتاى سال ٢٠٠٢ م. عليه چاوز شركت كردند، از بنياد وقف ملّى براى دمكراسى، كمك مالى دريافت كردهاند. يكى از وزرا در اينباره گفت: من تعجّب مىكنم از اينكه آيا واقعاً ايشان به دنبال توسعه دمكراسى هستند؛ چراكه ايشان افرادى را مورد حمايت خود قرار دادهاند كه عليه دموكراسى اقدام مىكنند (همان).[١]
در اواسط دهه ١٩٨٠ م.، اين بنياد نقش چشمگيرى در دخالت ايالات متّحده در آمريكاى مركزى داشت؛ به عنوان مثال در انتخابات سال ١٩٨٤ م. «پاناما»، اين بنياد از نيكولاس آرديتو بارلتا،[٢] نامزد مرتبط با ارتش اين كشور حمايت نمود؛ بهرغم اين واقعيت كه ايالات متّحده آمريكا با وجود حكومت نظامى در اين كشور مخالف بود. اقدامات اين بنياد در انتخابات پاناما حتّى خشم سفير آمريكا در اين كشور را برانگيخت. وى در تلگرافى محرمانه نوشت: سفارتخانه خواستار آن است كه اين پروژه نامعقول، قبل از اينكه به طرفداران ما آسيب برساند، متوقّف شود.[٣]
باربارا كانرى،[٤] در گزارشى به «مؤسسه كاتو»[٥] در سال ١٩٩٣ م. نوشت: دخالت و درگيرى بنياد وقف ملّى براى دمكراسى در «كاستاريكا» ابتكارى بيش از حد مشكوك است. نه تنها كاستاريكا كشورى دمكرات با بنيانهاى مطمئن است، به گونهاى كه جرج بوش پدر در دوران رياست جمهورى خود، در سال ١٩٨٩ م. به منظور شركت در جشن صدمين سالگرد استقرار دمكراسى از اين كشور بازديد به عمل آورد، بلكه از طرف ديگر، اين كشور تنها دمكراسى باثبات در آمريكاى مركزى است؛ امّا اسكار آرياس،[٦] رئيس جمهور كاستاريكا با سياست دولت رونالد ريگان[٧] در آمريكاى مركزى، به ويژه با حمايت وى از كنتراهاى «نيكاراگوئه»، [٨] اپوزسيون مخالف دولت نيكاراگوئه، مخالفت كرده بود.
آرياس به دليل تلاشهاى خود به منظور خاموشى كشمكشها در اين منطقه، جايزه صلح «نوبل» را دريافت كرد؛ امّا با وجود اين، از خشم فعّالان دستراستى اين بنياد در امان نماند و از ناحيه آنها متضرّر شد و به وى آسيب رسيد. لذا از سال ١٩٨٦ م. تا سال ١٩٨٨ م.، اين بنياد به مخالفان سياسى آرياس كه مورد حمايت جدّى ديكتاتور پاناما، مانوئل نوريگا،[٩] نيز بودند، كمك مالى نمود. همانطور كه استفان سولارز،[١٠] نماينده «نيويورك» از حزب دمكرات در كنگره آمريكا توضيح داد: آنها اگرچه ممكن است كه از جنبه فنّى مطابق با قانون باشند، امّا من تصوّر مىكنم كه اين اقدام به وضوح روح قانون را نقض مىكند. تمام هدف اين بنياد، تسهيل روند ايجاد و استقرار دمكراسى در مكانى است كه فاقد دمكراسى است و حفاظت از آن در مكانى كه دمكراسى وجود دارد، مىباشد؛ درحالىكه در كاستاريكا، هيچيك از اين دو اجرا نمى شود.
اينگونه فّعاليتها و اقداماتى شبيه به اين، در چند دهه اخير، بسيارى از شاهدان را به تحقيق پيرامون ارزش اين بنياد و نيز تأكيد بر خطر بالقوّهاى كه اين بنياد متوجّه منافع ايالات متّحده مىكند، سوق داده است. كانرى اينگونه نتيجهگيرى مىكند كه توسعه دمكراسى، هدف نامشخّص و مبهمى است كه مىتواند براى توجيه انگيزهها و منافع ويژه گروههايى كه اكثر بودجه و سرمايههاى اين بنياد را مديريت مىكند، دستكارى شود؛ از جمله اين گروهها بايد به حزب جمهورىخواه و دمكرات، اتّحاديههاى كارگرى و اتاق بازرگانى ايالات متّحده اشاره كرد. اين گروهها همزمان با اجراى سياست خارجى مورد نظر خود، اغلب عليه منافع ملّى آمريكا فعّاليت كرده و بدون اينكه نياز باشد، در امور ساير كشورها دخالت مىكنند. اين گروهها با انجام چنين اقداماتى، منجر به تحليل رفتن جنبشهاى دمكراتيك مىشوند؛