ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٣ - رمضان بحر فيض و احسان
پاسخ آمد: «رمز نجات از دوزخ، استغفار در شب قدر است.»
در پايان حضرت عرضه داشت: خدايا! رضاى تو را مىطلبم.
پاسخ آمد: «كسى مشمول رضاى من است كه در شب قدر، نماز بگذارد.»[١]
خداوندا! بالاتر از تمام نيازها و حوائجمان خودت كمك كن تا در شب قدر، فقط بيدار نمانيم؛ بلكه بيدار شويم و فقط احيا نگيريم؛ بلكه احيا شويم.
نمىدانم چه حكمتى دارد كه اين مهمانى خدا عجين شده با عزادارى و به سوگ نشستن براى مولايمان اميرمؤمنان (ع)! همان امير و امينى كه به تعبير غلام سيهچرده، پيشواى پرهيزكاران، پسرعمّ مصطفى (ص)، شير بيشه خاك، فريادرس خلايق و همچون باران رحمت بر همگان، ميراننده دشمنان، كليد بخشش و احسان و سخاوت، چراغ هدايتِ تاريكىها، امام حق، سيّد و سرور خلق، جداكننده حق از باطل، سيّد و آقاى عبادتكنندگان، بهترين هدايتشدگان و با فضيلتترين سابقين، حجّت خداوند بر جميع خلايق، گشاينده در خيبر، به قتل رساننده مرحب، شجاع و پر قدرت، اهل جود و بخشش و سخاوت، پيشوا و سرور و داراى تمام خوبىها، از خاندان اصيل و با شرافت، شمشير از نيام كشيده خداوند، وارث صفا و مروه و منا و عرفات، كسى كه به اندازه يك چشم بر هم زدنى به خداوند شرك نورزيد، سخاوتمندترين هر صاحب سخاوتى و در گفتوگو و سخنرانى با فصاحتترين و با بلاغتترين هر صاحب گفتوگويى است. پدر آقايان و سيّدان بهشت، امام حسن و امام حسين (ع) است.
اوكسى نيست؛ جز همان عين الله در مشرقها و مغربها، فرزندِ هميشه غالب، شيرِ خداوند غالب، علىّ ابن ابى طالب (ع) كه بهترين صلواتها و از تحيّات، كاملترين آنها بر او باد.[٢]
در پايان هم بر سر سفره «صحيفه سجّاديه» نشسته و چند دعا از دعاهاى ناب آن امام همام را با هم مىخوانيم:
«خدايا! بر محمّد و خانداش درود فرست و به ما بياموز كه چگونه فضيلتِ اين ماه را بشناسيم و حرمتش را بزرگ بشماريم و از آنچه منعمان فرمودهاى، خوددارى كنيم و يارى كن تا با نگهداشتن اعضا و جوارح خود از گناه و به كار گماشتن آنها در آنچه سبب خشنودى توست، روزهاى آن را روزه بداريم؛ آن سان كه به سخنان بيهوده گوش نسپاريم و چشم خود را به سوى بازيچهها نداونيم و به حرامها دست نگشاييم و به سوى ناشايستهها قدم بر نداريم و شكمهايمان جز آنچه حلال كردهاى، در خود جمع نكند و زبانمان جز آنچه تو فرمودهاى، نگويد و جز در آنچه ما را به ثواب تو نزديك مىسازد، خود را به زحمت نيندازيم و جز آن كار كه ما را از عقاب تو حفظ مىكند، به كار ديگرى نپردازيم.»[٣]
پىنوشتها:
[١]. «.. رَبِيعُ الْقُرْآنِ شَهْرُ رَمَضَانَ»؛ «الكافى»، ج ٢، ص ٦٣٠.
[٢]. «ميزان الحكمه»، حديث ٧٤٥٥.
[٣]. «كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهينَةٌ إِلَّا أَصْحابَ الْيَمينِ.»، سوره مدّثر، آيات ٣٨ و ٣٩.
[٤]. مخزن آب را از اين رو بركه مىگويند كه آب مدتى طولانى در آن باقى مىماند؛ «تفسير نمونه»، ج ٢٤، ص ٣١٦.
[٥]. سوره بقره، آيه ١٨٣.
[٦]. لذة ما فى النداء أزال تعب العبادة و العناء؛ «مجمع البيان»، ج ٢، ص ٤٩٠.
[٧]. «إِنَّ اللهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَكَّلَ مَلَائِكَةً بِالدُّعَاءِ لِلصَّائِمِين»؛ «من لا يحضره الفقيه»، ج ٢، ص ٧٦؛ درباره استجابت دعا هم پيامبرمهربان (ص) فرمودند: «يا در دنيا خواستهاش را برآورده مىكند يا براى آخرت ذخيره مىكند يا اينكه گناهانش را مىبخشد»، «بحار الانوار»، ج ٩٣، ص ٣٧٨.
[٨]. «أَوْحَى اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى مُوسَى (ع) مَا يَمْنَعُكَ مِنْ مُنَاجَاتِى ...»؛ «الكافى»، ج ٤، ص ٦٤.
[٩]. «حكمت عبادات»، آيت الله جوادى، ص ١٤٢.
[١٠]. «إِنَّ الْقُرْآنَ ظَاهِرُهُ أَنِيقٌ وَ بَاطِنُهُ عَمِيقٌ ..»؛ «نهج البلاغه»، خطبه ١٨.
[١١]. «إِنْ أَرَدْتُمْ عَيْشَ السُّعَدَاءِ ...»؛ «بحارالانوار»، ج ٨٩، ص ١٧.
[١٢]. «فَإِنَّ الْبَيْتَ إِذَا كَثُرَ فِيهِ تِلَاوَةُ الْقُرْآنِ كَثُرَ خَيْرُه ...»؛ «الكافى»، ج ٢، ص ٦١٠.
[١٣]. «الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ اسْمَانِ مِنْ أَسَامِى أَهْلِ الْجَنَّة ...»؛ «بحارالانوار»، ج ٤٣، ص ٢٥٢.
[١٤]. «لَمْ يَكُنْ أَحَدٌ أَشْبَهَ بِرَسُولِ اللهِ مِنَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِى»؛ «بحارالانوار»، ج ٤٣، ص ٣٠٠.
[١٥]. سوره قدر، آيه ٣.
[١٦]. سوره قدر، آيه ٥.
[١٧]. سوره هود، آيه ٦٩.
[١٨]. «بحارالانوار»، ج ٩٤، ص ١٤.
[١٩]. البتّه جوابهاى ديگرى نيز داده شده است.
[٢٠]. سوره دخان، آيات ٣ و ٤.
[٢١]. «قَالَ مُوسَى إِلَهِى أُرِيدُ قُرْبَكَ قَالَ قُرْبِى لِمَنِ اسْتَيْقَظَ لَيْلَةَ الْقَدْر ...»؛ «وسايل الشيعه»، ج ٨، ص ٢٠.
[٢٢]. اين جملات مربوط به غلام سياهى است كه دزدى كرده بود و خدمت حضرت رسيد و اعتراف كرد و حضرت حدّ بر او جارى نمود ابن كواء، دشمن امير مومنان با تمسخر و سرزنش پرسيد چه كسى دست تورا قطع كرده و غلام اين جملات را در معرفى امام بيان نمود.
[٢٣]. «صحيفه سجّاديه»، دعاى چهل و چهارم.