ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٩ - پس از كناره گيرى از قدرت
كه خود نيز در آن عضو بود، برخاست. اين افراد با چنين تفسيرى از تشنّجزدايى، مخالف بودند؛ از جمله سايروس ونس،[١] وزير امور خارجه وقت.
انقلاب ايران و حادثه طبس
سال ١٩٧٩ م. شاهد دو رويداد استراتژيك مهم و عمده بود: سرنگونى شاه «ايران»، يكى ازمهمترين متّحدان آمريكا و حمله شوروى به خاك «افغانستان».
انقلاب مردم ايران منجر به بحران گروگانگيرى در ايران شد كه در آخرين روزهاى رياست جمهورى كارتر روى داد. برژينسكى پيش از اين، حمله شوروى را پيشبينى كرده بود و با تقويت «عربستان سعودى»، «پاكستان» و «جمهورى خلق چين»، استراتژىاى را طرّاحى كرد تا حضور شوروى را در اين منطقه تضعيف كند.
برژينسكى با بهرهبردارى از فضاى ناامنى كه به وجود آمده بود، آمريكا را به سمت تكثير تسليحات نظامى و تقويت ساز و كار استقرار سريع نيروها،[٢] سوق داد؛ سياستى كه در حال حاضر، بيشتر به دولت رونالد ريگان نسبت داده مىشود. در سال ١٩٨٠ م.، برژينسكى عمليات پنجه عقاب[٣] به منظور آزادسازى گروگانهاى آمريكايى در ايران طرّاحى و در آن، از واحد نظامى دلتا فورس[٤] كه به تازگى ايجاد شده بود و ديگر واحدهاى نيروهاى ويژه[٥] استفاده كرد. اين مأموريت با وضع اسفبارى شكست خورد و ونس، از سمت وزارت امور خارجه، استعفا داد.
پس از حادثه «طبس»، برژينسكى به شدّت مورد انتقاد مطبوعات قرار گرفت و به منفورترين چهره در دولت كارتر تبديل شد.
پس از كنارهگيرى از قدرت
برژينسكى ارتباطى تركيبى با دولت ريگان برقرار كرد. از يك سو، از اين دولت به عنوان بديلى براى مصلحتطلبى دمكراتها حمايت مىكرد؛ امّا از سوى ديگر، تأكيد بيش از حدّ اين دولت را بر ضوابط سياه و سفيد، در سياست خارجى، قابل انتقاد مىدانست.
در سال ١٩٨٥ م. در دولت ريگان، برژينسكى يكى از اعضاى «كميسيون تسليحات شيميايى» رئيس جمهور بود. از سال ١٩٨٧ م. تا ١٩٨٨ م.، وى در شوراى امنيت ملّى آمريكا، «كميسيون استراتژى كلان و بلندمدّت وزارت دفاع»،[٦] خدمت مىكرد. از سال ١٩٨٧ م. تا ١٩٨٩ م. نيز در جمع هيئت مشاوران اطّلاعاتى خارجى رئيس جمهور،[٧] مشغول به كار بود.
در سال ١٩٨٨ م.، برژينسكى، معاونت بوش را در كارگروه مشاوره امنيت ملّى،[٨] بر عهده داشت و از بوش براى رياست جمهورى حمايت كرده و ارتباط خود را با حزب دمكرات قطع كرد.