ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٨ - ارتباط با حكومت
در سال ١٩٥٦ م.، دلايلى بر صحّت دعوى برژينسكى بودند كه مردم اروپاى شرقى مىتوانند به تدريج بر سلطه شوروى غلبه كنند.
در سال ١٩٥٨ م. وى تابعيت آمريكا را به دست آورد و به يك شهروند آمريكايى تبديل شد؛ با اين حال بنا بر قوانين لهستان، تابعيت لهستانى وى همچنان حفظ مىشد. بهرغم اينكه سالهاى بسيارى به همراه خانواده خود، در كانادا سكونت داشت، امّا برژينسكى هرگز به تابعيت كانادا درنيامد.
در سال ١٩٥٩ م.، برژينسكى شرايط تدريس در هاروارد را احراز نكرد؛ بنابراين به «نيويورك» رفت و در دانشگاه كلمبيا مشغول به تدريس شد. در آنجا بود كه كتاب «بلوك شوروى؛ اتحّاد و منازعه»[١] را به نگارش درآورد و در آن، به كاوش اوضاع و احوال اروپاى شرقى، پس از آغاز جنگ سرد پرداخت. وى همزمان به عضويت مؤسّسه شوراى روابط خارجى[٢] در نيويورك درآمد و در نشستهاى گروه بيلدربرگ[٣] شركت كرد.
در انتخابات رياست جمهورى ١٩٦٠ م. آمريكا، برژينسكى، مشاور مبارزات انتخاباتى جان اف. كندى بود و از سياست عدم عقبگرد در قبال حكومتهاى اروپاى شرقى حمايت مىكرد.
برژينسكى در ادامه، همچنان بر تشنّجزدايى تأكيد داشت و مقاله «حضور مسالمتآميز در اروپاى شرقى»[٤] را در نشريه «فارن افيرز»،[٥] منتشر نمود. پس از بحران موشكى «كوبا»، وى همچنان از سياستهاى عدم عقبگرد حمايت مىكرد، بر اين اساس كه چنين سياستهايى مىتواند ملّتهاى اروپاى شرقى را نسبت به واهمه پوشالىاى كه از آلمان متجاوز دارند، به خود آگاهى برساند و ترس مردم اروپاى غربى را از حكومت مشترك يك ابر قدرت كه بر اساس كنفرانس يالتا، شكل گرفت، فرو بريزد.
در سال ١٩٦٤ م.، برژينسكى از حاميان ليندون جانسون بود و سياستهاى جامعه بزرگ[٦] و حقوق مدنى را تبليغ مىكرد. همزمان شاهد آن بود كه رهبرى شوروى، پس از بركنارى خوروشچوف، از هرگونه خلّاقيت و ابتكار عملى خالى شده است. برژينسكى از طريق ژان نواك- يزيورانسكى[٧] با آدام ميچنيك ملاقات كرد؛ ميچنيك در آن زمان يكى از اعضاى حزب كمونيست به شمار مىرفت و بعدها به فعّالى برجسته در نهضت اتّحاد لهستان[٨] تبديل شد.
برژينسكى همچنان از ايده برقرارى ارتباط با حكومتهاى اروپاى شرقى، حمايت مىكرد و رويكرد دىگاول[٩] را كه به اروپايى از آتلانتيك تا اورال معتقد بود، خطرناك مىدانست.
وى همچنين از حاميان جنگ «ويتنام» بود. از سال ١٩٦٦ م. تا ١٩٦٨ م.، برژينسكى به عنوان يكى از اعضاى شوراى سياستگذارى[١٠] در وزارت خارجه آمريكا مشغول به كار بود (سخنرانى جانسون در هفتم اكتبر ١٩٦٦ م. با عنوان «برقرارى ارتباط»، تحت تأثير سخنان و نظرات برژينسكى صورت گرفت).
حوادث چكسلواكى، بيش از پيش صحّت انتقادهاى برژينسكى را از موضع خصمانهاى كه راستها در قبال حكومتهاى شرق اروپا اتّخاذ كرده بودند، آشكار ساخت. خدمت او به دولت جانسون و سفرهاى مهمّ وى به «ويتنام»، برژينسكى را به دشمن شماره يك چپ جديد، تبديل كرد؛ اين در حالى بود كه وى از اعلاميه پيوستن آمريكا به جنگ حمايت كرد.
در مبارزات انتخابات رياست جمهورى سال ١٩٦٨ م. آمريكا، برژينسكى رياست كارگروه تخصصّى سياست خارجى هابرت همفرى[١١] را بر عهده داشت. او به همفرى سفارش كرد كه برخى از سياستهاى رئيس جمهور جانسون را كنار بگذارد؛ به ويژه سياستهاى مربوط به ويتنام، خاورميانه و اتّحاديه جماهير شوروى.
برژينسكى پيشنهاد كنفرانس پان اروپايى را ارائه كرد. اين ايده به تدريج در سال ١٩٧٣ م. به بار نشست و منجر به شكلگيرى كنفرانس امنيتى و همكارى در اروپا[١٢] شد. همزمان وى به يكى از منتقدان جدّى سياست تشنّجزدايى نيكسون- كيسينجر و نيز مصلحتگرايى مكگاورن، تبديل شد.
در سال ١٩٧٠ م. برژينسكى كتاب «ما بين دو دوره؛ نقش آمريكا در دوره تكنترونيك»[١٣] را به نگارش درآورد. وى در اين كتاب مدّعى شد كه لازم است كشورهاى توسعهيافته سياستى هماهنگ را در پيش گرفته تا از اين طريق با بىثباتى جهانى كه ناشى از نابرابرى اقتصادى روز افزون است، مقابله كنند. بر اساس دعوى مطرح شده در اين كتاب، برژينسكى كميسيون سه جانبه[١٤] را به كمك ديويد راكفلر،[١٥] بنيان نهاد و از سال ١٩٧٣ م. تا ١٩٧٦ م. سرپرستى آن را بر عهده گرفت. كميسيون سه جانبه، گروهى از سياستمداران، تجّار برجسته و اساتيد دانشگاهى را از آمريكا، اروپاى شرقى و «ژاپن» گرد هم مىآورد. هدف ظاهرى اين كميسيون، تقويت روابط ميان سه منطقه دنياى كاپيتاليسم بود كه به لحاظ پيشرفت صنعتى در اوج قرار داشتند. برژينسكى همچنين جيمى كارتر، فرماندار «ايالت جرجيا» را به عنوان عضوى ديگر به اين گروه دعوت كرد.
ارتباط با حكومت
جيمى كارتر، در سال ١٩٧٦ م. خود را به عنوان كانديداى انتخابات رياست جمهورى معرفى كرد و برژينسكى از اواخر سال ١٩٧٥ م. در سمت مشاور سياست خارجى كارتر، مشغول به كار شد. در واقع، انتخاب برژينسكى، واكنش دمكراتها به هنرى كسينجر جمهورىخواه بود. كارتر با مطرح ساختن رويكرد سه جانبه در سياست خارجى، به مبارزه با رويكرد تشنّجزدايى فورد رفت.
كارتر پس از پيروزى در انتخابات سال ١٩٧٦ م.، برژينسكى را به سمت مشاور امنيت ملّى خود برگزيد. يك سال پيش از اين، شورشهاى كارگرى گستردهاى لهستان را فرا گرفت كه بنيان نهضت اتّحاد لهستان را فراهم آورد. برژينسكى كار خود را با تأكيد بر حقوق بشر در بيانيه هلسينكى شروع كرد كه اندكى پس از آن، منجر به شكلگيرى گروه فصل ٧٧[١٦] در چكسلواكى شد.
برژينسكى همچنين در نگارش سخنرانى آغاز به كار كارتر دست داشت و از اين طريق، توانست پيام مثبت خود را به گوش معترضان شوروى برساند. شوروى و رهبران اروپاى غربى به اين اقدام اعتراض كرده و آن را بر خلاف دستورالعمل تشنّجزدايى دانستند كه نيكسون و كسينجر وضع كرده بودند. برژينسكى در مقابل ديگر اعضاى حزب دمكراتيك