ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٧ - ٨ خوش گمانى به خدا
زندگى ناكام مىمانند:
«خداوند متعال به [حضرت] داوود كه درود خدا بر او باد، فرمود: اى داوود! من پنج چيز را در پنج جا قرار دادهام و مردم در پنج جاى ديگر آنها را جستوجو مىكنند و هرگز به آنها دست نمىيابند. من دانش را در گرسنگى و تلاش گذاشتهام و مردم آن را در سيرى و راحتطلبى دنبال مىكنند و هرگز آن را نمىيابند؛ من عزّت و سربلندى رفتن را در پيروى از خود قرار دادهام و مردم آن را در خدمت پادشاهان جستوجو مىكنند و هرگز به آن دست نمىيابند؛ من بىنيازى را در قناعت قرار دادهام و مردم آن را در زيادى مال مىجويند و هرگز به آن نمىرسند؛ من خوشنودى خود را در مخالفت نفس نهادهام و مردم آن را در رضايت نفس مىجويند و هيچگاه به آن دست نمىيابند؛ من آسايش را در بهشت قرار دادهام و مردم آن را در دنيا مىجويند و هرگز به آن دست نمىيابند.»[١]
٧. طلب روزى از خدا
يادش به خير! در سالهاى آغاز طلبگى، استادى داشتيم كه همواره ما را به توكّل به خدا فرا مىخواند و از نگرانى درباره تأمين معاش برحذر مىداشت. ايشان هميشه مىگفت: نظام اقتصاد طلبگى بر «رزق مَن حَيثُ لايَحتَسِب» استوار است. شما وظيفه خود را انجام دهيد، كار خود را به خدا واگذار كنيد و مطمئن باشيد خداوند، روزى شما را از جايى كه گمان نمىبريد، تأمين مىكند.
اكنون كه حدود سى سال از آن سالها مىگذرد، هر روز بيش از روزهاى پيش، به ژرفاى اين مطلب پى مىبرم و به اين حقيقت، بيشتر واقف مىشوم كه رزق و روزى ما به دست خداست و اگر در زندگى آنگونه كه خدا خواسته است زندگى كنيم، همه آنچه بدان نياز داريم، تأمين مىشود.
البتّه اين موضوع اختصاص به طلبهها هم ندارد و به فرموده «قرآن كريم»، همه كسانى كه از خدا پروا داشته باشند، از روزى بىحساب برخوردار مىشوند:
«... وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ؛[٢]
... و هركس از خدا پروا كند، [خدا] براى او راه بيرون شدنى قرار مىدهد و از جايى كه حسابش را نمىكند، به او روزى مىرساند و هركس بر خدا اعتماد كند، او براى وى بس است.»
چنانكه در اين آيه شريفه تصريح شده است، لازمه رسيدن به روزى بىحساب، اعتماد به خداست، همانكه پيش از اين، با عنوان «خوشگمانى به خدا» از آن تعبير كرديم؛ اينكه باور داشته باشيم رزق و روزى ما مضمون و مقدّر است و خداوند به بهترين شكل زندگى ما را اداره مىكند.
بر همين اساس است كه پيشوايان دين از ما خواستهاند و به ما هشدار دادهاند كه مواظب باشيد طلب روزى ضمانت شده، شما را از انجام تكاليف واجبتان باز ندارد. امام حسن عسكرى (ع) در اين زمينه مىفرمايند:
«لَا يشْغَلْك رِزْقٌ مَضْمُونٌ عَنْ عَمَلٍ مَفْرُوض؛[٣]
رزق و روزى ضمانت شده، تو را از كار واجب باز ندارد.»
بنابراين، همه ما در زندگى، در درجه نخست بايد در پى شناخت و اداى درست و كامل تكليف و وظيفه شرعى فردى و اجتماعى خود باشيم و هيچ دغدغه و نگرانىاى درباره رزق و روزى خود نداشته باشيم؛ به بيان ديگر، اگر ما تكليف و وظيفه شرعى را به خوبى بشناسيم و به آن عمل كنيم، خداوند هم روزى ما را به بهترين شكل و بىهيچ دغدغه و نگرانى تأمين مىكند.
٨. خوشگمانى به خدا
بارها در گفتوگوهاى روزمرّه، اين سخن را از برخى دوستانم شنيده بودم كه خدا را هر طور عادت داديد، همانطور با شما رفتار مىكند.
در ظاهر اين سخن، عوامانه به نظر مىآيد و در نگاه نخست ممكن است ايرادهايى هم به آن وارد باشد؛ ولى از حقيقتى حكايت مىكند كه در سخنان معصومان (ع) بارها بر آن تأكيد شده است.
روح اين سخن عاميانه، خوشگمانى به خدا و باور به لطف، رحمت و كرامت بىمنتهاى اوست كه امام رضا (ع) درباره آن مىفرمايند:
«أَحْسِنِ الظَّنَّ بِاللهِ فَإِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ يقُولُ أَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِى الْمُؤْمِنِ بِى إِنْ خَيراً فَخَيراً وَ إِنْ شَرّاً فَشَر؛[٤].
به خدا خوشگمان باش؛ زيرا خداى عزّ و جلّ مىفرمايد: من نزد گمان بنده مؤمن خويشم؛ اگرگمان او به من نيك باشد، مطابق آن گمان به او رفتار مىكنم و اگر بد باشد نيز مطابق همان گمان بد با او عمل كنم.»
امام باقر (ع) نيز به نقل از رسول گرامى اسلام (ص) نقل مىكنند كه فرمودند:
«سوگند به آنكه جز او خدايى نيست! خير دنيا و آخرت به مؤمنى ارزانى نمىشود؛ مگر به دليل خوشگمانى و اميدوارى او به خدا ... سوگند به آنكه جز او خدايى نيست! هيچ بنده مؤمنى به خدا خوشگمان نمىشود؛ مگر اينكه خداوند در كنار گمان بنده مؤمنش حاضر مىشود؛ زيرا خداوند كريم است و همه خيرها به دست اوست. او شرم مىكند كه بنده مؤمنش به وى خوشگمان شود؛ ولى او خلاف گمان بندهاش عمل و اميدش را نااميد كند. پس به خداوند خوشگمان و به او اميدوار باشيد.»[٥]
اگر باور داشته باشيم رزق و روزى، گشايش و توانگرى، عزّت و سربلندى، توفيق و نيكبختى و همه آنچه ما در زندگى به آنها نياز داريم و به آنها وابستهايم، به دست خداست؛ خدايى كه خزائن رحمتش كاستى نمىپذيرد، دعاى بندگانش را مىشنود، از حال آنها غافل نمىشود، هر كه را بخواهد عزيز و سربلند و هركه را بخواهد خوار و بىمقدار مىكند؛ خداوند نيز بر اساس اين باور، رزق و روزى، گشايش و توانگرى، عزّت و سربلندى، توفيق و نيكبختى و ... را به ما ارزانى مىكند و اگر برعكس گمان كنيم كه همه اين امور به دست خود ماست و تنها به تلاش خودمان وابسته است، خداوند نيز بر اساس اين گمان باطل، ما را به خودمان وامىگذارد تا از همان راهى كه گمان مىكنيم درست است، اين امور را جستوجو كنيم.
روشن است كه اين رويه، نتيجهاى جز خستگى، خسران، نااميدى و شكست در پى نخواهد داشت.