ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٧ - رشته عشق است و برگردن نكوست
زندگى به سبك بزرگان
علّامه سيّد محمّد حسين طباطبايى
صاحب «تفسير الميزان» كه بسيارى از علما و بزرگان و مراجع تقليد به شاگردى در محضر او افتخار مىكردند، چنان زندگى عاشقانهاى داشت كه شايد كمتر كسى حكايتهاى آن را باور كند؛ امّا علّامه طباطبايى و همسرش در طول زندگى مشترك پر فراز و نشيبشان، چنان دلبسته هم بودند كه بعد از فوت همسر علّامه، گريههاى علّامه طباطبايى در فراق او، بر سر زبانها افتاد. علّامه درباره همسرش گفته بود: اين زن مرا به اينجا رساند، او شريك من بود و هرچه كتاب نوشتهام، نصفش مال اوست.
اين چند برش عاشقانه خانوادگى علّامه را بخوانيد تا با ويژگى هاى كمنظير اين مرد بزرگ، اين بار در خانواده آشنا شويد:
ناراحتى به خاطر بچّه گربه
علّامه مىگفت آدم خودش بايد حواسش جمع باشد و نظافت را رعايت كند تا سوسك و پشه به خانهاش راه پيدا نكند. دخترش مىگويد: يك روز به ديدنشان رفتم. ديدم خيلى ناراحت هستند. علّت را پرسيدم. خانمشان گفتند: بچّه گربهاى افتاده توى چاهك حياط خلوت. ايشان از ديروز تا حالا پريشانند و همينطور راه مىروند؛ نه غذا مىخوردند و نه استراحت مى كنند. من خنديدم و گفتم براى بچّه گربه ناراحتيد؟ ايشان به من گفتند: بشر بايد عاطفه داشته باشد. آدم بىعاطفه، يقيناً با قرآن دوست نيست. ايشان بالأخره كلّى خرج كردند و چاهك را شكافتند تا بچّهگربه را بيرون آوردند.
به عشق همسر
همسرش كه بيمار شد، ٢٧ روز تمام كار و زندگىاش را رها كرد و به طور شبانهروزى به او مىرسيد. بعد از مرگ او، به عشقش وفادار بود و تا چهارسال، هر روز مرتّب مىرفت كنار مزارش. بعد از آن چهارسال هم كه فرصت كمترى داشت، به طور مرتّب دو روز (دوشنبه و پنجشنبه) سر مزار همسر مىرفت و امكان نداشت اين برنامه را ترك كند. به شاگردش هم پولى داده بود تا به كسى بدهد و تا يك سال هر هفته در شبهاى جمعه، در حرم حضرت معصومه (س) به نيابت از همسر مرحومش زيارتنامه بخواند. مىگفت: بنده خدا بايد حقشناس باشد، اگر آدم نتواند حقّ مردم را ادا كند، حقّ خدا را هم نمىتواند ادا كند.
رشته عشق است و برگردن نكوست
علّامه خانهاشان را چند بار عوض كردند: «تبريز»، «نجف»، «شادآباد» تبريز و بالأخره «قم»؛ آن هم در شرايطى كه خانهاشان در تمام سالها محقّر و كوچك بود و شرايط زندگى در غربت قم و نجف، سخت و