ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٨ - ١١ اخلاص در عمل
٩. برآورده كردن درخواستهاى ديگران
بسيارى از ما بهشت را بسيار دور و دستنيافتنى و راه رسيدن به آن را بسى سخت و ناهموار مىدانيم. از اينرو، از بسيارى فرصتها به راحتى در مىگذريم و برخى راههاى دستيافتن به آن را ناديده مىگيريم؛ در حالىكه خداوند از سر فضل و رحمت بىمنتهاى خويش، راههاى فراوانى براى رسيدن به بهشت پيش روى ما گذاشته و آنقدر بهشت را براى ما نزديك و در دسترس ترسيم كرده است كه انسان گمان مىكند تنها كافى است دستى بلند كند تا به راحتى، ميوههاى گواراى بهشتى را از شاخهسار درخت طوبى بچيند و عطر و طعم دلانگيز آن را با تمام وجود احساس كند.
برآوردن نيازمندىهاى برادران و خواهران ايمانى و پاسخگويى به درخواستهاى آنان، يكى از راههاى ميانبر بهشت و شايد نزديكترين راه رسيدن به رضوان الهى باشد. در روايتى كه از پيامبر اكرم (ص) نقل شده، در اين زمينه چنين آمده است:
«من قضى لأخيه المؤمن حاجة قضى الله له حوائج كثيرة إحداها الجنة؛[١]
هركس درخواستى از برادر مؤمن خود را برآورده سازد، خداوند نيز در مقابل، درخواستهاى فراوانى را از او برآورده مىسازد كه كمترين آنها بهشت است.»
باوركنيد اگر اين روايت را همواره در ذهن داشته باشيم و هرگاه كسى براى برآورده شدن نيازى يا پاسخگويى به درخواستى- هرچند كوچك و ناچيز- به ما مراجعه كرد، با اميد به رسيدن بهشت، با روى گشاده نياز او را برآورده سازيم و درخواستش را پاسخ گوييم، هيچ فاصلهاى تا بهشت نخواهيم داشت؛ چنانكه امام صادق (ع) مىفرمايند:
«كسى كه برادر مؤمن خود را با [اهداى پيراهنى] از برهنگى بپوشاند، خداوند، او را با پارچههاى بهشتى خواهد پوشاند و تا هنگامى كه بر آن شخص، تكّهاى از آن پيراهن باشد، پوشاننده در رضوان الهى به سر مىبرد و هركس برادر گرسنهاش را سير كند، خداوند، او را از غذاهاى بهشتى سير كند و هركس وى را از تشنگى برهاند و سيراب كند، خداوند او را از آب دستنخورده بهشتى (رحيق مختوم) سيراب مىكند.»[٢]
١٠. رفتار با ديگران آنگونه كه بر خود مىپسنديم
آنچه به خود نمىپسندى، براى ديگران نيز نپسند. اين ضربالمثل زيبا كه برگرفته از سخنان معصومان (ع) است، معيار و ميزان بسيار خوبى در رفتار با ديگران ارائه مىدهد. به بيان ديگر، براى دانستن اين مطلب كه آيا رفتار و گفتار ما با ديگران مناسب است يا خير، تنها كافى است كه به خود مراجعه كنيم و ببينيم آيا از آن رفتار و گفتار خوشمان مىآيد و مىپسنديم كه اينگونه با ما رفتار شده يا سخن گفته شود؟
پيشوايان دين اسلام (ع)، بارها در سخنان خود، از پيروانشان خواستهاند خوبىهايى را كه براى خود مىپسندند، براى ديگران نيز دوست دارند و بدىهايى را كه خود از آنها گريزان هستند، براى ديگران نيز نخواهند. پيامبر اكرم (ص) در پايان روايتى كه در آن، سى حقّ برادران و خواهران ايمانى نسبت به هم را برمىشمارد، مىفرمايند:
«... وَ يحِبُّ لَهُ مِنَ الْخَيرِ مَا يحِبُّ لِنَفْسِهِ وَ يكرَهُ لَهُ مِنَ الشَّرِّ مَا يكرَهُ لِنَفْسِه؛[٣]
... و آنچه از خوبىها براى خود مىپسندد، براى او هم بپسندد و آنچه از بدىها كه براى خود نمىپسندد، براى او نيز نپسندد.»
اميرمؤمنان على (ع) نيز در بخشى از سفارشهاى خود به فرزند دلبندشان، امام حسن مجتبى (ع) دراينباره مىفرمايند:
«اى فرزندم! خود را در آنچه ميان تو و ديگران است، ميزان قرار ده. پس براى ديگران دوست بدار آنچه براى خود دوست مىدارى و آنچه براى خود نمىخواهى براى ديگران مخواه و همانگونه كه نخواهى بر تو ستم كنند، بر كسى ستم روا مدار. به ديگران نيكى كن؛ همانگونه كه خواهى به تو نيكى كنند. آنچه از ديگران زشت مىدارى، بر خود نيز زشت بدار. آنچه از مردم به تو مىرسد و خشنودت مىسازد، سزاوار است كه از تو نيز به مردم، همان رسد. آنچه نمىدانى، مگوى؛ هرچند دانستههايت اندك باشد و آنچه نمىپسندى به تو گويند، تو نيز بر زبان مياور.»[٤]
با توجّه به اين روايات، جا دارد كه همه ما به جاى اينكه پيوسته از ديگران گلايه كنيم كه چرا با ما اينگونه سخن گفت يا اينگونه رفتار كرد، قدرى در گفتار و رفتار خود با ديگران انديشه كنيم و ببينيم آيا با ديگران آنگونه كه خود مىپسنديم و دوست داريم، سخن مىگوييم و رفتار مىكنيم؟ آيا آنچه را براى خود روا نمىداريم، براى ديگران نيز نمىخواهيم يا خير؟!
١١. اخلاص در عمل
در بسيارى از نواحى «ايران»، وقتى كسى كارى را از غير طريق معمول آن انجام مىدهد، اين ضرب المثل را به كار مىبرند كه فلانى سورنا را از دهان گشادش مىنوازد. اين ضرب المثل حكايت زندگى بسيارى از ماست. بسيارى از ما براى رسيدن به جاه و مقام، شهرت و معروفيت و جايگاه مطلوب اجتماعى، به هر كارى دست مىزنيم و از هيچ كوششى فروگذار نيستيم. غافل از اينكه عزّت و ذلّت به دست خداست و او هركه را خواهد، عزيز و هركه را كه خواهد، خوار مىگرداند. قرآن كريم دراينباره مىفرمايد:
«قُلِاللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ؛[٥]
بگو: بار خدايا! تويى كه فرمانفرمايى؛ هر آنكس كه خواهى، فرمانروايى بخشى و از هركه خواهى، فرمانروايى را باز ستانى و هر كه خواهى، عزّت بخشى و هر كه را خواهى، خوار گردانى. همه خوبىها به دست توست و تو بر هر چيز، توانايى.»
بر اساس آموزههاى اسلامى، تنها رمز رشد و پويايى و شهرت و ماندگارى، اخلاص در عمل و انجام كارها تنها به قصد رضاى الهى و اداى تكليف و وظيفه شرعى است.
در زندگى خود، بسيار ديده و شنيدهايم كه افرادى براى يافتن نام و به دست آوردن مقام، همه كار انجام دادند؛ ولى جز چند صباحى، نامى و