ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٨ - در انتهاى سخن
روابط است و به همين نسبت، احتمال بروز اختلاف ميان آنها بيشتر است.
اگر مخالفتهاى كوچك خود را بيان نكنيد و با توجّه به تعداد مورد پيش آمده، از خير مطرح كردن آنها بگذريد، اين مخالفتهاى كوچك جمع شده و كم كم به علامت هشدار دهنده بعدى، يعنى رنجش و عصبانيت تبديل مىشود. حال كمى به زندگى با شريك عاطفى خود فكر كنيد و اتّفاقات هفته گذشته را مرور كنيد و مواردى كه با همسرتان در زمينه آنها اختلاف داشتيد، بهياد آوريد. طرز برخورد شما با اين مخالفتها در وهله اوّل شاخص خوبى براى سلامتى ازدواج شما مىباشد.
رنجش و عصبانيت
عصبانيت و رنجش، نوع شديدتر مخالفتهايى است كه روى هم جمع شدهاند و به صورت احساس تنفّرى موقّتى ابراز مىشود. در اين مرحله، شما فرد مقابل را سرزنش و ملامت مىكنيد و فرد مقابل هم عكسىالعمل نشان مىدهد و شما را مورد حمله قرار مىدهد. خيلى مواقع كه سر موضوع كوچك و بىربطى، دعواى بزرگى راه مىافتد، علّت آنرا بايد در جاى ديگر و موضع ديگرى جستوجوكنيد.
از اثرات رنجش و عصبانيت، مىتوان به جدايى عاطفى موقّت بين شركاى عاطفى اشاره كرد. عصبانيت با فشار روحى زيادى همراه است و انرژى زيادى از شما مىگيرد.
اگر رنجش و عصبانيت، مدام تكرار شود شما در مقام جلوگيرنده آن، با به درون ريختن اين عصبانيت و رنجش و انباشت انرژى منفى بسيار در درونتان پا به مرحله سوم مىگذاريد.
عدم پذيرش و طرد
بعد از يك دعواى مفصّل، در را به هم مىكوبيد و از منزل خارج مىشويد؛ در حالىكه احساس يأس و پوچى سراسر وجودتان را فرا گرفته است. اين در حالى است كه از جار و جنجال و دعوا هم خستهايد و منزل را براى رسيدن به آرامش ترك كرده ايد. در حقيقت از همسر خود فرار كردهايد. اين مرحله ممكن است به صورت ديگر و در درون منزل اتّفاق بيافتد. شما در منزل و زير يك سقف هستيد، ولى به يكديگر بىاعتنايى مىكنيد و يكديگر را مورد بىتوجّهى قرار مىدهيد. در واقع وى را هم از ديده و هم از دل بيرون مىكنيد. اين مرحله مىتواند يك ساعت به طول بيانجامد، ولى تا چند روز و چند هفته هم طول بكشد. بيشتر جدايىها و طلاقها در اين مرحله اتّفاق مىافتد. اين دوره، بحرانىترين دوره اختلافات و در حقيقت، زمان به زانو در آمدن آخرين تلاشهاى عاطفى طرفين براى بقاى زندگى مشتركشان است.
در طرد و عدم پذيرش، آنقدر فشار روحى و تنش زياد مىشود كه فرد براى خود فضايى تازه و آرام طلب مىكند و اينگونه از زندگى زناشويى خود عقبنشينى كرده، ميدان مبارزه را ترك مىكند؛ در حالىكه پيوندهاى عاطفى آخرين نفسها را مىكشد.
امّا طرد و عدم پذيرش هم مىتواند لاينحل باقى بماند و با تكرار و انباشت در طول يك دوره زمانى، شما را به مرحله نهايى گسست عاطفىتان سوق دهد.
سركوب
گوشهاى از رستوران، ساكت، تنها و عبوس نشستهايد و زندگى خود را مرور مىكنيد. به زندگى متروك با همسرتان متحّمل شدهايد، فكر مىكنيد. تمام لحظات شيرين زندگى زناشويى خود و نظرات خانواده و فاميل درباره زندگيتان را از خاطر عبور مىدهيد و به حرفهاى آنها، بعد از جدايى خود فكر مىكنيد. در اين لحظه، در يك عكسالعمل طبيعى، شما نمىخواهيد در نظر ديگران آدم شكست خوردهاى به نظر برسيد؛ پس بايد كارى كنيد و همه اين زندگى خوب را نجات دهيد. به يكباره همهچيز مرتّب مىشود و كدورتها از وجودتان رخت مىبندند.
اينجاست كه شما در دام سركوبى افتاديد و همه احساسات منفى و عصبانيت و رنجش و طردهاى مداوم خود را سركوب كرديد تا آبرويتان حفظ شود و خانوادهيتان پابرجا بماند. در اين لحظات، شما با خود مىگوييد: «بيشتر از اين ارزش جنگيدن ندارد؛ بگذار همه چيز را فراموش كنم؛ خستهتر از آنم كه بتوانم با موضوع سر و كلّه بزنم.»
سركوب، نوعى احساس سكون و بىحسّى است. شما ديگر احساسات منفى خود را حس نمىكنيد؛ امّا در مقابل، بهاى بزرگى مىپرازيد و ديگر احساسات مثبت خود را نيز لمس و درك نخواهيد كرد. شما از نظر عاطفى، فلج شدهايد و تا پايان عمر، يكنواخت و بىاحساس به نمايش كسالتآور زندگى خود ادامه مىدهيد. ماسكى از لبخندها و احترامهاى ساختگى به چهره مىزنيد و ديگر شور و نشاط سابق را نداريد. زندگيتان قابل پيشبينى و كسلكننده مىشود و خستگى مزمن جسمى، به سراغتان مىآيد.
آنچه اين مرحله را فاجعهآميز مىكند، نوع رابطهاى است كه بين زوجين وجود دارد. به اين ترتيب كه همهچيز خوب و مرتّب، به نظر مىرسد و طرفين به ظاهر، زندگى خوبى در كنار يكديگر دارند؛ امّا در واقع، بسيارى از استعدادها و مهارتهاى عاطفى خود را فراموش كردهاند و به يك نيمه مرده ماشينى تبديل شدهاند كه زندگى محدود و بىطراواتى را دنبال مىكنند و خبر بد اين است كه در اين مرحله، خود فرد هم احساس مىكند خوشبخت است و زندگى خوبى دارد، غافل از اينكه بسيارى از قسمتهاى وجودش در حالت نيمهخاموش به سر مىبرد.
در انتهاى سخن
عدّه زيادى از ما در مراحلى يا در همه زندگى خود، درگير مرگ عاطفى مىشويم، امّا علاج كار در كجاست؟
مسلّماً در روراست بودن با خود و ديگران و بيان مخالفتها در همان زمان شكلگيرى و ابراز ناراحتى و رنجشها در مرحله بعد.
در كنار پرورش اين عادت پسنديده، فراگيرى و تمرين مهارتهاى حلّ مسئله و گفتوگوى معطوف به نتيجه عينى و مؤثّر نيز، بايد در دستور كار قرار گيرد.
اگر در حال حاضر، درگير اين مراحل هستيد، وضعيت خود را كامل تشريح كنيد و با در نظر گرفتن هدفهاى كوچك و دستيافتنى، قدم به قدم از مرگ عاطفى خود فاصله بگيريد.
مهمترين قدم، پذيرش واقعيت وجود اشكال در زندگيتان است؛ زيرا بزرگى مىگويد: زمانى كه آگاهى به وجود مىآيد، تغيير آغاز مىشود.